شماره مقاله: 3076

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article3076



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

گفت و گو با آیت‌الله گرامی

اسلام، کاری به گناه پنهانی ندارد

رادیو زمانه / سید سراج‌الدین میردامادی

جمعه10 آبان 1387


در خصوص نسبت اسلام و حقوق بشر نظرات گوناگونی وجود دارد. بی‌تردید در میان احکام فقه شیعه و سنی موارد متعددی یافت می‌شود که با مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر منافات دارد.

در این راستا بحث و مجادله‌های بسیاری صورت گرفته است و در این سلسله برنامه‌ها بنا داریم به طرح علمی و تحلیلی این مباحث بپردازیم و صدا و سخن هر کدام از صاحب نظران را به گوش شما برسانیم.

سنگسار یا رجم یکی از بارزترین نمونه‌های احکام فقهی است که با مبانی حقوق بشر تعارض آشکار دارد، به همین منظور در اولین برنامه، ابتدا به سراغ آیت‌الله گرامی از مراجع تقلید ساکن در قم رفتم و از ایشان در خصوص حکم سنگسار و نادیده گرفتن حق حیات انسان با صدور این حکم از سوی فقهای مسلمان و تعارض آن با حقوق بشر پرسیدم.

در رجم، باید سنگریزه زده شود و در فقه آمده که اگر فرد نمرد و فرار کرد تعقیبش نباید کرد. در رجم، اعدام قطعی نیست...

برخی معتقدند سنگسار میراث یهود است و در اسلام سنگسار نبوده است‌، نظر شما چیست؟

نه این‌طور نیست، روایات زیادی در این زمینه داریم.

آیا در عهد پیامبر اسلام رجم وجود داشته است؟

بله، در زمان پیامبر اسلام، ماعز زنا کرده بود که در کتب حدیث ما هست. سنی‌ها هم این را دارند، هم خود مائز و هم آن زن که طرف او بود بعداً آمد و گفت. حضرت او را رد کرد و گفت شاید اشتباه می‌کنی.

رفت و فردا آمد و باز حضرت گفت شاید شرابی خورده‌ای و در حال خودت نیستی و باز فردا آمد و اصرار کرد و بعد از مدتی آن زن آمد و گفت یا رسول‌الله مرا پاکم کن و باز حضرت زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت شاید اشتباه می‌کنی و عوضی فهمیدی و زن گفت همان‌طور که مائز را رد کردی مرا هم رد می‌کنی‌؟ من می‌خواهم پاک بشوم و در آن مورد رجم انجام شد.

غیر از این، روایاتی در خصوص رجم داریم، اما در فقه اسلامی و طبق روایات‌، در لواط اعدام هست‌، اما در زنا اعدام قطعی نیست، رجم می‌شود و رجم یعنی سنگریزه می‌زنند. به نظر می‌رسد، بیشتر، هدف تحقیر است و نه حتماً اعدام‌.

اولاً گود می‌کنند و فرد تا سینه در گودی قرار می‌گیرد‌، از سینه به بالا است که بیرون می‌ماند و بعد جمعیت سنگریزه می‌زنند و آن‌قدر می‌زنند که زیر سنگریزه مدفون بشود، نه خاک و نه سنگ درشت، پس خواه نا‌خواه امکان نفس کشیدن هست.

اگر این‌ها تصادفاً سنگ زدند و دیدند پیداش نیست و رفتند، اگر از زیر سنگ ریزه‌ها در آمد و رفت‌، اعدام ندارد. این مسلم فقه است. حتی اگر جمعیت هم بودند، ولی دیگر دیده نشد و از گودال بیرون آمد و رفت باز هم ایرادی ندارد.

برخی بر این باورند که این رجم اگر موجب وهن اسلام بشود می‌توان آن را تعطیل کرد، نظر شما چیست؟

این را عرض خواهم کرد. اگر با اقرار خودش این مساله اثبات شده باشد، داخل گودی ایستاد و تا سنگ را زدند و او ترسید و فرار کرد‌، فقه می‌گوید تعقیبش نکنید و کاری به او نداشته باشید.

اما اگر با شهود و شرایطش ثابت شده باشد، این‌قدر سنگ می‌زنند تا مخفی بشود و باز اگر زنده ماند، می‌تواند بیرون بیاید.

