شماره مقاله: 3420

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article3420



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

در نوار غزه...

مرهم درد مادران غزه را کجا بايد جست ؟

ایونا / تهران

شنبه14 دی 1387


آيا کسي مي تواند دردهاي روحي مادران غزه را تسکين دهد ؟ به راستي "ام محمد" چگونه مي تواند شاهد صحنه اي باشد که سه کودک خردسالش را يک باره در زير خروارها خاک ، پنهان مي کنند ؟

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری زنان ایران "ایونا" ، تماشاي صحنه هاي دردآور جرم و جنايات رژيم صهيونيستي در نوار غزه، روح و روان هر فرد بيداري را متاثر مي کند .

تماشاي صحنه اي که مادر فلسطيني بر سر جسد سه کودک معصوم خود زجه مي زند ، قلب هر مادري را آزرده و ناخودآگاه اشک را برچهره وي جاري مي سازد .

حتي ديدن چنين صحنه هايي بر وجود انسان لرزه مي اندازد پس واي بر حال اين مادر داغ ديده... آيا به راستي "ام محمد" توان تحمل چنين مصيبتي را دارد ؟

به راستي "ام محمد" چگونه مي تواند شاهد صحنه اي باشد که سه کودک خردسالش را يک باره در زير خروارها خاک ، پنهان مي کنند؟ شايد اگر پدر کودکان "ام محمد" در کنار وي بود ، تحمل چنين مصيبتي براي اين مادر داغ ديده راحت تر بود. ولي هيهات! که "ام محمد" همسر خود را نيز دو روز قبل از شهادت کودکانش ، از دست داده است .

"ام محمد" اين مادر داغ ديده در نخستين روز آغاز حملات هوايي رژيم صهيونيستي به نوار غزه ، مجبور شد جسد همسر و دو برادر خود را تا گورستان غزه همراهي کرده و سپس به همراه کودکانش به خانه بازگردد .

آن شب ، "ام محمد" کودکان يتيم خود را در آغوش گرفت و همه با هم در غم از دست دادن پدر ، اشک ريختند . آن شب ، "ام محمد" نمي دانست که دو روز بعد مجبور است تنها و بي کس در کنج اتاق ماتم گرفته و اشک بريزد .

اي واي بر حال اين مادر داغ ديده!

روز گذشته زمانيکه "ام محمد" و سه کودک معصومش در اتاق سرد و تاريک خوابيده بودند ، ناگاه ديوار اتاق بر روي آنان خراب شد . "ام محمد" با تلاش بسيار خود را از زير آوار بيرون آورد ولي هرچه تلاش کرد نتوانست کودکانش را از مرگ نجات دهد . اين مادر مصيبت ديده وقتي کودکانش را از زير آوار خارج کرد ، که ديگر خيلي دير شده بود و متاسفانه سه طفل معصوم وي ، براي هميشه در خواب فرو رفته بودند .

"ام محمد" زجه زد ، نام کودکانش را فرياد زد ولي صدايي نشنيد . شايد کودکان"ام محمد" تحمل درد يتيمي را نداشتند! شايد کودکان معصوم "ام محمد" نمي خواستند مادرشان بيش از اين سختي و مشکلات را تحمل کرده و جاي پدر را براي آنان پر کند!

آري کودکان "ام محمد" دو روز پس از شهادت پدر، به وي ملحق شده و جام شيرين شهادت را نوشيند . و حالا "ام محمد" تنها و بي کس در کنج اتاق نشسته و به اميد شنيدن صداي کودکانش، نام آنان را يکي يکي صدا مي زند .

به راستي چه کسي مي تواند پاسخگوي اين درد و رنج عظيم باشد ؟ چه چيزي مي تواند مرحم دل شکسته و تکه تکه شده اين مادر داغ ديده باشد ؟

ایونا