شماره مقاله: 3337

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article3337



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

نگاهی به پدیده فرار دختران و زنان ويژه

چرخيدن بر دور باطل

جهان نیوز

چهار شنبه4 دی 1387


قبل از خواندن این گزارش یادآوری می کنم که خودتان را برای شنیدن نکته‌هایی تکان دهنده آماده کنید. چیزهایی که شاید به نظر خیلی‌ها بشود انگ سیاه نمایی را روی آن چسباند اما چیزی جز واقعیت تلخی نیستند که هر روز در کنار هر کدام از ما اتفاق می افتد و شاید بدون توجه از کنار آن‌ها بارها و بارها گذشته ایم.

شاید خودمان هم در زمره قضاوت کنندگان در موردش باشیم و در همان نگاه اول با صدور حکم نهایی ضربه‌ای به آن وارد کرده و مطرودش کرده ایم و شاید حتی تعداد کمی هم جزو سوء استفاده کنندگان از موقعیت به وجود آمده و... فرقی نمی کند در آخر که همه ما در ظاهر نهایتا با یک چوب آن را زده ایم و شاید معدودمان که حتی کمتر از معدود که قلیلی به فکر چاره افتاده و فقط آهی از سر حسرت نکشیده ایم.

در ادامه این نوشته می خواهیم نگاهی به پدیده‌ای که حالا معضل و ناهنجاری‌ای بزرگ شده بپردازیم که می‌شود با کار کارشناسی و نگاهی دلسوزانه و بدون حب و بغض آن را تا سر حد درمان هم پیش برد. می خواهیم به پدیده زنان ويژه نگاهی بکنیم و ریشه مهم آن، فرار دختران و زنان. چیزی که اگر واقع بین باشیم در کنارمان دیده می‌شود و خدای ناکرده اگر همین طور دست روی دست بگذاریم می رود که به امری عادی بدل شود.

معضلی که در تمام کشورهای دنیا هم اتفاق می‌افتد و حتی در خیلی از آنها به دیده شغل به آن نگاه می شود و در زمره یکی از تجارت‌های پرسود قرار می گیرد. معضلی که معضلات عدیده دیگر آن را به وجود آورده اند.بیایید قبل از هر آه و فغانی و قبل از مارک زدن به ما برای این نوشته اندکی دندان روی جگر بگذارید و با هم چیزهایی را ببینیم. فقط به اندازه چند سطر تحمل خودتان را به رخ ما و دیگران بکشید.

***

به این عبارت دقت کنید: «دختری فرار کرد.» حتما تا به حال این عبارت را بارها و بارها شنیده و یا در روزنامه ها خوانده اید. اما آیا این اتفاق برایتان افتاده که قبل از نتیجه گیری در مورد این خبر از خودتان بپرسید که طرف چرا فرار کرده؟ یا از چه فرار کرده؟ او که بوده که فرار کرده؟ چرا فرار را انتخاب کرده؟ و... انگار همه مان به قضاوت سردستی عادت کرده ایم.

به قول ریاضی دانان،پاک کردن صورت مسئله ساده‌ترین راه حل آن است. اما بیایید برای یک بار هم که شده این سوالات را از خودمان بپرسیم. برای یک بار هم که شده از خودمان بپرسیم که ما ( من و تو ) چه کرده ایم که حالا چنین اتفاقاتی برای جامعه‌مان می افتد؟ چند بار دلمان برای این آدم ها که نه برای خود و جامعه مان سوخته؟ و...

مسئله فرار نه به خاطر ماهیت آن بلکه به خاطر فراهم آوردن مشکلات و مسائل فراوانی که برای فرد و جامعه دارد، مهم است. این جامعه است که فرار را به عنوان راه حلی جلوی افراد می گذارد. راه حلی که برای فاعلش نهایتا و در اکثر مواقع یک ارمغان دارد. قدم نهادن به راه تباهی و در یک کلمه دست و پا زدن در مردابی که ابتدا و انتهایش یکی است. روسپیگری و فحشا!