اما نکته‌ای که الان اشاره کردید‌، بنده در رساله توضیح‌المسایل خودم در مساله حدود آورده‌ام که اگر اجرای حدی از حدود، موجب از دست رفتن افراد ضعیف‌العقیده یا موجب تقویت دشمن بشود، نباید اجرای حد بشود.

ادله‌ای را هم در آنجا آورده‌ام. حضرت امیر در مواقع جنگ، حد جاری نمی‌کرد. ظاهرش این است که مطلقاً حد جاری نمی‌کرد و فرموده بود، خوف است که در اثر اجرای حد، متصل به دشمن بشوند یعنی مصلحت و عقل آدمی می‌گوید. همچنین در سال قحطی، حد دزدی به هیچ‌کس نمی‌زد و می‌گفت شاید این فرد مجبور بوده است.

باز این تعطیلی رجم، به دلیل حفظ حرمت اسلام و به موجب وهن اسلام است، نه از منظر کرامت و حرمت انسان‌...

این در واقع از باب اهم و مهم است و برای حفظ اصل اسلام اما کرامت همان است که گفتیم‌...

نمی‌شود از باب کرامت و حرمت انسان، رجم تعطیل بشود؟

شخص، خود کرامت خود را از بین می‌برد، اگر کسی گناه مخفی بکند، اسلام، کاری به کار او ندارد‌، یا اقرار می‌کند یا قبلاً به دوستانش می‌گوید، یا حریم را رعایت نمی‌کند و پرده‌ها را نمی‌کشد و خودش حرمت را از بین می‌برد.

در خصوص بحث دین گردانی و ارتداد هم دیدگاه‌ها و نظرات گوناگونی هست‌، نظر حضرتعالی چیست؟

در مورد ارتداد، نظر ما این است که قدر مسلم، آنجایی است که طرف عناداً این کار را می‌کند و علیه دین، تبلیغ می‌کند والا صرف این‌که یک نفر مساله‌ای را نفهمیده و به دین دیگری اعتقاد پیدا کرد، ارتداد ثابت نیست.

حتا اگر از یک دین الهی به دین الهی دیگری تغییر دین بدهد؟

دین الهی یا حتی غیر‌الهی‌، مادامی که سر جنگ با اسلام ندارد و تبلیغی روی این عمل خود نمی‌کند، معلوم نیست حکم همچین مساله‌ای، ارتداد‌ باشد. قبلاً در کتب فقهی به‌طور مطلق بوده است و خیلی جای بحث نبود.

حقوق بهایی‌ها و سایر اقلیت‌های دینی‌، در جامعه اسلامی به چه شکل است؟

گفتم کلاً وقتی این‌ها تبلیغ نمی‌کنند، بهایی‌ها مرتد‌ هستند.

بهایی‌هایی که از پدر و مادر بهایی به دنیا می‌آیند هم مرتد هستند؟

نه آن‌ها از اول کافر هستند‌...

حقوق این‌ها در جامعه اسلامی چیست؟

در جوامع اسلامی غیر ادیان الهی‌، سایرین به هیچ وجه رسمیت ندارند. زیرا اولین مسأله‌ای که مطرح است، حق خدا است.

بالاخره یک واقعیت موجودی هستند و حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر در ایران ساکن‌اند و نیاز به حق تحصیل و کار دارند...

بله، اما بالاخره خدا هم حقی دارد. همان طور که این‌ها هستند، خدا هم هست و خدا هم حقی دارد و چنان‌چه بنا باشد غیر ادیان الهی هم مثل پیروان ادیان الهی از حقوق مساوی برخوردار شوند، در درجه اول ظلم به خدا و ادیان الهی است.

مطلبی را در نظر بگیرید اگر بین بی‌دینی و دین سخت، تعارض باشد، مردم به ناچار دین سخت را انتخاب می‌کنند چون بی‌دینی خلاف فطرت انسان است.

اما اگر سه چیز شد؛ بی‌دینی‌، دین راحت و دین سخت‌، بیشتر مردم سراغ دین راحت می‌روند، زیرا هم وجدانشان ارضاء می‌شود و هم بی‌دین نشده‌اند و زیر سختی‌های دین سخت نرفته‌اند.

