شماره مقاله: 3173

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article3173



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

سرود کمپین در روز

صدا ♦ چهارفصل

نوشین جعفری

سه شنبه28 آبان 1387


گفت و گو با عوامل تهيه سرود کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان

‎‎سرود کمپين زبان يک جنبش است‎‎

پنجم شهريور ماه همزمان با دومين سالگرد آغاز به کار کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز سرود ‏جديد کمپين بر روي سايت "تغيير براي برابري" قرار گرفت. اين سرود بيش از چند سرود ديگر که پيش از اين از ‏سوي فعالان جنبش زنان تهيه و در سايت ها قرار گرفته بود با استقبال رو به رو شد و بر خلاف سرودهاي ديگر کمپين، ‏اين بار نام عوامل اين سرود در سايت ها درج شد. با سه تن از دست اندرکاران تهيه اين سرود به گفتگو نشستيم.‏

مازيار سميعي متولد 1363 فارغ التحصيل رشته اقتصاد است. او از جمله فعالان دانشجويي بوده است و سابقه ‏همکاري با چند نشريه را در پرونده اش دارد. سميعي سراينده و تنظيم کننده آهنگ سرود کمپين است.‏

آزاده فرامرزي ها متولد 1358 دانش آموخته رشته تئاتر است که هم اکنون به عنوان روزنامه نگار و مترجم فعال ‏است و يکي از خوانندگان اين سرود است.‏

شيرين اردلان ديگر خواننده اين سرود متولد 1343 است که فوق ديپلم معماري است. تا کنون چند داستان کوتاه از وي ‏در بولتن مرکز فرهنگي زنان و سايت هاي اينترنتي منتشر شده است و پيش از اين در حوزه حقوق زنان کارگر فعاليت ‏داشته است.‏


‎‎در ابتدا خودتان را معرفي کنيد و بگوييد چه کساني در تهيه اين سرود همکاري داشتند.‏‎

آزاده فرامرزي ها: شعرش را مازيار سميعي سرود، البته موزيک را هم مازيار سميعي کار کرده بود ولي ثمين عابدي ‏براي پيانو تنظيم کرد، آوازش را هم من و شيرين اردلان خوانديم.‏

‎‎هر کدام از شما چگونه با کمپين آشنا شديد؟‎ ‎

آزاده فرامرزي ها: من سال گذشته با کمپين آشنا شدم، تصميم گرفتم فعاليت کنم و هم اکنون در کميته هنري کمپين فعالم.‏

مازيار سميعي: از همان اول، يعني قبل از اينکه کمپين شروع شود در جريان بودم که کارهايي قرار است بشود و از ‏همان روز اول اعلام موجوديتش فعاليت را شروع کردم.‏

‎‎يعني 5 شهريور 85 از جلوي موسسه رعد.‏‎ ‎

مازيار سميعي: بله.‏

شيرين اردلان: من هم از همان اول کمپين که خبردار شدم همکاري را آغاز کردم.‏

آقاي سميعي ايده اين شعري که گفتيد از کجا آمد و آيا برنامه از پيش تعيين شده اي بود که شما شعر را ‏بگويي و به صورت سرود در بيايد، يا اينکه شعر را گفتي و بچه ها بعد از ديدن آن تصميم گرفتند به صورت سرود در ‏بيايد؟

مازيار سميعي: ما کلاً خيلي سرود نداريم. مخصوصاً زماني که فعاليت دانشجويي مي کردم اين موضوع اذيتم مي کرد. ‏در دانشگاه هميشه يکي از ناراحتي ها و غرهايمان اين بود که باز بايد "يار دبستاني" و "اي ايران" و يا "سر اومد ‏زمستون" و "زده شعله در چمن" را بخوانيم. همه اين سرودها دست کم براي سي سال پيش است. البته آن سي سال پيش ‏هنوز براي ما خيلي منبع الهام است، حتماً دليلي دارد که هنوز اين سرودها هست ولي خب، اينکه ما نمي توانيم حرف ‏هاي خودمان را بزنيم و نمي توانيم به زبان زمان خودمان حرف هايمان را بيان کنيم، يک ايراد است. مثالي مي زنم که ‏شايد خنده دار باشد. چند سال پيش تجمعي براي پايان دادن به جنگ اسرائيل و حزب الله لبنان در پارک دانشجو برگزار ‏شد. در اين تجمع که براي صلح بود عده اي "سر اومد زمستون" را خواندند که در جايي از اين سرود گفته مي شود ‏‏"تفنگ و گل و گندم، داره مياره". اين موضوع به خاطر اين است که سرودهايمان مال خودمان نيست. هميشه با خودم ‏فکر مي کردم چه خوب است يک سرود جديد براي زمان خودمان داشته باشيم و اين شعر را گفتم.‏

‏‏پس تو اين شعر را گفتي و پيشنهاد ضبطش به صورت سرود از طرف خودت مطرح شد.