***

اصلا چه می شود که ما با پدیده ای به نام دختران فراری و در نهایت زنان خیابانی رو به رو می شویم؟

درباره علل به وجود آمدن پديده زنان خياباني ديدگاه‌هاي مختلفي وجود دارد. در حالي که برخي کارشناسان بر علل اقتصادي ايجاد اين پديده تاکيد مي کنند، برخي ديگر از کارشناسان علل اجتماعي و رواني را در ايجاد آن موثر مي دانند. محمد حسين فرجاد - کارشناس اجتماعي- در اين باره معتقد است که : « پديده زنان خياباني زاييده فرار دختران و زنان از خانواده است. عمده ترين عامل فرار زنان و دختران به نابساماني هاي زندگي و خانوادگي باز مي گردد و اين نابساماني فقط نابساماني اقتصادي نيست. نابساماني مي تواند عامل اقتصادي، تربيتي، رواني، اجتماعي و از همه مهمتر فرهنگي داشته باشد، همانطور که روسپيگري بيماري رواني اجتماعي است. اجتماعي چون خانواده دچار مشکل بوده و رواني چون اين آدم هم زمينه هايی اختلال رواني داشته که تصمیم گرفته از این طریق خودش را رها کند.»

از طرف دیگر فربد فدايي- روانپزشک- مي گويد: « تنها برخي از زنان خياباني دچار اختلالات رواني هستند و در برخي ديگر عوامل اجتماعي مانند فقر، نبودن حمايت اجتماعي، داشتن شرایط سخت در خانواده و ... نقش عمده را در این ماجرا دارند و شايد در تعداد قليلي هم صرف خواست خود آنان براي اقدام به اين عمل موثر باشد. حتي اگر عامل روسپيگري در برخي از اين زنان در اصل اختلالات رواني باشد، اما نارسايي هاي اجتماعي در تظاهر آن نقش بسیار موثرتری دارد. به اين معني که در شرايط مطلوب اجتماعي، اختلال رواني نمي تواند سبب روي آوردن يک زن به روسپيگري شود.»

امان الله قرايي مقدم - جامعه شناس و محقق- در کنار این عوامل با اشاره به ضعيف شدن ارزش هاي ديني در ميان برخي قشرهاي جامعه مي گويد: «کمرنگ شدن ارزش هاي ديني يکي از عوامل گسترش فحشا در جامعه است. دين يکي از عوامل مهم جلوگيري کننده از انحرافات اجتماعي است. پس وقتي ارزش هاي ديني و هنجارها در جامعه ضعيف شود، جامعه دچار بي بند و باري خواهد شد. در کنار این عوامل باید به این نکته مهم هم توجه کنیم که هيچ وقت کارهايي که در خصوص زنان خياباني انجام مي شود به نتيجه نخواهد رسيد مگر با توجه به جمیع جهاتی که آنها را به این سمت سوق داده اند، زيرا پديده وجود زنان خياباني معلول يک عامل نيست که زود تمام اتهامات را به گردن آن بیندازیم.

وقتي طبق آمارهای اعلام شده از شش ازدواج يکي منجر به طلاق می شود و اين طلاق باعث قطع درآمد زن و بي سر و سامان شدن او مي شود، مسير سوق دادن این زن به سمت فحشا تا حدود زیادی هموار خواهد شد. چه اینکه این نکته را هم نباید فراموش کنیم که هر انسانی در برابر مشکلات تاب تحملی دارد و خیلی ها برای فرار از مشکلات خیلی زود تن به راحت ترین و اولین راه حل پیش رویشان می دهند. در کنار این،اعتياد از ديگر عوامل مهم ايجاد فحشا است. مرداني که معتاد هستند زنان یا دختران خود را وادار به تامين مخارج اعتياد خود از طريق فحشا مي کنند یا اینکه آنان حین جابه جا کردن و خرید و فروش مواد مورد تعرض قرار می گیرند و این اتفاق تکان دهنده ای است که دل هر انسانی را به درد می آورد.»

با یک نگاه کلی به این مسائل و کنار هم چیدن پازلی که تا اینجای کار- درباره پدیده روسیپگری و فرار دختران که می توان آن را از کانون های چرکین آسیب های اجتماعی دانست - پیش رویمان قرار گرفته به این نتیجه می رسیم که دقیق ترین شاخص در به وجود آمدن چنین معضلاتی ماحصل فقدان عدالت اجتماعی ، فقر و بیکاری ، فقر فرهنگی و... هستند. بسیاری از کارشناسانی که ما درباره این پدیده با آنها صحبت کرده ایم عقیده دارند این اتفاقات معضلاتی روانشناختی هستند و درمان پذیر. باید به خاطر داشت هر گونه اقدام ناسنجیده ای در برابر این گونه آسیب های اجتماعی تنها موجب افزایش آنها می شود و بس. پس نباید با معلول های این اتفاقات برخورد قهری کرد و باعث سقوط بیشتر آنها و دیگران شد.

