شماره مقاله: 2818

مسیر:
صفحه اول > مقالات > علیه سکوت

لینک مستقیم:
/spip.php?article2818



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

گزارش کمپین

دانشجویان، حاملان اصلی کمپین در بندر عباس

رویا امیری

يكشنبه31 شهریور 1387


همیشه شرایط نابرابر موجود بر دلهایمان سنگینی می کرد.قبل از آشنایی با کمپین،با تشکیل کمیته زنان در دانشگاه سعی در برداشتن قدمی هر چند ناچیز کردیم.اما پس از آنکه در زمستان گذشته، در جلسه دفتر تحکیم، با کمپین آشنا شدیم آن را راه موثرتری یافتیم.و اینگونه همهمه ها در خوابگاه دخترانه امیرآباد بندرعباس بالا گرفت.همه از بیانیه ای صحبت می کردند که از حقوقشان می گفت.آنقدر بحث جدی شده بود که بسیجیان اتاق به اتاق با دانشجویان از بدی کمپین می گفتند و بچه های کمپین را دشمنان اسلام می خواندند و خود را منجیان بشریت ،اما این کار به نشر بیشتر کمپین انجامید،کنجکاوی بسیاری را برانگیخت واینگونه کمپین راه خود را به خوابگاه پسران و دانشگاه هم گشود.نامه های انظباطی پی در پی از نگرانی مسئولین دانشگاه خبر می داد.

سرکارخانم ...
جهت پاره ای توضیحات،به اداره خوابگاه ها مراجعه نمایید.
کاملاَ گیج شده بودیم،حتی یک هفته از شروع کار کمپین نمی گذشت که مسئولین به تکاپو افتاده بودند.سعی کردیم نامه را از دوستانمان پنهان کنیم.خفقان و ترس به اندازه کافی بچه ها را از کمپین دور می کرد.رازی که سیستم موجود آن را به خوبی درک کرده و در راستای اهدافش از آن بهره می جست.

سعی کردیم با چند نفر تماس بگیریم تا بهترین برخورد را با شرایط پیش آمده داشته باشیم.تاریخ موعود رسید و مارا با مسئولانی مواجه کرد که با قیافه های به ظاهر دلسوزانه و پدرانه سعی در نصیحتمان داشتند.با اتهامات جدیدی همچون دست های پشت پرده آمریکا و انگلیس،براندازی نرم ... آشنا شدیم که تهدیداتی همچون محرومیت از تسهیلات رفاهی-خوابگاهی،تشکیل کمیته انظباطی ... را به دنبال داشت.اما این پایان ماجرا نبود.10 نفر از دوستان نزدیک و هم اتاقی هایمان به جرم دوستی با بچه های کمپین ،با نامه کمیته انظباطی بمباران شدند تا بار دیگر مسئولان ارادت خود را به کمپین نشان دهند.

در ادامه برنامه های دانشگاه ،ارسال نامه های انظباطی به بهانه های واهی ،جو خفقان آوری را ایجاد کرده بود که کار در این فضا را مشکل می کرد.بچه ها کارهای خود را در دانشگاه کمرنگ کردند اما کمپین اثری را که می بایست بگذارد گذاشته بود و حتی پس از کمرنگ شدن کار کمپین در خوابگاه ،دانشجویان سراغ دختری را می گیرند که بیانیه اش از حقوقشان می گفت.

با سخت شدن کار در دانشگاه ،راه کوچه و خیابان پیش گرفتیم و این بار خیابان های شرجی زده بندر جولانگاهی برای برابرطلبان کمپین شد تا در نقطه دیگر سرود برابری سر دهند.

حضور در خیابان و مکان های عمومی،تجربه تازه ای برای کمپین نوپای بندرعباس به ارمغان آورد.افراد بسیاری با اشتیاق امضا می کردند،عده ای می پذیرفتند اما محافظه کاریشان آن ها را از امضا کردن باز می داشت.برخی هم مخالفت می کردند.
شروع امتحانات میان ترم و بلافاصله پایان ترم،باعث کمرنگ شدن حرکت کمپین شد .عدم حمایت و اطلاع رسانی کافی به نو کمپینیان بندرعباس و همچنین نبود نیروی غیر دانشجوی بومی،کار را مشکل تر می ساخت و پس از آن تعطیلی دانشگاه، سازماندهی و تشکیلات کمپین را با مشکل مواجه ساخت.

ذکر این نکته الزامی است که دانشجویان بومی تلاش های بسیاری در این زمینه کردند اما افراد انگشت شمار و مشخص کمپینیان و تکیه بیش از حد کمپین به بدنه دانشجویی خود ،آن را با مشکل عدیده ای مواجه می سازد.البته شروع دانشگاه و بازگشت دانشجویان ،روح تازه ای به کمپین در بندرعباس خواهد بخشید اما این موضوع زنگ خطری است که استقرار ،سازماندهی و تلاش بیش از پیش همراهان همیشگی کمپین را می طلبد تا پتانسیل های بالقوه کمپین، برای همیشه بالقوه نماند.

گر چه گورها اطراف جاده را فرا گرفته انداما این جاده راه به آزادی دارد...