اگر بنا باشد هر کسی دینی اختراع کند‌، قابل کنترل نیست و انسانیت از بین می‌رود. فرض کنید الان کسی بگوید من خواب دیدم در خانه من، خداوند تجلی کرده است و در حال حاضر نشانه‌ای هم نیست.

بعد مردم پول و نذورات و چنین و چنان بریزند که خدا حاضر شده است. ما باید این‌ها را مثل بقیه ادیان الهی قبول کنیم‌؟ این ضرر به اصل انسانیت است، این در تعارض کرامت بقیه انسان‌ها است.

پس حقوق شهروندی فرد چه می‌شود؟ بچه‌ای که از والدین بهایی به دنیا آمده که مقصر نیست...

باید به آن‌ها فشار بیاید تا وادار به تحقیق شوند، ما معتقدیم اسلام فطری است، بیایند فکر کنند. این‌ها حاضر به فکر نیستند، من با خود این‌ها بحث کرده‌ام، در سال ۱۳۴۴ که در گنبد کاووس تبعید بودم، بهایی زیاد بود و قدرت شهر هم در دست این‌ها بود‌، اما حاضر به بحث نبودند...

یعنی تا زمانی که به اسلام نگروند، نمی‌توانند از حقوق شهروندی‌شان برخوردار شوند؟

نه، به نظر ما نمی‌توانند...

این در تعارض با حقوق بشر نیست؟

آن‌ها در تعارض با حقوق بقیه‌اند. اگر بنا باشد هر روز هر کسی دینی اختراع کند، عده‌ای را جمع بکند‌، دیگر ادیان حد و مرز پیدا نمی‌کنند، هر کسی می‌تواند دینی درست کند. باید جلویش گرفته شود وگرنه اصل انسانیت از بین می‌رود. این از موارد تزاحم حق فرد با حق جامعه است.

یکی از مواردی که در فقه اسلامی همواره مورد انتقاد مدافعان حقوق بشر است، بحث به رسمیت نشناخته شدن حریم خصوصی در زندگی افراد است. به‌طور مشخص در محرماتی مثل شرب خمر و یا زنا یا سایر موارد، اگر شهودی در حوزه خصوصی فرد باشند و یا اقرار خود فرد باشد، حد جاری می‌شود و این در حالی است که در حقوق بشر موجود در دنیای غرب، این تجاوز به حریم خصوصی فرد قلمداد می‌شود‌، جایگاه حریم خصوصی فرد در فقه چیست و چه مقدار به رسمیت شناخته می‌شود؟

احترام به حریم خصوصی این است که دیگری نباید حریم را بشکند، اگر خود شخص حریم را شکست، چه می‌شود؟ کسی که به گناه اقرار می‌کند، چه کسی حریم او را شکسته است؟ چرا خودش اقرار می‌کند‌، در اسلام‌ اقرار به گناه مذموم است...

اگر اقرار تحت شرایط اجبار و زور باشد‌؟

این اقرار اصلاً اعتبار ندارد و حرام است و کسی که آن فرد را مجبور کرده، مرتکب کار حرامی شده است‌. اتفاقاً یک روز، یک قاضی به من گفت، شنیدم در فلان شهر، کسی مرتکب فحشاء شده است و اقرار نمی‌کند. من هم صدایش زدم و فریبش دادم و به او گفتم کاری با تو ندارم، فقط می‌خواهم اگر گناهی بوده است بگویی و همینجا توبه‌ات بدهم تا در جهنم گرفتار نشوی.

آن بیچاره هم خبر نداشت، گفت فلان کار را کرده است و غسل توبه می‌خواهد. قاضی مذکور می‌گفت صدایش را ضبط کردم، او هم تکرار کرد و بعد او را اعدام کردم.

به او گفتم، پیامبر جلوی اقرار افراد را می‌گرفت تو چطور به این صورت اقرار گرفتی‌؟ که سرش را پایین انداخت. این‌ها اشتباهاتی است که بر اثر بی‌سوادی افراد می‌شود.

در اسلام اگر کسی به زور و به جبر از دیگری اقرار بگیرد، به‌هیچ‌وجه اعتبار ندارد و شخص شکنجه‌گر، گناهکار و معصیت‌کار است. این از مسلمات و قطعیات فقه ما است.