***

گفتیم که فرار از خانه در غالب اوقات به روسپیگری می انجامد پس بگذارید با هم در اینجا نگاهی به آن بیندازیم.

در مورد فرار فرزندان از خانه ، آمارها حکایت از افزایش میزان در این سالها خبر می دهند. در طول سال ٨٠ دست کم٤٠٧٢ جوان و نوجوان از خانه گریختند که از این میزان ١٤ درصد دختر و ٨٦ درصد پسر بودند. البته نسبت دختران به پسران توجیهی برای عدم تمایل آنها به فرار نیست بلکه آنان بر خلاف پسران بیشتر گرفتار باندهای قاچاق و مراکز فساد می شوند و در نتیجه آمار کمتری از آنها در دست موجود است.

در عین حال نباید این نکته را فراموش کرد که دختران و زنان به سبب موجودیت و آفرینش خدادادی ظریف تر و در نتیجه آسیب پذیرتر از پسران هستند. در عین حال بسیاری از پسران فراری بعد از بازگشت می توانند به کانون خانواده خودشان بازگردند و بعد از مدتی همه چیز درباره شان به فراموشی سپرده شود اما این اتفاق در مورد دختران اگر غیر ممکن نباشد حداقل به سختی اتفاق می افتد.

مشکلات عاطفی (‌مثل افسردگی ) در خانواده های پر جمعیت ، نداشتن صلاحیت اخلاقی والدین، بدرفتاری ، اعتیاد و فساد اخلاقی ، رفت و آمد با افراد نامناسب و شرکت در مجلس های غیر اخلاقی مهم ترین علل فرار از خانه به شمار می آیند.

همچنین برخي تعصبات بی جا و سخت گیری های افراطی والدین از یک سو و بی قیدی و رها گذاشتن فرزندان از سویی دیگر در کنار شرایطی نظیر طلاق ،‌ وجود ناپدری و نامادری و زندگی‌های توافقی می تواند در این زمینه موثر باشد. علاوه بر این ، ازدواج های اجباری و مبارزه با ازدواج های منطقی فرزندان ، دوستان نامناسب و عدم کنترل والدین بر تفریحات و محیط های غیر درسی آنها عامل آشکار ساز این آسیب اجتماعی است.

در کنار این‌ها فقر اقتصادی و بیکـــاری نـــه به عنوان علت اصلی بلکه به عنوان یکی از محرکهای سازنده تصمیم به فرار شناخته شده است. با توجه به آمارهای ارائه شده از طرف نهادهای مربوط به دختران فراری و منابع مطالعاتی در حال حاضر ما با افزایش این پدیده در سطح جامعه به طور جدی روبه رو هستیم.

در فاصله سالهای ٦٥ تا ٧٨ شیوع فرار از خانه ٢٠ برابر شده که میانگین سنی آنان ١٦ سال عنوان می شود. از فاصله سال 78 تا 85 که آخرین آمار ارائه شده باز هم با رقم 35رشد درصدی این اتفاق روبه روئیم. همچنین به نقل از سازمان بهداشت جهانی، میانگین سنی نوجوانان در فرار از خانه در دنیا ١٤ تا ١٧ سال است که ٧٤ درصد دختر و ٢٦ درصد پسر هستند. دختران فراری بیشتر اوقات خود را در پارکها ، خیابانها و ... می گذرانند.

ترجیح دادن وضعیت فرار نسبت به وضعیت دشوار خانواده با هر ذلتی مثل خود فروشی، گدایی ، فروش مواد مخدر ، پناهندگی به گروه های فاسد و برآوردن انتظارات آنها همراه است که در نهایت به ‌بیماری های جسمی، روانی، ‌بزهکاری، فحشا، اعتیاد به مواد مخدر ، خطر درگیری با قانون، روسپیگری و... سر انجام خودکشی ختم می شود.

نتیجه تحقیقی که از شماری زنان ويژه صورت گرفته بیانگر این است که بیش از ٦٠ درصد آنان در نوجوانی وارد این منجلاب شده‌اند. فرار 64 درصد این افراد زمینه خانوادگی داشته. 24 درصد آنها پدر و مادری نداشته و با خویشاوندان خود زندگی می کرده اند و 12 درصد بقیه هم در بهزیستی سکنی داشته اند.

