|
به مناسبت تولد یکصد ویک سالگی سیمون دوبوار کار درآمدزا زنان را به آزادی می رساندکانون زنان ایرانی / فریده غایب پنج شنبه26 دی 1387 یک سال از تولد یکصد سالگی سیمون دوبوار،نویسنده فرانسوی می گذرد . سیمون دوبوار هم نویسنده است هم فیلسوف و هم به قول خود یک فمنیست:" به یاد دارم که در پایان کتاب "جنس دوم" ذکر کرده بودم که من آنتی-فمینیست هستم، زیرا فکر میکردم با توسعهی جامعه در مسیر سوسیالیسم مشکل زنان خودبهخود حل خواهد شد. فمینیستها زنان یا مردانی هستند که بدون توقع تغییرات حتمی در تمامی جامعه، برای حقوق زنان مبارزه میکنند. به این مفهوم من در حال حاضر فمینیست هستم، چون میپذیرم که مبارزه در صحنهی سیاسی سریعاً به دستیابی به هدف ختم نمیشود. بنابراین ما باید پیش از رسیدن به سوسیالیسم آرمانی خود، در راستای رسیدن به یک جایگاه مشخص و عینی برای زنان مبارزه کنیم. " کسب هویتی آزاد و مستقل برای زنان جزو دغدغه های همیشگی سیمون دوبوار محسوب می شود. "کار" برای زنان یکی از راههای رهایی بخشی است که این نویسنده بر آن تاکید زیادی دارد و حتی یک بخش از کتاب جنس دومش را به "زن مستقل" اختصاص داده است:"فقط و فقط کار می تواند آزادی واقعی را برای زن تامین کند." دوبوار در مصاحبه خود با آلیس شوارتسر می گوید:" به عنوان اولین گام زنان باید خارج از خانه کار کنند. آنچه برای استقلال واقعی آنها مهم به شمار میآید، داشتن شغل است. من این را به تمام زنانی که در این باره میپرسند، توصیه میکنم. این شرط لازمی است که به آنها اجازه میدهد در صورت نیاز از همسران خود جدا شوند. با داشتن شغل آنان میتوانند خرج خود و فرزندانشان را تأمین کنند و بدون وابستگی زندگی خود را پیش ببرند. به خوبی میدانم که کار در جامعهی امروزی نه تنها رهایی بخش نیست؛ بلکه انسان را با خود بیگانه میکند. اما در نهایت زنان باید میان یکی از این دو نوع از-خود-بیگانگی انتخاب کنند: خانهداری یا اشتغال بیرون از خانه! با وجود این کار درآمدزا نخستین شرط استقلال زن است." اما با این حال او می پذیرد که کار زنان در بیرون از خانه اما و اگرهایی دارد:"زنی که از نظر اقتصادی خود را از مرد می رهاند در همان حد، در موقعیت اجتماعی،اخلاقی و روانی مشابه شرایط مرد قرار ندارد. طریقه ای که او به کسب و کار می پردازد و خود را وقف آن می کند به مجموعه ای وابسته است که شکل جهانی زندگی اش آن را پدید می آورد. زن هنگامی که به زندگی بزرگسالی خود نزدیک می شود در پشت سرش همان گذشته پسر بچه ها را ندارد. اجتماع با همان نظر به او نمی نگرد. جهان در چشم اندازی متفاوت به او عرضه می شود.موضوع زن بودن امروزه برای انسان مستقل مسئله های خاصی را مطرح می کند." او در بخش "به سوی رهایی" در کتاب جنس دوم می نویسد:" اکثر زنهایی که کار می کنند و از دنیای سنتی نیز نمی گریزند کمکی را که لازم است تا آنان واقعا با مردها برابر شوند از جامعه و شوهر دریافت نمی کنند. فقط زنهای دارای ایمان و عقیده سیاسی آن هایی که در سندیکاها مبارزه می کنند و به آینده اعتماد دارند می توانند به خستگی های بیهوده روزمره معنایی ببخشند .اما طبیعی است که زن های محروم از اوقات فراغت و وارث سنت فرمانبری رفته رفته فقط به توسعه درک سیاسی و اجتماعی خود بپردازند. انها چون در ازای کار خود، به منافع معنوی و اجتماعی که حق دارند به امیدشان باشند دست نمی یابند طبیعی است که اجبارها را بدون شور و شوق بپذیرند." دوبوار عقیده دارد امتیازی که مرد دارد و از همان دوران کودکی احساس می شود این است که موضوع انسان بودن او با سرنوشت مردانه اش تباین ندارد و دچار تشتت نمی شود اما از زن خواسته می شود برای کمال بخشیدن به زنانگی اش خود را شی و طعمه کند یعنی از خواسته های خود چشم بپوشد. این تضاد وضع زن را به نحوی خاص مشخص می کند. زن از بند رسته از اینکه در وظیفه زنانگی خود استقرار پذیرد خودداری می کند زیرا نمی خواهد خود را مثله کند. اما طرد جنسیت نیز نوعی مثله شدن است .انصراف او از زنانگی به مثابه انصراف از قسمتی از انسانیتش است. دو بوار درباره موقعیت زنانه میگوید اینکه زن نیز آزاد است و طرح میافکند، اما طرحی که میافکند در جهانی است که مرد بر آن سلطه دارد و به مثابه جنس اول زن را وامیدارد که به خود به عنوان جنس دوم بنگرد، به عنوان موجودی که از جنس دیگر است، یعنی در حاشیه است، فرعی است، اصلیتی ندارد، بایستی پیروی کند، بایستی فرمانبردار باشد. موقعیت زنانه محصول موقعیت مردانه است. موقعیت مردانه امکان فرارفتن را به مرد میدهد، این امکان را اما از موقعیت زنانه سلب میکند. زن فرا نمیرود، فرو مینشیند؛ برای-خود نیست، در-خود است. حکم دو بوار این است که فراروی از وجود هماکنونی، پرت کردن خود در آینده، ریختن طرحی که درخود را برایخود کند، یعتی به قوهی وجود فعلیت بخشد، پیرو جنسیت است، آن هم نه به عنوان یک امر طبیعی و زیستشناختی، بلکه به عنوان موقعیت. و یک کار از نظر این فیلسوف فمنیست، راهی به سوی رهایی زنان است هرچند در این مسیر هم مشکلات فراوان است. |