|
برای نجات انسان آل ها به خانه بر مي گردند!پري عسگري دو شنبه11 آذر 1387 شايد بارها وبارها نقل قولهاي پرشوروگداز، افسانه وار و خرافه آميز ازمادران كهنسال شنيده باشيم كه چگونه آل زن در حال زايمان يا زايمان كرده را در دام مرگ مي كشاند و چه شيون ها ، تراژديها ، پچپچه ها و شوربختيها در نهان اينگونه جان سپردن ها در جامعه قديم وسنتي نهفته بوده است با اين حال اميد مي رفت با فرارسيدن و شكوفا شدن تحولات صنعتي و مدرنيته در كشورهاي در حال توسعه مثل ايران جامعه از حالت سنتي محض خود بيرون بيايد و با اين اوهام و خرافات و ساده انديشي ها و فقرفرهنگي تا اندازه اي فاصله بگيرد و ظهور فناوري و علوم جديد و مدرن تحولي در نوع زندگي انسان بوجود بياورد كه البته اين تحول بوجود آمد، اما نه براي كل جامعه و شوربختانه مناطق محروم همچنان در فقر و محروميت باقي ماند و بي عدالتي گسترده تر شد و سمت و سوي مشخص تري بخود گرفت وجوامع روستايي ما از دنياي قديم به دنياي جديد راه پيدا نكرد. گروهي كه بيشتر شهر نشين ، با نفوذ و قدرتمند بود، به ابزار مدرن ملبس شد اما زندگي قشر وسيعي ساكن ماند و تغييراتي اندك مثل پيك دانش و بهداشت كه در حال شكل گرفتن و راه يافتن به اين مناطق بود نيز اساسا كاري از پيش نبرد وانتظار مي رفت از اين دانش و علم و فناوري و مدرنيته افكار مدرن در زندگي قشر وسيعي نيز اثراتي حتي اگر كم بجاي بماند و قصه هاي آل و ديگر اوهامات و خرافات نيز تا اندازه اي فراموش شود و مادران ديگر از ترس آل چاقو و سيخ و قيچي زير بالش خود نگذارند! اما متاسفانه روند دو قطبي بودن در جامعه بطور چشمگير جريان داشته و دارد و هنوز در نقاط محروم و روستاهاي دور افتاده بدليل كمبود امكانات و ضعف شديد اقتصادي و نداشتن قدرت مالي و نبود حد اقل موارد پزشكي و بهداشتي هنوز جان انسان مولد و انسان تازه بدنيا آمده بر اثر عفونت و عدم مراقبتهاي ويژه در خطر مي باشد و مي شود گفت آل ها هنوز در خانه اند! اين وهم سياه چهره هنوز هم دركنار ديوارهاي فروريخته و خاكدانهايي بمانند دخمه و سياه چادرها و... در كمين ربودن و جان ستادن مادراني هست كه با آرزوهاي كوچك تن به باروري داده اند تا طعم ميوه ي خود را بچشند اما طعم ميوه بوي خون گرفته و ريشه و ساقه و ميوه را يكجا نابود مي كند. شايد خانه از بنياد ويران است اما جامعه اي مترقي است كه هوشيارانه به پيرامون خود نگاه كند لازم است آنها كه بر عرصه ها ي توانايي اعم از ثروت ، قدرت ، علم ، فناوري ، دانش ، و فرهنگ چگونه درست زيستن رسيده اند با جديت بكوشند كه ساختار شكني كنند و طرحي نو در اندازند لازم است كه عدالت گسترانيده شود بايد كه همت كرد، ياوري كرد و دانش و سلامت را مانند نوري بر تاريكناهاي سرزمينمان بازتابانيد بايد ضعف ها را پيدا كرد، براي زدودنش پايفشاري و درخواست كرد، بايد ايستادگي كرد، بايد كه دست در دست هم نهيم به مهر و به جمع ياوران و هوشياران بپيونديم و خود براي نجات انسان و انسانيت بپا خيزيم و آل هاي مردم خوار و خون خوار را از سرزمينمان و مردمانمان دور كنيم با تشكر 31/3/87 |