|
نان و گل سرخ / وبلاگ دشمن مردميكشنبه8 بهمن 1385 چند ماهي است كه عدهاي از فعالان مسائل زنان فعاليتي را تحت عنوان كمپين يك ميليون امضاء آغاز كردهاند (براي آگاهي بيشتر ميتوان به سايت كمپين http://www.we-change.biz/ مراجعه كرد) در همن مدت كوتاه كمپين توانسته جنب و جوش فوقالعاده و كمسابقهاي را در ميان گروههاي مختلف و متعددي برانگيزد، هر روز خبري كمپين از فعاليتي جديد، آدمهايي جديد و برخوردهايي جديد ميرسد. بيشك در این حرکت، افراد و فعاليتهاي ارزشمند كم نيستند، با اين حال من با نوعي شك و در واقع بدبيني به جهت كلي كمپين نگاه ميكنم. سعي ميكنم تا جايي كه ميتوان به طور خلاصه دليلم را بيان كنم. در شهرستاني نزديك تهران مدتي شاغل بودم و از نزديك با خانم دكتري تهراني برخورد داشتم كه براي مطب دندانپزشكي دختري از اهالي همان شهرستان را استخدام كرده بود. شرايط كاري آن دختر خيلي خلاصه چنين بود، ساعت كاري ۸:۳۰ الي ۶ بعد از ظهر يا ۸:۳۰ تا ۱ و ۳:۳۰ تا ۸ ۹ شب بود. كار هم منشيگري و پاسخگويي به تلفنها، شسشتو و نظافت، دستياري دندانپزشك و كلا هر كاري كه در يك مطب دندانپزشكي به عهده دندانپزشك نباشد. اما تنها اين نبود، هر كار خارج از مطبي هم كه خانم دكتر داشتند (مثلا كارهاي بانكي) و ميشد به عهده آن دختر گذاشت، از او دريغ نميشد. تا جايي كه يادم هست هر ۶ روز هفته هم همين منوال بود (شايد پنجشنبه عصرها تعطيلي بود). مسايل ديگر به كنار؛ حقوق دختر جوان ماهانه چيزي بين ۳۰ تا ۳۵ هزار تومان بود. جالب اينكه يك ماه به علت بيدقتي دختر در خاموش كردن دستگاه فور، خانم دكتر خسارتي معادل ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان از ايشان گرفتند (فكر كنم قيمت اجناس نو را از ايشان مطالبه كردند) و حقوق تا سطح ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان پايين آمد. البته دختر نه مجنون بود و نه نادان. كار خارج از خانه حداقل فايدهاي كه براي او داشت فرصت تلفني صحبت كردن در آن شهر بسته با دوست پسرش بود. يك نكته ديگر، تا جايي كه من ديدم خانم دكتر جوان كم "مدرن" و "آگاه" نبود. اين از اين، حالا سوال من از دوستان كمپيني اين است كه كمپين شما كنار كدام يك ايستاده؟ اصلا فرض كنيم"درد مشترك" اين خانم دكتر و آن دختر آن چنان است كه بتوان آنها را در كنار هم قرار داد، آيا قرار است "فعلا" آن دختر مطالبات اقتصادي خود را فراموش كند، در جنبش زنانه كمپين در كنار صاحبكار همجنسش تنها به دنبال مطالبات حقوقي خود باشد تا در شايد آينده نوبت حل مسائل ديگرش برود؟ البته در هر حركت جمعي و جنبشي حتما ميان افراد آن حركت اختلافات و تبعيضهايي وجود دارد، اما حركتي كه بخواهد به بهانه نخنماي "وحدت" و "منافع جنبش" و اينجا "زن بودن" اين اختلافات و اين تبعيضها را نديده بگيرد، در حقيقت امر نشان داده كه در اين اختلافات در كدام سو قرار گرفته است. مهمتر اينكه، امروز در مواجهه با مشكلات دهشتناك اقتصادي كه اكثريت همميهنانمان را درگير كرده، چگونه جنبشي ميتواند خود را آزاديخواه و عدالتطلب بداند در عين حال به مشكلات اقتصادي مردم بيتوجه باشد و خود را درگير آن نكند. بحث من دعواي مبتذل تقدم اقتصاد يا سياست و ... نيست، هيچ جنبش پيشرويي نميتواند به هيچ بخش از مشكلات موجود بيتوجه باشد. اگر تشكلي كارگري هم بخواهد به هر بهانهاي به تبعيضهاي جنسيتي، قوميتي و ... توجه نكند، دارد اعلام ميكند كه جنبشي مردسالار، مركزگرا و ... است. دوستان خواهند گفت كه كمپينشان منافع هر دو -خانم دكتر و آن دخترـ را در نظر دارد، حتي اگر اين را بپذيريم، ميتوان سوال را ادامه داد كه خب در مورد اين دو نفر و "اين دو نفرها" به طور خاص چطور؟ كمپين در كدام سو ايستاده؟ آيا گل سرخ بينان ممكن است؟ |