حالا اگر اقرار نباشد؟

اگر اقرار نباشد و با شهود باشد‌، اگر شهود تجسس کرده است که کار خلافی است، چون نص صریح قرآن است: «ولاتجسسوا». بیخود وارد حریم خصوصی دیگران شده است و این ساقط‌کننده عدالت است.

چنانچه شهود تجسس نکند و نگاهش به گناه بیافتد،‌ دو مطلب پیش می‌آید، اول آن‌که گناهکار، حریم را رعایت نکرده است که دیگری نگاهش افتاد، دوم این‌که باید سلامت اخلاقی افراد و جامعه را در نظر گرفت.

اگر بنا باشد هر کسی هر گناهی انجام بدهد و این گناه هم خواه یا نا‌خواه به دیگران سرایت ‌کند، به تدریج جامعه از بین می‌رود‌. ما فقط بنشینیم و نگاه کنیم؟

اگر این گناه هیچ ظهور و بروز بیرونی نداشته باشد؟

فرض پیدا شده است که ظهور، با شهود بروز پیدا کرده است. اگر شهود تجسس کند، خلاف شرع است و به این ترتیب، گناه ثابت نمی‌شود و فسق است.

اما اگر آن فرد مراعات نکرد و دیده شد، باید این‌ها را در نظر گرفت، باید حریم جامعه را بیش از حریم فرد رعایت کنیم‌.

با وضعی که در انگلستان پیش آمده‌، انواع فجایع و فحشاء وجود دارد، همجنس‌گرایی هم قانونی شده است‌، این مساله در آینده، نسل بشر را از بین می‌برد. مسوولیت ما در برابر حفظ نسل بشر بیش از حفظ احترام به یک نفر است‌، اصل بشر مطرح است.

در قانون الهی هیچ گناهی نداریم که به طور کلی، قبیله‌ای را ریشه‌کن کرده باشد، جز مساله همجنسگرایی. فقط قوم لوط است که این‌گونه شدند و بر حسب روایات، در میان فحشاء همجنس‌گرایی از همه بدتر است‌.

در این صورت دیگر کرامت و حرمت انسان مطرح نیست؟

بله، دیگر حرمت انسان مطرح نیست، زیرا خود شخص، آبروی خودش را می‌برد که یا با اقرار است یا حریم را رعایت نکرده تا دیگری نگاهش بیافتد. دیگری که در خانه تجسس نمی‌کند زیرا تجسس حرام است، به شکلی خودش خبر داده و مأمورین ریخته‌اند، یا رعایت نکرده و عربده‌کشی کرده است.

در زمان حضرت امیر، کسی در خانه‌اش شراب نوشید و چون مست شد و عربده‌کشی کرد‌، حد بر او جاری شد. حریم خصوص مطرح است. الان این تجاوز به حریم خصوص که از طریق عکسبرداری‌ها با موبایل و یا از طریق اینترنت و امثال آن می‌شود، از نظر قوانین اسلامی مشکل است‌.

آیا مساله همجنس‌گرایی می‌تواند در حوزه خصوصی فرد، بدون آن‌که هیچ ظهور و بروزی داشته باشد یک حق خصوصی و فردی محسوب شود، با توجه به آن‌که حق حیات انسان در اسلام و فقه...

خود همجنس‌گرا، حق حیات خود را از بین می‌برد. همجنس‌گرایی یعنی از بین بردن نسل بشر، در درجه اول در همجنس‌گرایی دیگر نسل باقی نمی‌ماند و در آینده نسل از بین می‌رود.

یعنی یک فرد همجنس‌گرا حق حیات فرد دیگری را زیر پا می‌گذارد؟

دارد با عمل خودش این معنا را ترویج می‌کند. این باید در نطفه خفه شود، زیرا این مساله بسیار حساسی است، نسل را تهدید می‌کند. همجنس‌گرا آبروی خودش را برده است.

کسی که در خانه نگاه نمی‌کند، او حریم را رعایت نکرده است، مثلاً پرده‌ها را نکشیده است و یا خودش بیرون به دوستانش گفته است که در خانه لذت داریم.

مثل سایر موارد، تجسس در مورد همجنس‌گرایی هم ممنوع است؟

بله، تجسس از هر گناهی ممنوع است. به هرحال اسلام روی این مساله به دلیل آن‌که نسل را از بین می‌برد، بسیار حساس است.

رادیو زمانه