مازيار سميعي: البته از طرف بچه ها هم هميشه گفته مي شد که کاشکي يک سرود داشته باشيم.‏

آزاده فرامرزي ها: در واقع يک تصميم جمعي بود. کلاً نيازش احساس مي شد.‏

پيش از اين سرود چند سرود ديگر هم مربوط به زنان ساخته شده بود.

آزاده فرامرزي ها: بله، ولي آن ها ضبط شان خيلي خوب در نيامده بود.‏

شيرين اردلان: و زياد بر سر زبان ها نيفتاد. خود ما هم وقتي در تجمعات شرکت مي کرديم روان نبوديم و همه حفظ ‏نبوديم. ضمن اينکه ما مي خواستيم سرودمان يک مقدار کنش گرانه باشد، جنب و جوش بياورد و فکر مي کنم اين ‏سرود، آن جوابي را که مي خواستيم داد.‏

ما پيش از اين، سرود اول کمپين را داشتيم. شعر "لاف ز برتري کم زن" سيمين بهبهاني را هم خوانديم که البته آن شور ‏و هيجاني که مي خواستيم نمي داد. از سوي ديگر زياد بر سر زبان ها نيفتاد. اما در مورد اين سرود يکي از بچه هاي ‏سايت به من گفت روز اول ده هزار بازديد داشته است. کانال هاي تلويزيوني خارج از ايران هم تجمعات خارج از ايران ‏را نشان مي داد که اين سرود را مي خواندند. در حقيقت اين سرود اپيدمي شده و به خاطر همين براي ما جالب است. ‏نمي دانم، همه راحت حفظ مي شوند، شعرش روان است، به گوش آشنا شده، نمي دانم چيست ولي وقتي عده اي دور هم ‏جمع مي شوند خيلي راحت اين را مي خوانند.‏

‏مفهومي که شما مي خواستيد با اين شعر به شنونده تان انتقال بدهيد چه بود؟ خودتان چه چيز را مد نظر ‏داشتيد؟

شيرين اردلان: واقعاً دوباره جوانه مي زنم. براي من همين بوده. وقتي اين را مي خوانم احساس مي کنم دوباره دارم از ‏درون متولد مي شوم. دلم مي خواهد اين حس را به ديگران هم بدهم.‏


‏چطور شد که شما دو نفر براي همخواني اين سرود انتخاب شديد؟

آزاده فرامرزي ها: خيلي انتخابي نبود. زماني که مازيار شعر را گفت مي دانست من گاهي اوقات يک چيزهايي مي ‏خوانم. مازيار گفت اين شعر را سروده ام که کار کني. من هم پذيرفتم. پروين اردلان گفت تنها که نمي تواني بخواني.‏

صداي زن به تنهايي منع قانوني دارد.

آزاده فرامرزي ها: بله. صحبت سر اين بود که تک نفري نمي تواني بخواني. به صورت جمعي بخوانيم. بعد فکر کرديم ‏اگر بخواهيم جمع بخوانيم مثل سرودهاي قبلي مي شود و سينک صداها خيلي سخت مي شود. خوب در نمي آيد. تصميم ‏گرفته شد که دو صدايي بخوانيم. بعد بچه ها گفتند شيرين اردلان هم صدايش خيلي خوب است و هم خيلي شبيه به تو ‏است. يک مقدار صدايش بم است. در نتيجه تصميم گرفتيم که با هم بخوانيم و با شيرين و ثمين تمرين کرديم.‏

‏چه مدت زماني را صرف تمرين کرديد؟

آزاده فرامرزي ها: خيلي نبود. دو روز، دو جلسه تمرين کرديم، بعد رفتيم براي ضبط.‏

‏براي ضبطش چطور استوديو پيدا کرديد؟‎ ‎

آزاده فرامرزي ها: از ارتباطات مان استفاده کرديم، يک استوديو پيدا کرديم که قبول کرد برايمان ضبط کند و بعد رفتيم ‏آنجا. ‏

