شماره مقاله: 3555

مسیر:
صفحه اول > همراهان > نامه های شما

لینک مستقیم:
/spip.php?article3555



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

نامه ای برای مخالفان

پیشنهاد من به آقای تریبون!

کریم پور حمزاوی

دو شنبه14 بهمن 1387


تغییر برای برابری - داستان ما و "پلمپ" داستان یکشبه ای نیست! داستانی بس طول و دراز است که در طول تاریخ نمونه های بسیاری را میتوان از آن ذکر کرد. سلطان محمود غزنوی نیز در صدد "پلمپ" شاهنامه به شیوه خود بود! اما هر یک از جلد شاهنامه اینک در خانه اکثر ایرانیان وجود دارد و شاهنامه همچنان ورد زبان این کهن دیاران است.

اینگونه یادمان دادند که زبان پارسی را از راست به چپ بنویسیم و از راست به چپ بخوانیم. وای بر بی خردی این روزهاکه واژه ها نیز در حال خوانده شدن از چپ به راست هستند!

ما در کمپین یک میلیون امضا قوانینی که بر آن معترض هستیم را مشخص کرده ایم! شیوه اعتراض را نیز مشخص کرده ایم, اگر هم کسی شیوه ای مسالمت آمیز تر از امضا بیاد دارد بیاید و آن را نیز به ما بیاموزد! اما یکی بیاید و رابطه حوادث غزه با مطالبات زنان ایران را برای ما شرح دهد! یا به ما بگوید که خانم "شیرین عبادی" بنا بر چه تعهدی میبایست مواضعی آنهم از نوع زود هنگام در قبال حوادث رخ داده در جهان اتخاذ کنند!؟ اگر مشکل اتخاذ موضع یا عدم اتخاذ آن نسبت به حوادث غزه بود چرا تجمع اعتراض آمیز "مادران صلح" بر علیه درگیری های صورت گرفته در غزه با شعارهای "مرگ بر صلح طلب" سرکوب شد!؟

اگر عدم اتخاذ مواضع زود هنگام برای خانم عبادی جرم است چرا دفتر"کانون مدافعان حقوق بشر" به داعیه تخلف از قوانین مالیاتی و آن هم بدان شکل سراسیمه پلمپ شد!؟ اگر موارد تخلف وجود خارجی هم داشت چرا بهمراه ادعاهای مختلف اسناد آن نشان داده نشد!؟

اگر تمامی داستان تا بهمین نقطه متوقف میشود دلیل این همه تریبون بسیج شده بر علیه مطالبات زنان چیست!؟
برخی تریبونها با ایدز خواندن فعالان زن تا آنجا پیش میروند که تز پلمپ کردن آن دسته از نهادهای مدنی نیمه جان را میدهند و بر فواید اینترنت (به دلیل بسیار محکم چت کردن برخی کاربران اینترنتی) شک کرده و با هشداری بسیار جدی از حضار میخواهند که بین ماهواره و اینترنت از یکسو و بچه های خود از سوئی دیگر یکی را انتخاب کنند!

ای کاش که حتی بهنگام خواندن واژه ها بشکلی وارونه و از چپ به راست باز هم انصاف رعایت میشد! ای کاش تریبونی که با تمام قوا فعالین حقوق زن را که داوطلبانه و با پول جیبی خود به شهر و روستا میروند تا زنان را نسبت به حقوق خود یاد آور باشند را میکوبد! اقلا بگوید که این فعالان در آنجا چه میگویند! و تنها به این اکتفا نکند که ( اینها به آنجا میروند و به زنان آموزش میدهند که شما همیشه باید یک ساک برای فرار را بشکلی آماده در خانه داشته باشی, و حتی میگویند که در ساک چه بگذاری! زنان را به فرار از خانه تشوق میکنند!) تریبون عزیز! فدای آن همه زجر و تقلایت بشوم! آخر چه کسی و در کجا نوشته و یا گفته است زنان میبایست از خانه فرار کنند!؟ ای کاش شما هم به تصاویر چهره های کبود شده زنان از شدت ضربات در خانه های خود نگاهی میانداختید, و یا به آمار خودکشی زنان و یا زنانی که در خانه توسط همسر خود به قتل میرسند نیم نگاهی میانداختید, و یا کمی ذهن خود را درگیر این میساختید تا بیاندیشید زنان و دخترانی که در معرض قتلهای ناموسی قرار دارند و هیچ نهادی در جامعه یار و یاور آنها نیست به کجا میبایست پناه بیاورند, تا بلکه شما راه حلی میدادید و ما برای شما از سر خوشحالی کف هم میزدیم!

مگر این یک میلیون امضا چه هیزم تری به کسی فروخته است که میبایست تریبون بخاطر آن قراردادهای کنوانسیونهای مختلف حقوق بشر و یونیسف و NGO ها و کارگاههای آموزشی و اینترنت و ماهواره و ... را از دم یک تیغ بگذاراند و پیشنهاد بسیار عملی ریشه کندن و یا رویگردان شدن از تمامی آنها را بدهد!؟

آقای تریبون شاید در میان بارش این همه اتهامات بی پایه و اساس این پیشنهاد بنده بی جا باشد! اما باز هم برای رفع تکلیف هم که شده و از آنجائیکه شما از من ایرانی تر نیستید پیشنهاد میکنم اگر سعه صدرتان تا آنجا پیش رود که بمدت پنج دقیقه تریبون خود را به من هم بدهید من حاضرم تعهد کتبی بنویسم که دیگر نه از اینترنت استفاده میکنم و نه ماهواره تماشا میکنم و نه امضا جمع میکنم و علاوه بر اینکه آرزوی رفتن به هیچ شهر فرنگی ( از جمله لندن, پاریس و آمریکائی که نام بردید) را نمیکنم , حتی به شهر و روستا هم نمیروم تا تز تهیه "ساک فرار از خانه" را برای زنان ارائه دهم! و در نهایت بنده هم مثل شما به تمامی قراردادها و کنوانسیونهای حقوق بشری صادر شده در جهان بی اعتنا خواهم بود.