شماره مقاله: 3165

مسیر:
صفحه اول > اخبار

لینک مستقیم:
/spip.php?article3165



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

صانعی: فرقی میان پدر و مادر در قصاص یا عدم ‌آن نیست

دو شنبه27 آبان 1387


کارگزاران- آیت الله صانعی عدم ‌قصاص پدر و جد پدری را تنها منحصر به مواردی دانست که جان پدر با همه عواطف و نصایح و خیرخواهی برای فرزندش و تخلف فرزند، به لبش رسیده و بدون اختیار دست به چنین عملی زده باشد.

آیت‌الله‌العظمی ‌‏صانعی در پاسخ به استفتایی درباره ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی (پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی‌شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد) اعلام کرد: استثنا از اصل کلی قصاص در قتل ولد توسط والد که در روایات صحیحه و معتبره آمده به نظر اینجانب اختصاص به جایی دارد که قتل از راه عواطف و تخلف فرزند از نصایح خیرخواهانه پدر باشد نه سایر موارد که قتل با انگیزه‌های دیگر- که در بقیه قتل‌ها وجود دارد- باشد که در آن صورت اصل کلی قصاص ثابت است و به عبارت دیگر عدم ‌قصاص والد اختصاص دارد به جایی که جان پدر با همه عواطف و نصایح و خیرخواهی برای فرزندش و تخلف فرزند، به لبش رسیده و تقریبا اگر نگوییم تحقیقا، پدر کأنه به خاطر همان نصایح بدون اختیار دست به چنین عملی زده، نه در جاهایی که پدر با انگیزه‌‏هایی که در سایر قتل‌‏ها موجود است قتل را انجام دهد، یعنی قتل به خاطر اغراض شخصی و دشمنی و طمع در مال و پست و ریاست یا فاش نشدن خیانت‌‏ها و امثال آنها بوده، چون در اینگونه قتل‌‏ها والدیت و ولدیت که در لسان ادله آمده، هیچگونه دخالت و سهمی نداشته و ادله استثنا به خاطر همین دلالت، با ظهور در قسم اول دارد و یا از قسم دوم منصرف است و به هر حال شمول دلیل استثنا به خاطر اطلاق دلیل می‌‏باشد و آن اطلاق یا به خاطر همان اشعار ذکر شده و مناسبت حکم و موضوع منصرف از قتل‌‏هایی با انگیزه ضدبشری و ضدانسانی (یعنی قسم دوم) می‌‏باشد و تنها شامل قسم اول است، یعنی انصراف به سوی او دارد یا اصولا همان جهت دخالت عنوان والدیه و ولد در قتل و فهم عقلایی که قانونگذار نمی‌‏خواهد جنایت فرزند را بدون قصاص بگذارد و مناسبت حکم و موضوع سبب ظهور لفظی آن دلیل به واسطه قرینه ذکر شده در اختصاص به قسم اول است. به علاوه که اگر بر فرض قبول کنیم که دلیل اطلاق دارد و شامل همه قتل‌‏های فرزند توسط پدر می‌‏شود نیز باید قائل به اختصاص بشویم، چون اطلاقش خلاف قرآن (و لکم فی القصاص حیوه یا اولی الالباب) می‌‏باشد، به خاطر آنکه با چنین استثنایی و نداشتن ترس از قصاص حیات فرزندان و جامعه تامین نخواهد شد و ناگفته نماند آیه ولکم فی القصاص لسانش آبی از تخصیص است، پس اطلاق آن ادله مخالف با آن می‌‏باشد و باید ضرب علی اجدار شود.

اما استثنای از قصاص در مورد قتل عاطفی ولد توسط والد که بیان شد به حیات جامعه ضربه‌‏ای نمی‌‏زند، چون قتل پدر برای چنان قتل‌‏هایی مانع و رادع قتل پدران در آن حال خاص نمی‌‏باشد و از همه گذشته شاید بتوان گفت که اصولا ادله قصاص نفس مختص به دعوای افراد از همان راه‌های دشمنی و حیوانی و ضدانسانی می‌‏باشد و از اول شامل قتل عاطفی و خیرخواهانه‌‏ای که جان پدر از بابت خیرخواهی به لبش رسیده، نبوده و نمی‌‏شود و نیز باید توجه داشت که از همه گذشته احتمال اختصاص در ادله استثنا مانع تمسک به اطلاق است و باید اقتصار بر قدر متیقن شود که همان قتل‌‏های عاطفی پدر می‌‏باشد. و ناگفته نماند که در این مسئله فرقی میان پدر و مادر در قصاص یا عدم‌ آن نیست.

کارگزاران