|
بیسان شیخ ـ خبرنگار روزنامه لبنانی "الحیات" دختران انقلاب در تهران سنت شکنی می کنندگزارشگران / ترجمه: احمد مزارعی دو شنبه25 شهریور 1387 متروی زیرزمینی تهران مملو از مسافر است، اما به سرعت خلوت می شود و مجددا آرامش خود را به دست می آورد و طولی نمی کشد که کاشیهای کف زمین براق می شود. رواقهای ورودی این مترو شبیه به هیچکدام از متروهای دنیا نیست؛ نه ازدحام فوق العاده و نه به این یا آن سو دویدن افراد، در گذرگاهها اشیا کثیف و آشغال دیده نمی شود و بر روی دیوارها عکس و نوشته به چشم نمی خورد، همه چیز نو و تازه به نظر می رسد و مثل اینکه چند لحظه پیش آن را صیقل داده اند. برعکس اتوبوسها که زنان و مردان جدا می نشینند در اتاقهای مترو این امر اجباری نیست و آنان می توانند به طور مختلط بنشینند، اما زنان ترجیح می دهند تا با همجنسان خود نشسته بویژه اینکه به هنگام بسته شدن درها، فضایی کاملا زنانه حکمفرما می شود. از طرفی در این اتاقها لباس و وسایل و آرایش زنانه نیز توسط زنان فروشنده عرضه می شود؛ گردنبند و گوشواره، وسایل آرایشی و غیره که بسیار زیبا و جذابند. دختران دانشجو و جوانترها برای خرید وسایل آرایشی حلقه زده و به خرید و چانه زنی و مقایسه برمی آیند در صورتی که زنان مسن تر به خرید حوله برای آشپزخانه و لباس خواب و چیزهای مشابه می پردازند و سرانجام هنگامی که مترو به مقصد می رسد و اینان خارج می شوند به آن می ماند که اینها از حراجی یک شنبه بازار برگشته اند. پیش از خروج از مترو خیلی سریع حجابها را مرتب کرده و به سوی بازار و دانشگاه و محل کار خود حرکت کرده و برای پایان بردن روز در کنار مردان قرار می گیرند. کافی است برای لحظه ای چشم خود را ببندید و زنان را بی حجاب مجسم کنید، اینان هیچ فرقی با هزاران زن دیگر در کشورهای پیشرفته که صبحگاهان به سوی کار حرکت می کنند، ندارند، آنان نیز با سرعت و نظم خاصی بر سر کارهای خود حاضر می شوند. هر کس گذری به تهران داشته باشد، به طور حتم شاهد حضور قدرتمند زنان در همه جای شهر خواهد بود. امکان ندارد شما این حضور قدرتمند و گسترده را در گوشه و کنار شهر نبینید. اگر به ادارات دولتی بروید آنان را چه در شکل نظافتچی و یا رئیس اداره و یا نماینده پارلمان خواهید دید. اگر به سینما بروید آنان را هم در میان تماشاچیان و هم در صحنه نمایش فیلم خواهید یافت. در خیابان یا مشغول رانندگی ماشین کوچک خود هستند و یا اتوبوس بزرگ شهری را راه می برند. بر سر در ورودی بزرگترین مجتمع ورزشی شرق تهران عکس بزرگ زنان تمام صفحه را پوشانده است. عکس آنان در همه جا به چشم می خورد. اسب سواری، کاراته، انواع ورزش ها و حتی مسابقه اتومبیل رانی، همه جا شرکت دارند، اما آنچه که در مورد زن ایرانی شایع شده و بیشتر از همه غرورش را راضی می کند، زیبایی او و حاکمیتش در خانه است. در خانه همه چیز در دست اوست، "زهرا" با فخر فراوان به این امر اشاره می کند. آموزش دختران در ایران از قرن نوزدهم آغاز شد و اولین مدرسه نظامی برای زنان نیز در اواخر همین قرن به وجود آمد. در سال 1895 بی بی خاتون استرآبادی کتابی را با عنوان "معایب الرجال" انتشار داد که به مثابه اولین کتاب اعلامیه حقوق زنان در ایران بود. بعضی از عناصر این کتاب در قانون اساسی ایران مورد استفاده قرار گرفت. زنان ایران در سال 1930 به دانشگاه راه یافتند و در 1963 حق شرکت در انتخابات را به دست آوردند. در جریان وقوع انقلاب 1357 که منجر به سقوط شاه گردید زنان نقش مهمی را به عهده داشتند و در جریان جنگ ایران و عراق، زنان ایرانی چه در جامعه و چه در خانه شرکت فعال داشته و توانستند حضور خود را به اثبات رسانند. زنان در ایران امروز یک سوم دانشجویان دانشگاهها را تشکیل می دهند و شاید تعجب برانگیز باشد که حجاب که جمهوری اسلامی بر زنان تحمیل کرد موجب شد تا زنان بسیاری از فشارهای خانواده های محافظه کار رها شده و وارد فعالیتهای اجتماعی بخصوص دانشگاهی شوند. در زمان شاه اگر چه آزادیهای زیادی برای زنان وجود داشت، ولی خانواده