شيرين اردلان: ولي خواست که اسمي از او نبريم. خيلي هم کمک مان کرد، خيلي علاقه نشان داد. در خصوص هزينه ‏هم با توجه به زماني که صرف کرده بود نصف آن مبلغي که بايد مي گرفت را گرفت.‏

با توجه به اينکه بنا بود اسم شما رسماً به عنوان دست اندرکاران تهيه سرود درج شود، آيا اين احتمال را مي ‏داديد که ممکن است برخوردي از سوي نيروهاي امنيتي صورت بگيرد؟

آزاده فرامرزي ها: بله، البته به نظر من خيلي عجيب است اگر آدم بخواهد برود براي چنين سرودي مجوز بگيرد چون ‏مي تواند مطمئن باشد که نمي دهند ولي وقتي تو به چنين چيزي احساس نياز مي کني، مي روي انجامش مي دهي. ديگر ‏به اينکه مجوز ندارد فکر نمي کني. فکر مي کني اين هم مثل همه چيزهايي است که از ديد خيلي ها غيرقانوني است و ‏انجام مي شود.‏

شيرين اردلان: البته هنوز هم انتظار هرگونه برخوردي داريم.‏

آزاده فرامرزي ها: بله، واقعاً انتظارش هست.‏

پس فعلاً هيچ برخوردي صورت نگرفته است؟

آزاده فرامرزي ها: هنوز نه.‏

مازيار سميعي: من از يک جهت خيلي متعجب خواهم شد اگر بخواهند به خاطر اين سرود با ما برخورد بکنند درحالي ‏که يک عده اي يا مثلاً شخصي با نام ساسي مانکن مي آيد آهنگ مي خواند و هيچ مجوزي هم نگرفته است، آهنگش از ‏شبکه هاي ماهواره اي که در ايران دفتر دارند پخش مي شود، در ايران زندگي مي کند، سايت هم دارد، مي رود دبي ‏کنسرتش را هم مي گذارد و هيچ اتفاقي برايش نمي افتد. فکر مي کنم آن ها خيلي بيشتر مباني اخلاق جامعه را زير پا ‏مي گذارند. آن مباني اخلاقي که دست کم عده اي مي آيند طرح مي کنند خيلي آن ها را دارند سست مي کنند و با آن ها ‏برخوردي نمي شود. البته من دوست ندارم با هيچ کس برخوردي صورت بگيرد اما وقتي آن ها را تحمل مي کنند و تاب ‏مي آورند من خيلي متعجب مي شوم اگر بخواهند با بچه هاي سرود کمپين برخورد کنند.‏

البته سال گذشته با کساني که موسيقي زيرزميني کار مي کردند برخورد شده بود و عده اي را هم بازداشت ‏کردند.

آزاده فرامرزي ها: ولي به هر حال دارد انجام مي شود ديگر. قضيه اين است که اين پروسه دارد اعمال مي شود.‏

مازيار سميعي: البته آن هايي که آهنگ هاي اجتماعي داشتند بازداشت شدند.‏


شما اين سرود را يک سرود زيرزميني مي دانيد؟‏

شيرين اردلان: نه، چون کاملاً علني است و همه جا پخش مي شود. خودمان هم همه جا آن را مي خوانيم و اعلام مي ‏کنيم که ما خوانديم و از اسم مستعار استفاده نکرديم.‏

آزاده فرامرزي ها: زيرزميني به نظر من اصطلاحي است که براي نوعي از موسيقي به کار مي رود که مي آيد و ضد ‏بازار عمل مي کند. شايد اگر بخواهي از آن جهت حساب کني معني زيرزميني نداشته باشد. ولي اينکه بخواهي کار ‏زيرزميني را به عنوان کار بدون مجوز تعريف کني اين کار بعنوان کار زيرميني انجام مي گيرد. ولي از آن جهت که ‏بخواهي بگويي طرف مثلاً سي دي نداده، نمي خواهد در اين بيزنس موسيقي بيفتد، از آن جهت نمي تواني اين کار را ‏کار زيرزميني بداني.‏

