|
سهمیه بندی جنسیتی آموزش زنانهادوارنیوز / امیررشیدی شنبه27 مهر 1387 با نگاهی به تاریخ آموزش در ایران در می یابیم که زنها همیشه در محیطی بسته مورد آموزش قرار می گرفته اند، که البته نوع آموزش هم بیشتر به همان محیط بسته خلاصه می شد. یعنی آموزشهایی را می دیدند که فقط در همان محیط بسته کاربرد داشتند. این محیط عبارت بود از خانه و آشپزخانه و آموزش ها هم عبارت بودند از آشپزی و خانه داری و شوهر داری، چیزی که تا همین چند وقت پیش از ان به عنوان زنیتگری یاد می کردند. عموم زنان به دلیل قرارگیری در چنین محیطهای آموزشی توانایی فعالیت اجتماعی را از دست داده اند و تبدیل به موجوداتی شده اند که برای زندگی به کسانی وابسطه بودند که آموزشهای فراخانه ای را دیده و توانایی زندگی در جامعه را دارند. به سختی این زنان توانسته اند تا جامعه و خانواده ها را قانع کنند که باید پا را از خانه بیرون گذاشته و برای این امر نیازمند آموزه های فرا خانگی هستند. مدتها گذشت تا آنها توانستند مدارسی برای خود داشته باشند که البته در ابتدا کاملن مذهبی بود. زمان گذشت و گذشت تا زنان ما توانستند غلط بودن چیزی را اثبات کنند که در فرهنگ عامه متهم به آن بودند. در فرهنگ عامه و البته مردسالار زنان به ناقص العقلی متهم بودند حال آنکه با نگاهی به میزان قبولی دختران در کنکور در میابیم این موجودات به قول آنها ناقص العقل از عقل کلهایی که آنها را به اثارت گرفته بودن، پیشی گرفته اند، آن هم در جایی که جایگاه عقل و شعور و تفکر است و نه چیز دیگری. سیستم آموزشی مردسالارانه که نتوانسته زنها را در خانه به بند بکشد طرحی نو درانداخته و در اقدامی نو طرح سهمیه بندی جنسی را اعمال می کند، به این امید که عده ای با این طرح از شرکت در کنکور منصرف شده و یا درصد قبولی آنها را کاهش یابد. جالب اینجاست که نه تنها کاهش نیافت و هیچ دلسردی هم در بین دختران به وجود نیاورد بلکه انگیزه آنها را برای شرکت در راقبتی ناسالم بالاتر برد و در سال بعد آمار 61% قبولی دختران خود نمایشی بزرگ از اراده زنان و دختران ایرانی داشت. امروز اما، این تفکر مردسالارانه با تدبیری بسیار جدیدتر پا به میدان گذاشته، طرحی که از اجبار دختران برای قبولی در دانشگاه های محل سکونت خود سخن می گوید. اقدامی نوینی از سیستم آموزشی ایران است تا هر چه بیشتر بتواند دختران را در محیطی بسته قرار دهد. اولین سوالی که به ذهن می رسد این است که آیا این دخترانی که از نظر علمی از پسران پیشی گرفته اند باید از تحصیل در مراکز آموزش عالی که عمده آنها در تهران است محروم شوند؟ و سوال اساسی تر اینکه چرا دختران نباید خارج از محل اقامت خود تحصیل کنند؟ اجازه دهید این سوال را اینگونه مطرح کنم که چرا دختران اجازه خروج از شهر خود را ندارند؟ بیایید صادق باشیم، دختران مگر جز تحصیل، دلیلی برای خارج شدن از محل زندگی خود را دارند؟ گرچه همین اجازه هم منوت به خواست خود آنها نیست و باید پدر، شوهر و یا هر کسی که سرپرست، ولی و یا قیم آنها است به آنها اجازه خروج را دهد. حال چرا همین فرصت هم از آنها گرفته می شود؟ ما در تلاش بودیم تا دخترانی که قصد ادامه تحصیل در مراگز آموزشی و علمی خارج از کشور را دارند مجبور نشوند به ازدواج های اجباری تن دهند و حال با چنین مسئله ای روبه رو شدیم! آقایان دلیل می آورند که توانایی تامین خوابگاه برای این دسته از دانشجویان را ندارند، اما مگر شما قولی هم برای خوابگاه تا کنون به کسی داده اید؟ چگونه است که برای نصب صدها دوربین مدار بسته آخرین مدل در سالنها، کلاسها، نمازخانه ها، حیاطها و خلاصه هر مکانی که توانستید(جالب این هست که در مصاحبه ها این مورد تکذیب می شود!)، امکانات مالی خوبی دارید ولی قدرت تامین خوابگاه را برای این دانشجویان ندارید؟! جنبش زنان در این چند ساله اخیر و به عبارت بهتر در این دو سال گذشته نمایش داد که توانایی دریافت خواسته های خود را دارد. زنان نشان دادند که توانایی بالایی در تغییر الگوهای رفتاری و مناسبات اجتماعی را دارند. نشان دادند آناه قدرت بدست گرفتن نقشهایی بهتر و قویتر را نسبت به مادر بودن و یا همسر بودن را دارند. اما نکته ای دیگر، زن با تحصیلات بالاتر قطعن به یک کار نیز فکر می کند، کاری که برایش ایجاد درآمد کند و این درست در مقابل تفکر مردسالارانه ای است که می کوشد هرچه بیشتر زنان را به لحاظ مالی به خود وابسته نگه دارد. |