شماره مقاله: 2770

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article2770



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

زنان و قوانین تبعیض آمیز

این روایت ها واقعی هستند(قسمت آخر)

میرا / میرا قربانی فر

سه شنبه19 شهریور 1387


روایت اول ... روایت دوم ... روایت سوم ...
روایت چهارم : زنان یک سرزمین

این روایت می تواند بشود روایت زنان یک سرزمین که زنانگیشان را در خانه ملت حراج می کنند. روایت اکرم ، نسیم ، بنفشه و شبنم صدها زن و دختر دیگر .

قتلهای خانوادگی موضوع جدیدی نیست قتل دختری توسط پدر و برادر ، قتل مرد توسط همسر و فرزند و یا.....اما اگر این موضوع تا چندی پیش اسباب تعجب بسیاری می شد امروزه به علت فزونی آن چندان هم در سطح جامعه ایجاد تعجب نمی کند .مشکل از کجاست؟ چه دلیلی باعث میشود تا زنی مردی و یا فرزندی اقدام به کشتن عزیزترین و نزدیک ترین کسان خود کند؟

قتل های خانگی یکی از شدیدترین نوع قتل هاست .مهمترین علل بروز اینگونه قتلها هنگامی که توسط مردان انجام میگردد ، بیشتر از مسایل ناموسی ، حسادت ، سوء ظن شدید و.... ناشی می شود.

ولی در مورد زنان علاوه بر موارد فوق کمی موضوع متفاوت است ، مردان هر زمان که بخواهند می توانند همسر خود را ترک کرده و یا آنچنان زندگی را برای او مشکل و غیر قابل تحمل کنند که وی حاضر می شود با بخشیدن مهریه و نفقه های معوقه و دیگر حقوق قانونی خود به راحتی طلاق را بپذیرد یا حتی بدون آنکه زن را طلاق دهد شرعی و قانونی اقدام به ازدواج مجدد کند. بنابراین کمتر مردی به خاطر خلاصی خود به فکر قتل می افتد.

در ماده 83 قانون مجازات اسلامی حکم سنگسار برای زنای محصنه تعیین شده است ، یعنی زنی یا مردی که همسری قانونی و شرعی دارد خارج از چهارچوب خانواده اقدام به ارتباط نامشروع کند . البته مردان حتی در صورتی که متاهل باشند می تواند از این مجازات رهایی پیدا کنند تنها با این ادعا که زن در عقد موقت اوست البته هنگامی زن نیز دارای همسر دائمی باشد ادعا از سوی مرد پذیرفته نخواهد شد وحکم سنگسار در مورد او نیز اجرا خواهد شد اما زناني که روابط خارج از ازدواج داشته اند، از سویی در معرض اين مجازات شديد قرار دارند و از ديگر سو هم طلاق را امري ناممکن مي بينند و به همين خاطر، براي رهايي از موقعيت ، براي قتل شوهر خود نقشه مي کشند.
از سویی مردانی که اقدام به همسر کشی کرده اند چون دیه زن نصف دیه مرد است و گاهی خانواده مقتوله توانایی پرداخت این تفاضل دیه را ندارند ، بنابراین بیشتر مردان قصاص نمی شوند و خانواده زن تنها به دریافت دیه رضایت دهند یا خود خانواده زن ادعا می کنند که مقتول اعمال منافی عفت انجام داده و مهدورالدم بوده است.

بخشی از شوهرکشی ها به خاطر خیانت شوهر یا خشونت های شدید و مکرر اوست. این روزها علاوه بر آمار فزاینده طلاق شاهد افزایش خیانت و همسرکشی در خانواده ها هستیم و قتل همسر به دست زن یا شوهر از اخبار همیشگی صفحه حوادث روزنامه ها است.
بدیهی است که خیانت ها و خشونت ها هنگامی تبدیل به خبر می شود که کار به قتل و خونریزی می کشد و هیچ آماری از زنان و مردانی که کانون خانواده و زندگی مشترک شان به خیانت یا خشونت آلوده است وجود ندارد و البته به دست آوردن چنین آماری نیز آسان نخواهد بود چرا که قربانیان یا عاملان آن به سادگی پرده از راز خویش برنمی دارند.