زنان ويژه در خصوص رابطه با والدین گفته اند تشنه یک جرعه محبت هستند. دو سوم آنها از پیش یا بعد از افتادن به آتش فساد معتاد شده و پدرانی معتاد داشته اند. ‌٧٤ درصد آنها معمولا با کسی ازدواج کرده اند که شکل پدرشان بوده است؛ یعنی معتاد. شش درصد از روسپیان از سوی شوهرانشان وادار به این کار شده اند. همچنین این افراد در کودکی هم مورد سوء استفاده جنسی در منزل خودشان قرار گرفته اند (از طرف پدر ، برادر ، دایی ، ... ) و حریم آنها قبل از ورود به اجتماع شکسته شده، یعنی ٢٢ درصد در زمان کودکی مورد سوء استفاده قرار گرفته اند.

حال ممکن است این سوال براس هر کس بوجود بیاید که با داشتن جامعه ای این چنین پرخطر چطور می توان انتظار داشت همگی جوانان سالم بمانند؟

خانواده مهم ترین پایگاه در رشد عواطف نوجوانان به حساب می آید. نوجوان در تعامل با والدین و سایر اعضای خانواده امیدواری ،‌صداقت و حمایت را می آموزد و یا آن که به تعارض با دیگران بر می خیزد و رفتار بد را به دیگران تعمیم می دهد. پیامبر اکرم ( ص )‌ پدر و مادری را که با پیش رو گذاشتن روش های نادرست باعث نافرمانی کودک و نوجوان می شوند لعن کرده و فرموده است :‌ "خدا نیامرزد آن پدر و مادری را که با رفتار نسنجیده ، فرزندان خود را به نافرمانی و عقوق وارد می سازند."

افراط و تفریط در زمینه هایی چون پذیرش ، توجه و مراقبت ، آزادی ، توقع ،‌انتظار و تشویق به انجام کارهای نادرست نقش مهمی در ایجاد مشکلات رفتاری فرزندان ایفاد می کند. با توجه به اینکه خانواده یک عنصر بسیار تأثیر گذار در شکل گیری شخصیت کودکان و نوجوانان است والدین باید دقت نظر بیشتری در روابط خود با فرزندان به ویژه نوجوان داشته باشند و همواره اصل پذیرش احترام و توجه به قید و شرطها را در رابطه با فرزندان رعایت کنند.

از طرفی حتی محیط اجتماعی هم می تواند به گسترش این نوع جرمها کمک کند. در مورد شناخت جرم به عنوان یک مسئله اجتماعی باید عوامل اجتماعی را عمیقا مورد توجه قرار داد و سعی کرد علل گوناگونی را که باعث ارتکاب آن گونه اعمال می شوند تحت بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد و راه حل درستی برای جلوگیری از ارتکاب بیشتر جرم ارایه کرد.

از سویی باید به این واقعیت نیز توجه داشت که بیماری های اجتماعی ، مانند آسیب های جسمی؛ مسری هستند و اگر از ابتدای جرم به فکر اصلاح و از بین بردن علل ارتکاب آن نیفتیم ممکن است به دیگران نیز سرایت کند. ریشه درد در جامعه است نه فرد. پس باید به فکر بود و راهی را پیدا کرد که جلوی ارتکاب روز افزون جرم گرفته شود.

****

دوباره می رویم سراغ کارشناسان و نظراتشان درباره این پدیده. این بار می خواهیم این موضوع را از منظر اجتماعی و قضایی بررسی کنیم.

ابوالقاسم پور رضا – جامعه شناس- در این باره مي گويد: «علت هاي زيادي سبب پيدايش پديده روسپيگري در جامعه مي شود که بسياري از موارد آن مخفي است و در معرض ديد ناظران قضايي قرار ندارد. مشکل اقتصادي تنها عامل روسپيگري نيست و عوامل بسياري در به وجود آمدن اين پديده موثر است، بسياري از فقرا ارزش ها را رعايت کرده و سازگاري اجتماعي بالايي دارند و مشکلات را تحمل مي کنند در حالي که ممکن است برخي متمولين به ارزش ها اهميتي ندهند. در بسياري از موارد فقر در کنار مسايل ديگر معني پيدا مي کند.

نحوه آموزش تربيت خانوادگي، دوستان، عرضه ارزش هاي نامتعارف غربي، روابط دختر و پسر، محروميت اجتماعي، بالارفتن سن ازدواج، فقر، اعتياد و بسياري از مسايل ديگر از جمله موارد تاثير گذار در اين ناهنجاري اجتماعي است. در کنار این نکته نباید این موضوع را هم فراموش کنیم. تا تقاضایی وجود نداشته باشد عرضه ای هم وجود ندارد. پس در مرحله بعد ما باید راهکاری برای کاهش این تقاضا هم پیدا کنیم. تقاضایی که دارد روزبه روز آمار زنان روسپی را بالا می برد این قدر که هیچ کدام از آنها برای حتی یک روز بیکار نباشند.»

