|
مدير دفتر مطالعات و تحقيقات زنان حوزه علميه قم: ناتوي فرهنگي بنيان خانواده را از طريق فمينيسم هدف قرار داده استدو شنبه20 آبان 1387 خبرگزاري فارس: مدير دفتر مطالعات و تحقيقات زنان حوزه علميه قم، نظام خانواده در اسلام را داراي جايگاهي ويژه و ارزشمند دانست و افزود: ناتوي فرهنگي،بنيان خانواده را از طريق فمينيسم هدف قرار دادهاست. به گزارش دبيرخانه همايش ملي« ناتوي فرهنگي2»، محمدرضا زيبايينژاد مدير دفتر مطالعات و تحقيقات زنان حوزه علميه قم كه شب گذشته(پنج شنبه) در همايش ملي «ناتوي فرهنگي 2» با موضوع «ناتوي فرهنگي و خانواده» در تالار حافظ دانشگاه ملاير سخن مي گفت، به تبيين شرايط خانواده و جايگاه ويژه و ارزشمند آن در اسلام پرداخت و گفت: خانواده با اين مبنا فقط از فرهنگ اسلامي تاثيرپذير و نسبت به انتقال ارزشهاي موجود به نسل بعد حساس است، اين خانواده به صورت طبيعي الگويي براي مصرف بين اعضايش دارد و نسبت به درآمدزايي، نشاط اقتصادي ،بار عاطفي فرزندان و... حساسيت نشان مي دهد. وي با اشاره به شكست دشمنان در حيطههاي نظامي، سياسي، اقتصادي و... در مقابله با انقلاب اسلامي، تصريح كرد: آنها به اين نتيجه رسيدند كه رويكرد فعاليت خود را به حيطههاي اجتماعي ببرند و در اين حوزه نيز به نقش ويژه و جايگاه والاي خانواده در حفظ و تداوم اسلام در كشورهاي اسلامي پي بردند و به همين خاطر به دنبال تخريب بنيان خانواده هستند تا براساس آن بتوانند حكومت اسلامي را نيز تغيير دهند. وي با بيان اينكه جريانهاي فمنيست ماركسيستي ، فمنيست سوسياليستي و ليبرالها همگي ضد خانواده هستند، تصريح كرد: البته ضد خانواده بودنِ هركدام از اينها حد مشخصي دارد، به عنوان مثال ليبرالها همگي مي گويند كه خانواده نظام ارزشمندي نيست و زن بايد اولويت را به حضور اجتماعي اختصاص دهد. زيبايينژاد نوع نگاه ليبرالها به جايگاه خانواده را ناشي از تغيير نظام ارزشي آنها عنوان كرد و گفت: از نگاه آنان ارزشمندي انسان مدرن ناشي از منزلت اجتماعي به معناي برخورداري از مناصب قدرت و ثروتزايي به معناي حضور قوي در مناسبات اقتصادي است بنابراين در اين نگاه، توجه زن به خانواده مضرّ است چون او را از كسب مواضع اقتدار باز ميدارد. مدير دفتر مطالعات و تحقيقات حوزه علميه قم با اشاره به اعتقادات فمنيستهاي راديكال مبني بر از بين رفتن خانواده، تصريح كرد: اينها خواهان از بين رفتن خانواده و بقاي نسل از طريق ارتباطات آزاد هستند چرا كه اصل مناسبات خانواده را باعث بازتوليد و تعميق مردسالاري ميدانند، حتي برخي از آنها ميگويند كه زنان بايد در جوامع جداگانه زندگي كنند چرا كه ارتباط آنها با مردان، تسلط مردان را به دنبال خواهد داشت. وي تضعيف نهاد خانواده را از سوي سه بخش جريانهاي فمينيستي، نظريههاي علمي و علوم تجربي و سياستهاي دولتي برشمرد و گفت: نگاه اسلام در برابري زن و مرد در ارزشمندي و انسانيت است اما وقتي انسان نرمال و متعادل به يك انسان لذتجو تبديل مي شود نسخهها نيز متفاوت خواهد شد، از سوي ديگر نظريات علمي خيلي وقتها در خدمت بسط انحرافات است چون ايدئولوگهاي مربوطه وقت خود را صرف تئوريزه كردن اينگونه نگاههاي غلط ميكنند. زيبايينژاد به شكلگيري ايده دولت رفاه از 1960به بعد و دخالت حداكثري دولتها در حوزه جامعه اشاره و اضافه كرد: دولتها در كشور ما هم به اين شكل بودهاند كه تمامي مشكلات را ميخواهند خودشان حل كنند در اين حالت كمكم يك خانواده، محتضري ميشود كه بايد عصاي دولت را همراه داشته باشد. وي با بيان اينكه خانواده در كشور ما چوب سرمايهداري داخلي و خارجي را ميخورد، اظهار داشت: برخي تحولات ايجاد شده در خانوادهها نگران كنندهاست چرا كه با تغيير نظام ارزشي و بالا رفتن توقعات و...