شماره مقاله: 3027

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article3027



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

در ایستگاه مترو

برای اوقات فراغتمان امضا جمع نمی کنیم

فرخنده احتسابیان

پنج شنبه9 آبان 1387


درسته که این روزها امضاء گرفتن یه جور دغدغه ذهنی من شده ولی گاهی احساس می کنم آگاه کردن مردم و وادار کردن بعضی از افراد به فکر کردن درباره مسائل مربوط به پیرامون خودشان راضی کننده تر است؛ چرا که آگاهی ریشه حرکت است و حرکت، ریشه تکامل و تکامل، تنها راه رسیدن به آرمان های بشری. و آرمان ما زنان رسیدن به حقوق برابر است.

در ایستگاه مترو تا رسیدن خواهرم می خواهم چند تا امضاء بگیرم. دختر جوانی در کنارم روی صندلی می نشیند. ورقه بیانیه را نشانش می دهم و هم زمان در باره اش توضیح می دهم: "نه نه، به هیچ وجه من خودمو با این مسائل درگیر نمی کنم من دانشجو هستم و خانواده دارم!" بهش لبخند می زنم و می گم: "فکر کردی ما بیکاریم و بدون خانواده؟ من و امثال من که کارتون خواب نیستیم ما هم خانواده داریم و درست به همین دلیل هم هست که برای برابری و رسیدن زنان به حق و حقوقشان فعالیت می کنیم." کمی از گفته خودش شرمنده شد ولی همچنان بر این باور بود که حتی گوش کردن به این موضوع جرم است و در تلاش بود که خودش را از مهلکه دور کند.

قطار از راه رسید و دختر جوان را با تمام ترس و دلهره اش از خطری که احساس می کرد، دور کرد و من همچنان مات و مبهوت با دور شدن قطار فکرمی کردم چه بر سر ما آمده است که حتی از اینکه بخواهیم به مسائل مربوط به خودمان بپردازیم این چنین در وحشتیم؟!

با خود فکر می کنم شاید دختر جوان در راه رسیدن به مقصد کمی با خود بیندیشد و به این امیدم که اگر دیگر بار کسی را با برگه های امضاء ببیند خود، مشتاقانه آن را امضاء کند.