شماره مقاله: 3009

مسیر:
صفحه اول > اخبار

لینک مستقیم:
/spip.php?article3009



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

پسران همه جادختران هيچ جا

شنبه27 مهر 1387


مردمسالاری - داستان حذف دختران از عرصه عمومي متاسفانه در حال تبديل شدن به رويهاي رايج است. اخيرا صحبت از طرحي با عنوان «بوميگزيني» ميشود که قصد دارد به بهانه حفظ کيان خانواده، دختران را محدود به ادامه تحصيل در محدوده محل زندگي خانواده شان کند. يعني، اگر دختري ساکن شهرستان بتواند در کنکور سراسري با رتبه تک رقمي موفق شود، مجبور است به امکانات محدود محل زندگي خود قناعت کرده، و مثلا به جاي تحصيل در رشته پزشکي دانشگاه تهران، رشته ميکروبيولوژي را در يک دانشگاه دورافتاده انتخاب کند.

مدعيان اين طرح معتقدند که براي حفظ کيان خانواده، دختران دانشجو بايد در نزديک خانواده هاي خود باشند تا از طريق کنترل اوليايشان کمتر در معرض آسيب ها قرار گيرند. در واقع، در پس اين طرح چنين نگاهي وجود دارد که اگر دختران جوان از خانوادههاي خود دور شوند، احتمال انحراف و آسيب ديدن آنها بالا ميرود و اين نگاه تنها در مورد دختران دانشجو وجود دارد. يعني براي پسران چنين محدوديتي وجود ندارد. چراکه تصور ميشود، آنها به دليل مرد بودن از حاشيه اي امن برخوردارند و از گزند روزگار به دورند.

حال، نتيجه چنين نگاهي چه خواهد بود؟ نتيجه اين ميشود که فرصت حضور و تجربه در عرصه عمومياز دختران جامعه ايران گرفته ميشود و اين مساله به خصوص به دختران ساکن شهرستان ها ضربه ميزند، چراکه امکان تغيير پايگاه و موقعيت اجتماعي آنها را محدود ميکند. به طوري که، مثلا يک پسر شهرستاني حتي اگر متعلق به خانواده اي فقير باشد، باز از طريق درس خواندن و تلاش براي قبولي در دانشگاه ميتواند در آينده امکان ارتقاي موقعيت اقتصادي را براي خود فراهم کند; اما در مقابل، خواهر او از چنين فرصتي محروم است. به عبارت ديگر، امکان تجربه هاي بزرگتر، در عصري که به اطلاعات مشهور است و جهاني که به دهکده تشبيه ميشود، از دختران سلب ميگردد. اين تنها پسران هستند که ميتوانند هر وقت، اراده کردند از شهري به شهر ديگر و از کشوري به کشور ديگر سفر کنند و تجربه بياندوزند. براي دختران بهتر است که در پستوي خانه ها بمانند و تنها براي خريد لوازم منزل و آشپزي از منزل خارج شوند.
تمرکز امکانات و منابع در مرکز (تهران)، يا حداکثر در چند کلان شهر ديگر سبب شده است که عملا زيرساخت هاي آموزشي در ساير نقاط کشور ضعيف باشد و دانشگاه هاي شهرهاي دورافتاده نتوانند پاسخگوي نيازهاي اوليه آموزشي باشند. در نتيجه، اتخاذ سياست بوميگزيني، در چنين شرايطي نه تنها به توانمندي چنين دانشگاه هايي کمک نمي کند، بلکه باعث تثبيت موقعيت ضعيف آنها و تشديد رابطه سلسله مراتبي دانشگاه هاي مرکز و حاشيه ميشود. به طوري که دختران شهرستاني محدود به امکانات و فضاي بسته شهرهاي خود ميشوند، در حالي که برادران آنها ميتوانند با سفر به شهرهاي دورتر از فرصت هاي آموزشي بيشتري بهره مند شود.

در مجموع، اختصاص سهميه بوميگزيني براي دختران دانشجو، به هيچ وجه به نفع آنها نيست. حتي اين استدلال پدرسالارانه که بوميگزيني باعث افزايش امنيت ميشود، تنها ممکن است در کوتاه مدت منطقي باشد. چراکه در بلند مدت، امنيت شغلي دختران را به دليل محدود شدن گزينه هاي انتخابي آنها در رقابت با پسراني که در دانشگاه هاي معتبر درس خوانده اند کاهش ميدهد. به عبارت ديگر، نتيجه اصلي اين سياست، کاهش سطح مشارکت اقتصادي و اجتماعي دختران است. براي ارتقاي امنيت اجتماعي، به جاي محدود کردن دختران بايد، ناامني را محدود کرد. نميتوان زنان و دختران را زنداني کرد تا گزندي به آنها نرسد.

مردمسالاری