، عمده خانوادهها در راستاي منافع نظام سرمايهداري حركت مي كنند و در اين شرايط در واقع چرخ نظام سرمايهداري را مي چرخانند. مدير دفتر مطالعات و تحقيقات زنان حوزه علميه قم با بيان اينكه حس همگرايي اجتماعي در خانواده آموزش داده ميشود، افزود: وقتي بنيان خانواده در غرب سست شد فردگرايي ترويج ميشود كه مشكلات فعلي نظام ليبرالي را به دنبال دارد و هركس در اين سيستم فقط به فكر خودش است و عدم اعتماد مردم به سيستم در شرايط بحراني كنوني غرب تا حدود زيادي به اين مسئله برمي گردد. وي به مقاله يكي از نويسندگان غربي در اينترنت مبني بر كاهش رشد جمعيت مسيحيت و افزايش رشد جمعيت مسلمانان تا سال 2050 اشاره و تصريح كرد: بر اين اساس است كه سازمان ملل متحد از تنظيم و كنترل جمعيت در ايران استقبال ميكند و از ايران ميخواهد تا ساير كشورهاي اسلامي را نيز براي كنترل جمعيت متقاعد كند چرا كه از قدرت گرفتن مسلمانان در آينده نگران هستند. زيبايينژاد تغيير نظام ارزشي جامعه را در تضعيف نهاد خانواده بسيار موثر دانست و افزود: هزينه اشتغال برخي از زنان از درآمد آنها بيشتر است اما چون داشتن شغل برايشان افتخار و خانهداري برايشان ننگ است از شغل خود دست نميكشند و يا برخي زنان بچهدار شدن را يك بحران دانسته و كار را بر آن ترجيح مي دهند. وي با بيان اينكه جريان فمنيستي در ايران بيشترين تاثير خود را بر خانواده ميگذارد، اظهار داشت: در كشور ما تا نيمه دهه 1360، فمنيست حاشيهاي وجود داشت كه البته دليل آن غلبه فضاي دفاع مقدس و مسايل خاص پس از انقلاب بود و مخالفين هم فكر ميكردند كه با اقدامات سياسي و ضربتي انقلاب را ساقط خواهند كرد. وي مقطع سوم از جريان فمنيستي در ايران را فمنيسم مطبوعاتي و از اوايل دهه 70 دانست و گفت: از حدود سال 76 به بعد كه دولت اصلاحات روي كار آمد و ايده شكلگيري NGOها نيز در دنيا مطرح شد، فمنيسم NGO بوجود آمد كه اين جريان تشكيلات منسجمي بود با افراد همفكر كه مخاطبين آن هم اغلب نخبگان بودند. وي به تشكيل ايده جديد جريان كمپيني از سال 85 به بعد اشاره و اضافه كرد: در اين جريان، مخاطب تودهها هستند، سيستم هرمي وجود ندارد، كسي براي افراد تصميم نميگيرد، ساختاري ندارد و هر كسي براحتي ميتواند وارد اين جريان شود، مهمتر اينكه عقيدهمحور نيست و حول موضوع مشخصي شكل ميگيرد. وي به اظهارات يكي از سردمداران اين جريانات مخالف نظام مبني بر اينكه اگر مردسالاري را در حوزه زنان بشكنيم، كمك ميكند تا مردسالاري در حوزه سياسي را بشكنيم، اشاره و اضافه كرد: اين اظهارات نشان ميدهد كه اينها به دنبال تغيير ماهيت و ساختار نظام از طريق جريانهاي فمنيستي هستند. زيبايينژاد در پاسخ به اين سئوال كه مهمترين اهداف فمنيستها چيست؟ اظهار داشت: آنها در گرايش سياسي به دنبال مقابله با نظام و سرنگوني آن با استفاده از محملهاي اجتماعي هستند اما در گرايشهاي ديگر به دنبال برداشتن تمام مرزهاي جنسيتي هستند كه اين كار را در بحث برابري حقوق پيگيري ميكنند اما اگر حكومت در اين زمينه در برابر آنها تمكين هم كند وارد حوزه اخلاقي شده و به ترتيب دعوا را به محورهاي ديگر ميكشانند. وي در پاسخ به اين سئوال كه دليل طرح فمنيسم اسلامي از سوي برخيها چيست؟ گفت: برخي جريانات فمنيست و مخالف نظام اسلامي به اين نتيجه رسيدهاند كه فقط با ادبيات اسلامي ميتوان در خانوادههاي ايراني نفوذ كرد لذا ميگويند ما اسلام را قبول داريم اما بايد تفسير جديدي از متون اسلامي در راستاي برابري حقوق زن و مرد داشته باشيم تا از اين طريق بتوانند به اهداف خود دست پيدا كنند. |