شماره مقاله: 2840

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article2840



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

زنان در جامعه

چهره زنانه فقر

روزآنلاین / مهرانگیز کار

پنج شنبه28 شهریور 1387


در جوامع بحران زده و گرفتار تورم و گراني دشوار است به يک موضوع خاص اولويت بخشيد و ديگر مشکلات ‏را در رده هاي بعدي قرار داد. ايران امروز چنان در بحران اقتصادي و بي عدالتي فرو رفته که ناگزير اولويت ها ‏را بايد در همين مجموعه جستجو و رده بندي کرد. در اين مجموعه چهره زنانه فقر بسي کريه، زشت و نامتناسب ‏با کرامت انساني و حيثيت ملي است و از شعارهاي حاکميت که همواره بر شخصيت خانگي زن اصرار مي ورزد ‏بسيار دور است. در اين مجموعه پبدا کردن راه حل براي چهره زنانه فقر، اولويت است. چهره زنانه فقر ‏مشخصاتي دارد که چنانچه زود به فريادش نرسند ايران مي شود يک مورد مثال زدني از کشورهاي مسلمان که ‏در آن قديم ترين شغل زنانه تنها راه ادامه زندگي و امرار معاش بخشي از جمعيت زنان کشور مي شود. جمعيتي ‏که به دلايل گوناگون در بازار کار جاي بسيار کوچکي دارد.‏

ايران کشوري است ثروتمند. آثار سوء مديريت در استفاده درست از اين ثروت را مي توان به طور کلي در تداوم ‏اقتصاد تک محصولي مشاهده کرد و نمونه هاي آن را در فقري که با افزايش ثروت دولت ايران رابطه معکوس ‏داشته است مثال آورد. به نسبتي که درآمد نفتي بالا رفته فقر عميق تر شده است. دست وارد کنندگان همواره باز ‏بوده تا برخي فعاليت هاي توليدي که ميراث پيش از انقلاب و يا در مواردي محصول بعد از انقلاب است، تعطيل ‏بشود. وقتي کالاي وارداتي از برکت روابط وارد کننده با عوامل فساد اقتصادي ارزان تر به دست مشتري مي ‏رسد، توليدکننده داخلي که کالاي مشابه به بازار عرضه مي کند چگونه مي تواند سر پا باقي بماند؟ توليدکننده در ‏کار خود وا مي ماند و حقوق کارگران پرداخت نمي شود. با تعطيل مراکز توليد يا پايين افتادن ظرفيت توليد اين ‏مراکز بر تعداد بي کاران کشور افزوده مي شود. بر تعداد کودکان خياباني يا کودکان کار افزوده مي شود. بر تعداد ‏زناني که همدست باندهاي تبهکار مي شوند افزوده مي شود. بند زنان زندان ها پر و خالي مي شود، اما چهره ‏زنانه فقر تکان نمي خورد. بلکه بيشتر فربه مي شود.‏

چهره زنانه فقر ده ها زاويه دارد. گاهي چهره زنانه فقر به انگيزه عشق مادري و تأمين رزق و روزي بچه ها به ‏فحشا مي گرايد. عوامل فساد اقتصادي زير پاي جمع بزرگي از مادران را خالي کرده اند و ديگر بهشت را آنجاها ‏نمي توان جستجو کرد. جمع بزرگي از مردان که به موجب شرع و قانون "نان آور" خانواده هستند بي کار و خانه ‏نشين شده اند. زنان دردمند آنها گاهي فقط يک راه براي ادامه زندگي دارند که در همان راه دستگيرشان مي کنند، ‏به زندان شان مي برند، شلاق شان مي زنند و به دست بي ترحم فقر و تنهايي رهاشان مي کنند تا ديگربار جرم را ‏تکرار کنند. ‏

آنچه در حق چهره زنانه فقر در ايران روا مي دارند درست در نقطه مقابل اعتقادات اسلامي است که اکنون ابزار ‏تبليغات جناحي شده است. راه حل را بايد در بخش مسئوليت دولت ها جستجو کرد و از اين حيث کارنامه دولت ها ‏را بررسيد. به بودجه هايي که دولت ها در سه دهه اخير به مجالس شوراي اسلامي برده اند بايد نگاه کرد. در ‏مقايسه با افزايش قيمت نفت درصدي از بودجه که به بهبود چهره زنانه فقر اختصاص دارد ناچيز است و گاهي در ‏حد هيچ. گاهي تلاش شده با راه اندازي متعه خانه ها و مراکز صيغه چهره زنانه فقر را مخفي کنند يا ساده لوحانه ‏بر آن مهار بزنند و مشروعيت بدهند. مي دانيم با اين گونه برنامه ريزي ها کاري از پيش نبرده اند. اينک تلاش ‏مي ورزند ضرورت تنظيم سند رسمي براي عقد موقت (صيغه) را به کلي منتفي سازند، که اين شيوه هم کمک مي ‏کند به بالا رفتن نرخ فحشا زير پوشش يک سند دست نويس که در بسياري موارد قلابي است. ‏

ورود به بحث مسئوليت دولت ها اين پرسش را پيش رو مي گذارد که دولت ها براي اشتغال زنان و پر کردن ‏اوقات فراغت آنان چگونه بودجه بندي کرده اند؟ آيا به نسبت جمعيت زنان غيرماهر و جوان کشور اين بودجه در ‏حدي بوده و هست که به زنان فرصت حرفه آموزي يا مثلا به آنها شانس بدهند تا ورزش کنند، با کامپيوتر بازي ‏کنند، برقصند، آواز بخوانند، ساز بزنند، کتابخواني داشته باشند و...؟ اگر پاسخ منفي است به خوبي مي توان ريشه ‏هاي آسيب پذيري زنان و بالا رفتن تعداد کودکان رها شده در خيابان ها را به سوء مديريت دولت ها نسبت داد. ‏وقتي زنان امکانات لازم براي حرفه آموزي ندارند و شرع و قانون تأکيد دارد بر اينکه زنان بايد "نفقه خور" باقي ‏بمانند تکليف زني که نان آور از دست مي دهد، نان آورش بيکار و خانه نشين مي شود، معتاد يا متواري مي شود، ‏زنداني مي شود، طلاقش مي دهند يا طلاق مي گيرد يا شوهر به سهولت زن ديگري را سر سفره خانواده مي ‏نشاند، يا زني که اساسا شوهر نمي کند روشن است. اگر اين زن حرفه اي نياموخته باشد، چندتايي بچه گرسنه هم ‏توي خاک و خل دنبال نان خشک بگردند، چه سرنوشتي پيش رو دارد؟ انصاف بدهيد و با صداي بلند از خود انتقاد ‏کنيد و بگوييد در اين ماجراهاي تلخ که همه امکانات و فرصت ها به دزدان و همکارانشان داده شده و آنها چهره ‏زنانه فقر را تنها گذاشته اند تا به شبکه هاي فحشا و توزيع مواد مخدر و سرقت بپيوندند، گناهکار اصلي مديران و ‏برنامه سازاني هستند که نفع شخصي را بر منافع عمومي ترجيح داده اند.‏

چهره زنانه فقر از آن دلخراش تر است که تصوير شد . چهره افراد، گروه ها و سازمان هايي که عوامل ايجاد اين ‏وضعيت هستند ديري است براي کارگرداني مديريت جامعه اي که فقر زنانه در آن عامل افرايش نرخ فحشا شده ‏است، مخدوش است. اينان صلاحيت ندارند و مشروعيت از دست داده اند. ‏

روزآنلاین