شماره مقاله: 2851

مسیر:
صفحه اول > مقالات > علیه سکوت

لینک مستقیم:
/spip.php?article2851



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

کمپین در تجربه ی اعضا

از جستجو در گوگل تا پیوستن به کمپین

رزا حسامی

شنبه13 مهر 1387


خيلي وقت بود كه دلم مي خواست براي خودم و بقيه زنان كاري انجام بدهم ، از شركت در ان جي اوهاي مختلف كه فقط براي يك قشر خاص همايش مي گذاشتند ديگر خوشم نمي آمد.

يك روز تصميم گرفتم كه بيشتر درباره ي زنان بدانم، سايت گوگل را باز كردم و سرچ كردم (( زن ))

چيزي كه برایم خيلي جالب بود، اين بود كه خيلي از سايت هاي زنانه فيلتر بودند و اين من را مشتاق تر مي كرد كه بيشتر بگردم .
در سايت ميدان زنان بود كه چيزهای جديدی ديدم ، سنگسار، حق تابعيت و تغيير براي برابري.

همان روز، بعد از خواندن بيانيه از طريق اينترنت اولين امضا را زدم وچون نوشته شده بود درصورت امكان برگه را پرينت گرفته و اصل امضا بفرستيم برگه را پرينت گرفتم، اول خودم امضا کردم و 9 نفر بقيه را از دوستان و افراد خانواده پر كردم و فرستادم ، اين جريان در تير 86 بود .

ولي اين كافي نبود درسايت از كارگاه و دفترچه هاي كمپين خوانده بودم دلم مي خواست يكي از فعالان كمپين باشم ، چند ايميل زدم، اما خبري نشد. بالاخره با يكي از دوستانم در تهران تماس گرفتم و گفتم شماره تماسی از بچه هاي كمپين مي خواهم و او بعد از يك ساعت شماره یکی از اعضا را به من داد.

وقتي با ایشان تماس گرفتم ، ازمن پرسيدند" از كجا تماس مي گيرم و شماره را چه كسي به من داده" و بعد پرسیدند كارگاه گذرانده ام يا نه و بعد براي هماهنگي بيشتر شماره ي زارا امجديان را به من دادند و بعد از آن من يك دوست خوب پيدا كردم دوستي كه دغدغه هایش خيلي شبيه من بود.

بعد از هماهنگي هاي لازم بالاخره مهر 86 اولين كارگاه با تعداد اندكي حدود 10 نفرمهمان كه همگي از دوستان بودند و 2 يا 3 نفر از آن ها قبلا در انجمن هاي زنان فعاليت داشتند در اراك برگزار شد .
این کارگاه با حضور زارا زینب و نسرین از کمپین تهران برگزار شد .

روز بعد از كارگاه حين گردش در اراك ، مقدارزيادي امضا هم جمع كرديم كه تجربه ي خيلي خوبي بود براي من و دوستانم . ما برگه به دست گرفتيم در بعضي موارد سر صحبت را باز مي كرديم وبعد دوستان مواردي را گوشزد مي كردند كه مثلا اگر اين جور بگويید بهتراست ...

آذر 86وبلاگ اراك راه افتاد.كساني كه در كارگاه شركت كرده بودند هم يك مدتي كار كردند بعد از آن هم كار و تحصيل بهانه ي خوبي بود .

وبلاگ اراك باعث شده بود، يك سري از دوستان قديمي (كه در حال حاضر در اراك ساكن نيستند) و به دنبال اسم كمپين در اراك مي گشتند، با ديدن وبلاگ پيام هاي تبريك بفرستند . يكي از دوستانم نوشته بود" از اينكه مي بينم اراك هنوز نفس مي كشد خوشحالم و آن هم با وجود يكي از دوستان خودم."و این از اتفاقات شيريني بود كه در اين مدت افتاد.

زمستان سرد اراك ، تقريبا كمپين در اراك را متوقف كرد، تا اينكه از طريق وبلاگ و دوستان كمپيني در ساير شهرها كساني آمدند و اعلام آمادگي كردند و الان حتي با وجود تعداد كمي كه داريم با هم نشست مي گذاريم و اگر قرار باشد مقاله اي نوشته شود ، با هم مي نويسيم .

البته شنيده ام كسان ديگري هم هستند در اراك كه امضا جمع مي كنند، اما تا به حال كه با ما تماس نگرفته اند تا منسجم تر باشيم .