|
قانون مذکر / ارث اوفقط عاشق من بودقاضی ربیحاوی/ وبلاگ ارث برابر يكشنبه19 آبان 1387 قانون مُذکر، نمایشی است که براساس بیانیه کمپین زنان ایرانی برای برابری نوشته شده. این نمایش دربیست و یک قطعه کوتاه تنظیم شده که هرقطعه به توضیح یکی ازاین قوانین ضد زن درقانون مدنی ایران می پردازد. آنچه درزیرمی خوانید قطعه ایست بنام او فقط عاشق من بود، که موضوع ارث را شرح می دهد. همه ی این نمایش که تقریباً به مدت یکساعت و نیم است درفوریه سال آینده بزبان انگلیسی درلندن وچند شهردیگر به صحنه می آید با عنوان The Masculine Law قطعه چهاردهم زنی شصت ساله درخانه ی برادرخود نشسته وبرای او درددل میکند. زن: خیر ببینی داداش که اجازه دادی توی خونه ت بمونم. زیاد طول نمی کشه. می دونم توهم زن وبچه داری و دستت تنگه اما کار من هم نباید از سه چهار هفته بیشتر طول بکشه ؛ بلکه زودتر. همین که یک خونه کوچک برای اجاره پیدا کنم ازاینجا می رم ؛ حتی یک اتاق کوچک. آخه نه اینکه من به جریان خونه اجاره کردن وارد نیستم نمی دونم چقدر طول می کشه. سی و دو سال یکجا توی یک خونه با اون مرحوم زندگی کرده م. توی این مدت هم هیچوقت فکر نکردم که یه روزی مجبور شم از اونجا پا شم و دنبال خونه برای اجاره نشینی بگردم. حتی پارسال هم که اون مرحوم مُرد من هنوز باورم نشد همه چیز به همین زودی تمام می شه. خب بچه هاش مجبور شدن خونه را بفروشن چون سهمشون را می خواستن. اگه اون مرحوم در زمان زنده بودنش خونه را به نام من کرده بود حالا اینجور آواره و بی خونه مون نمی شدم. یعنی کسی نمی تونست من را از اونجا بندازه بیرون. چند بار زیر گوشش خوندم که خونه را به نام من بکنه اما هر بار می گفتم می گفت نگران نباش زن تو زودترازمن از این دنیا میری. مطمئن بود که من زودتر از او می میرم با اینکه بیست سال از من بزرگتر بود. راستش خود من هم باورم شده بود که زودتر ازاو می میرم توی همون خونه اما خب متاسفانه اینطور نشد و او زودتر از این دنیا رفت و من را آواره کرد. یعنی خودش که نه. خدا شاهده که خودش من را خیلی دوست داشت. عاشق من بود، یعنی فقط عاشق من بود. سکوت ولی خب بچه های اون زنش بعد از مرگ او سررسیدن گفتن این خونه باید فروخته بشه وهرکس به حق خودش برسه. سهم من را هم دادند البته نمیگم ندادند. تمام همین پولی که الان توی بانک نگه داشته م برای پول پیش اجاره خونه. زیاد نیست. به اجاره یه اتاق حتما می رسه اگه برای اجاره یه خونه کافی نباشه. چه کار می شه کرد. خدا شاهده که طبق قانون پول را تقسیم کردن. پسرها هرکدوم یک سهم کامل برداشتن. دختراهم هرکدوم نصف سهم بردن. می دونی که طبق قانون سهم زن یک هشتم ازاموال فروخته شده س. اگه من تنها زنش بودم شاید اون یک هشتم پول بهتری می شد اما من که تنها زنش نبودم. نه اینکه اصلا با اون زنش رابطه ای داشت ها. نه. گفتم که ، اون فقط من را دوست داشت ، ولی خب اون زن مادر بچه هاش بود، این بود که اون یک هشتم تقسیم شد بین من واون یکی زنش بطورمساوی. کاملاً مساوی. حالاخودت فکرش را بکن که به هرکدوم ما چقدر رسیده. مکث یک شانزدهم از یک سهم. مکث می بینی مقام زنی که اینهمه سال مردش را پرستاری کرده چقدر بالاست توی این مملکت داداش؟ سکوت حالا به نظر تو، من با این پول می تونم یه سر پناهی برای خودم پیدا کنم که لااقل توی خیابون نمیرم؟ تاریکی |