مازيار سميعي: مسئله ديگر اين است که آن آفرينش هنري اش اينجا خيلي برجسته و عمده نيست. يعني سرود کمپين را ‏به عنوان يک اثر هنري نبايد ببينيم. نه در مورد ترانه اش چون من نه ترانه سرا و نه ترانه سازم و نه بلدم، نه بچه ها ‏خواننده اند. يعني از نظر زيبايي شناسي آدم نبايد منتظر اين باشد که اين يک اثر هنري حتي درجه سه ناميده شود و به ‏چشم يک اثر هنري بخواهد به آن نگاه شود و آن را نقد کنند و يک صفتي مثل زيرزميني که صفت يک اثر هنري است ‏بخواهند به آن بدهند. اهميت اين سرود در اين است که زبان يک جنبش است. زبان يک جنبشي که چندين سال است در ‏ايران حرف مي زند، مي جنگد، مبارزه مي کند، هزينه داده و مي دهد، دارد خودش را تحميل مي کند و حالا سرودي هم ‏دارد که آدم هايش با هم اين را بخوانند و با هم احساس همبستگي و همدلي کنند. خودشان و صدايشان را به گوش بقيه ‏برسانند. اهميتش در اين است نه اينکه حالا چقدر هنري است.‏

خانم اردلان گفتند در روز اول، بازديد از سرود کمپين به ده هزار نفر رسيد. جدا از فضاي مجازي خود شما ‏در بيرون و در جامعه استقبال را چطور ديديد؟

آزاده فرامرزي ها: از آن چيزي که من تصور مي کردم خيلي استقبال بيشتري شد. هم بين بچه هاي خودمان و هم بيرون ‏از بچه هاي جنبش زنان. من خيلي جاها اين سرود را در موبايل آدم هاي ديگر و حتي خيلي از دوستان خودم که جنبش ‏زناني نيستند شنيدم. احساس مي کنم اين سرود در زمان خيلي خوبي روي سايت رفت. انگار که همه نياز داشتند يک ‏چيزي انرژي مثبت بدهد و من اين انرژي را دقيقاً در بچه ها مي ديدم. انگار همه انتظار چنين چيزي را داشتند. من ‏روزي ده تا اس ام اس مي گرفتم که ده بار از صبح تا حالا اين سرود را گوش داديم و به نظرم خيلي خوب بود.‏

شيرين اردلان: ايميل هاي زيادي هم هر روز مي آمد که دمتان گرم، دستتان درد نکند، خيلي عالي بود و...‏

آزاده فرامرزي ها: بچه ها هم خيلي زود اين شعر را حفظ شدند. من خودم اصلاً فکر نمي کردم.‏

مازيار سميعي: بالأخره کمپين به يک سطح از رشد و بالندگي رسيده بود که بايد حتماً يک همچين بياني را هم پيدا مي ‏کرد.‏

شيرين اردلان: دقيقاً، نيازش حس مي شد.‏

مازيار سميعي: مثلاً اگر "سر اومد زمستون" و آن تيپ آهنگ ها انقدر ماندگار شدند که خيلي از بچه هاي نسل من که ‏شايد از تاريخ آن آهنگ ها خبر ندارند آن را زمزمه مي کنند، کوه مي روند با يکديگر مي خوانند، بچه هايي که شايد ‏سياسي هم نباشند، به خاطر اينکه کساني که آن آهنگ را مي نوشتند اولاً خودشان را به بهترين نحو داشتند بيان مي ‏کردند و بعد انقدر پيوند خورده بود با زندگي و مبارزه شان و همه اين ها که ديگر به يک اوجي رسيد و گسترش پيدا ‏کرد و آن چيزهاي ماندگاري شد که الآن هست.‏

البته من فکر مي کنم خودمان و سرودمان را خيلي بالا نبريم ولي از سويي جنبش زنان و کمپين انقدر کار کرده بود که ‏الآن ديگر نيازش را احساس کرده بود که يک زبان اينجوري هم پيدا بکند. نيازش را هم خود آدم ها احساس مي کردند و ‏هم کساني که بيرون ماجرا ايستاده بودند. همه به اين نتيجه رسيدند که چنين سرودي مي تواند يکي از حفره ها را پر کند.‏

شما فکر مي کنيد اين سرود مي تواند مانند سرودهايي که از آن ها نام برديد ماندگار شود؟ يعني تصور ذهني ‏خودتان چيست و شما ماندگاري اش را چقدر مي بينيد؟

مازيار سميعي: تاريخ خودمان را که خودمان نمي توانيم روايت کنيم ولي من بعيد نمي دانم که اين سرود ماندگار شود و ‏آن هم به خاطر ماندگاري جنبش زنان ايران در حال حاضر است که توانسته خودش را به همه گفتمان هاي ‏ايدئولوژيک، سياسي و غير سياسي ديگر تحميل کند.‏

روزآنلاین