راستی این اتفاق را چه کس یا کسانی باعث می شوند؟ تقاضاها مربوط به چه کسانی است؟ چرا نباید با متقاضیان هم برخورد کرد و فقط به همین ارائه دهندگان بسنده می کنیم؟ نگاهی به آمارها و گزارش‌ها و صفحات روزنامه‌ها می اندازیم و به این نتیجه می رسیم که سطح تقاضا هم امروز افزایش چشمگیری داشته. ربوده شدن دختران و تعرض‌ها، نقشه برای ایجاد مزاحمت و.... بارها چنین چیزهایی را در روزنامه ها دیده ایم اما چرا این قدر که خبر دستگیری روسپیان و ارائه دهندگان را می شنویم خبری از دستگیری متجاوزان و درخواست کنندگان نداریم؟

****

در حالي که پديده زنان خياباني يا ويژه يکي از آسيب هاي مهم اجتماعي است، آمار رسمي از آنان وجود ندارد ویا اگر دارد ارائه نمی شود و همين موضوع باعث طرح آمارهاي غير واقعي و مبالغه آميز توسط برخي کارشناسان و رسانه هاي داخلي و خارجي مي شود.

برخي آمارهاي غير رسمي تعداد زنان خياباني را در ايران را هزاران نفر مي‌دانند، در حالي که نهادها و مقامات مسئول معمولا از طرح موضوع زنان خياباني يا ارائه آمار دقيق از آن خودداري مي کنند. مطابق آمارهاي ارايه شده طي 9 ماهه سال 82 بيش از يک هزار و 300 زن خياباني در سطح کشور جمع آوري شده اند که نيمي از اين زنان در مراکز نگهداري بستري و نيمي ديگر نيز به صورت سرپايي مداوا شده و دوباره به سطح جامعه بازگشته اند.

جامعه ای که بستر دوباره کاری را برای آنها فراهم می کند و سریال تکراری در موردشان بارها و بارها تکرار شده و دیگرانی را هم مبتلا می کند. در این چند سال اخیر همواره شاهد این بوده ایم که به دليل برخورد مغرضانه برخي، مطرح شدن بحث زنان خياباني هميشه در حد حرف باقي مانده و عملياتي شدن برنامه ها در مورد آن ها روي زمين مانده. چنانکه در همايش بررسي آسيب هاي اجتماعي سال 84 نيز عنوان شد، طبق آمار در مدت 7 سال، متوسط سن فحشا از 28 سال به زير 22 سال کاهش يافته است! این هم یک خبر بد دیگر.

اینجاست که سوال های عدیده ای برایمان مطرح می شود. اینکه چرا برای یکبار هم که شده مسئولان نمی خواهند با دادن آماری موثق بر همه شایعه ها پایان دهند و شمایی واقعی از وضع موجود به همه مان ارائه کنند تا شاید فکری برای سامان دادن به آن بیندیشیم؟ چرا....

مردان ويژه!

البته در بحث زنان خياباني نکته اي که همواره مورد غفلت قرار مي گيرد پديده مردان خياباني در کنار زنان خياباني است. هرچند در جوامع سنتي اين موضوع کمتر مورد توجه قرار مي گيرد و معمولا تمامي گناهان را به گردن زنان مي اندازند اما پديده زنان خياباني بدون مردان خياباني معنا پيدا نمي کند. پدیده ای که باید از این به بعد بیشتر به آن توجه کنیم همان طور که در سطور بالا هم به آن اشاره کردیم و گفتیم باید درباره تقاضا هم چاره ای اندیشید.

اصلا بیایید از همین الان شروع کنیم و با تغییر نگاه خودمان قدمی در حل این معضل برداریم و شاید اگرکسی را می شناسیم که ... بگذریم. راه درازی و سختی پیش رو داریم . این موضوع فراتر و مبسوط تر از چیزهایی است که در این گزارش کوتاه گنجانده شده و چون ما قصد داریم این اتفاق را به صورت کارشناسانه بررسی کنیم و قدمی در حل آن برداریم آن را در گزارش های بعدی ادامه خواهیم داد.

جهان نیوز