های محافظه کار ایرانی اجازه خروج و تحصیل و کار کردن را به دختران خود نمی دادند پس از انقلاب تا حد زیادی این موانع برداشته شد و موجب شد که دختران بسیاری متعلق به خانواده های مذهبی و محافظه کار با استفاده از حجاب مراکز بسیار زیادی را در جامعه اشغال و به اجرای نقش بپردازند. زهرا در اینجا توضیح می دهد: "همه اینها برای یک زن امروزی کافی نیست، زیرا چیزی که 30 سال پیش درست بوده امروز دیگر اعتبار ندارد و فردا نیز چنین خواهد بود." زهرا در دانشکده زبان انگلیسی در جزیره کیش درس می خواند و بنا دارد برای ادامه زندگی بهتر و بخصوص برای آینده فرزندانش به کانادا برود. او باور دارد که برای زندگی کردن کانادا بهتر از آمریکاست. جزیره کیش مرکز تجارت آزاد است و در آنجا آزادیهای عمومی نسبت به سایر شهرهای ایران بیشتر است. علیرغم اینکه زنان ایرانی نسبت به زنان کشورهای همسایه خود امتیازات زیادی کسب کرده اند، اما آنان آرمانهای والاتری برای خود دارند و برای به دست آوردنش می کوشند. آخرین دست آورد زنان در ایران به دست آوردن حق نگهداری (حضانت) از بچه تا سن هفت سالگی در صورت وقوع طلاق و حق "دیه" برابر با مردان است. با وجود انتظارات و دست آوردها اما آنان حاضر نیستند یک ذره از آزادیهای به دست آمده در دوران اصلاحات عقب نشینی کنند. دختران عصر انقلاب ایران، وظایف و خواسته هایی برای خود قائلند که هیچ شباهتی با خواسته های مادرانشان ندارد، آنان خواستار نقش مهمتری در اداره جامعه مدرن و امروزین هستند و این در کنار کوشش آنان برای زیبا و شیک بودنشان است. آنان می کوشند میان آنچه انقلاب از آنان توقع دارد و شخصیت ذاتی خود تعادلی برقرار کنند، بازارها را در می نوردند و به دنبال آخرین و مدرن ترین مارکهای بین المللی هستند، این مارکها شخصیت و سلیقه زیباپسندانه آنان را راضی میکند. بدون شک در بازار ایران کالاهای تقلبی چه از ترکیه و سایر کشورها زیاد است، ولی در تهران می توان بهترین مارکهای واقعی را پیدا کرد. اما در تهران پرسودترین کارها سالن های آرایش و درمانگاههای وابسته به آن است. دختران ایرانی آخرین مدلهای لباس و زیبایی را با حجاب خود تنظیم می کنند، به طرز بسیار زیبا و جالبی قسمتی از موهای خود را به رنگهای جذابی درآورده و سپس آن را روی صورت رها می سازند. آنان می دانند که چه لباسی را در کجا بپوشند و چه نوع آرایشی را در کجا به کار ببرند. لباس و شیوه آرایش برای دانشگاه، محل کار، مرکز شهر، فروشگاهها، پارکها و در شمال تهران فرق می کند، هر کدام لباس و آرایش ویژه خود را دارد. از طرفی آنان قوانین را میدانند که چگونه باید مواظب باشند به دست پاسداران نیفتند. برای مثال وقتی یکی از این دختران از طرف پلیس زن مورد بازرسی قرار گرفته و در مورد آرایش غلیظ دچار دردسر می شود، وی فورا آرایش خود را تغییر داده و قول می دهد که این آخرین بار باشد و از این پس رعایت خواهد کرد و به راه خود ادامه می دهد، اما وعده این خانم نه پلیس را قانع می کند و نه او به عهد و قولش پایبند می ماند. قدرت و شخصیت زن ایرانی بسیار بیشتر از وقایع روزمره زندگی است. وی در مورد رابطه خود با مردان، هیچگونه تردیدی به خود راه نمی دهد که از همان اول زمام امور را به دست بگیرد. در اولین حرکت که بدون شک حرکتی مبتذل و ساده انگارانه نیست، به گونه ای مسئله را پیش می برد و مسافتی را میان خود و طرف مقابل ایجاد می کند که فکر هر گونه تجاوز و تعدی را عقیم می گذارد. زهرا می گوید:"دوست ندارم در جایی باشم که ویژه زنان باشد، احساس راحتی نمی کنم این درست نیست که من مجاز باشم در میان دوستان لباس راحت بپوشم." زهرا در ادامه با عصبانیت اضافه می کند: "آنان کوشش کردند این برنامه را در دانشگاهها تحمیل کنند ولی نتوانستند، اکنون چگونه می توانند در هوای آزادی ما را جدا نگهدارند، جدایی میان زن و مرد جزو عادات ما نیست." سپس در پایان اضافه می کند: "اگر ما حجاب داریم دلیل بر این نیست که ما مشابه سایر زنان درکشورهای اسلامی هستیم." گزارشگران=8286] |