چه چیزی قتل همسر را برای آنان توجیه می کند و چرا اگر یک زندگی مشترک به هر دلیلی مطلوب شان نیست، «قتل همسر» را به جای «جدایی» برمی گزینند.
در فرهنگ ما، طلاق نکوهیده ترین سنت اجتماعی است، از این رو سال هاست که به عروسان جوان توصیه می شود با «لباس سپید به خانه شوهر رفته باید با لباس سپید (کفن) بازگردند» و به این ترتیب انتخاب همسر و تشکیل زندگی مشترک تبدیل به راهی بدون بازگشت می شود. ماندن در زیر یک سقف به رغم وجود طلاق پنهان در زندگی مشترک به خاطر آنچه آبرو می خوانندش و تحمل خشونت، تحقیر و بی وفایی، پنهان کردن رنج ها، زخم ها و کبودی ها، در خلوت اشک ریختن و در جمع خندیدن و دلخوش بودن به داشتن سایه بالای سر و... روش بسیاری از زندگی ها بوده و هست.

امروز دیگر نمی توان از زن انتظار داشت که روابط پنهانی همسرش را با دیگران حق طبیعی او دانسته و به این سخن شوهر دل خوش دارد که تو ریگ کف آبی و آنها گذرا هستند. دیگر نمی توان از زن خواست که با شلوغ کردن دور و بر خود با شش، هفت بچه و سرگرم شدن به خانه داری و بچه داری از نیاز اساسی چون دوست داشتن و دوست داشته شدن چشم پوشی کند. گرچه نسبت به گذشته از فشارهای اجتماعی بر زن مطلقه کاسته شده و به تفاهم نرسیدن یک زوج و جدایی آنها امری طبیعی خوانده می شود (البته بیشتر در شهرهای بزرگ و نزد قشر تحصیلکرده) اما همچنان موانع عظیم و بسیار جدی برای متارکه زوجی که شرایط کنار هم بودن را ندارند، وجود دارد.

نداشتن توانایی مالی و نداشتن توانایی اداره زندگی یکی از عوامل بسیار مهم و شاید مهم ترین عامل ماندن زنان در کنار شوهران خشن، معتاد و ناشایست است. علاوه بر آن نداشتن امنیت اجتماعی و آینده یی روشن هراس دور شدن از فرزندان و تغییر نگاه اطرافیان و حتی فشار خانواده ها، زن های بسیاری را وادار به اطاعت از دستور نامبارک «سوختن و ساختن» می کند.
فشار مذموم بودن طلاق به لحاظ اجتماعی و خانوادگی، نداشتن قدرت حقوقی زن برای جدایی و کند و طولانی بودن روند انجام طلاق همه عواملی هستند که می توانند زنی را که تحت شکنجه روانی و جسمی شوهر قرار دارد به جایی برسانند که دست به قتل او بزند چرا که جامعه به او این گونه القا کرده که زنی که همسرش فوت کرده به اندازه زنی که مهر طلاق را بر پیشانی دارد، تحت فشار اجتماعی و خانوادگی نیست یا با کشتن شوهری که حاضر به طلاق دادنش نیست و در عین حال زن را ملزم به تحمل رفتار ناشایست خویش می داند رها خواهد شد.
حتی در صورت داشتن قدرت مالی و به جان خریدن همه تبعات رنج آور تحمیلی جامعه، باز هم اگر مرد مخالف طلاق باشد، زن توان حقوقی جدا شدن از شوهر را ندارد مگر به قیمت سال ها بلاتکلیفی و دوندگی در دادگاه و در نهایت بخشیدن همه حقوق مالی خود و حتی در مواردی رشوه دادن به شوهر (روایت اول ـ یگانه) راضی کردن او به جدایی.

زنی که همواره مورد تحقیر و ضرب و شتم شوهر قرار می گیرد به شکل مداوم در حال انباشتن خوشه های خشم و کینه است ... شعله ور شدن خاکستر خشم و کینه اینگونه زنان و رها شدن فنر تحمل آنان همان خبر شوهرکشی است که در روزنامه ها می بینیم.

اکثریت قریب به اتفاق زنانی که قاتل شوهر خود هستند، بارها و بارها متقاضی طلاق و در پی جدایی بوده اند و پاسخی که می گرفته اند توصیه های مکرر به تحمل و سازش بوده است. به بیان دیگر هنگامی که خشونت شوهر به اوج خود برسد، همسر او یا مقتول می شود یا قاتل و از آنجا که در صورت قاتل بودن نیز، قصاص خواهد شد باز هم قربانی خشونت شوهر شده است.

خیانت معمولاً هوسرانی و خیانت شوهر را به دیده اغماض نگریسته و همسرش را مخاطب قرار می دهند که؛ «حتماً یک کمبودی داشته که...»(روایت سوم ـ حنانه) و فهرستی از انواع توجهاتی که باید نثار شوهر کرد در مقابلش ردیف می کنند. این در حالی است که مرد به لحاظ قانونی مختار است هر زمان که اراده کرد حتی بدون ارائه دلیل منطقی به دادگاه، همسرش را طلاق دهد، چه رسد به آنکه نارضایتی از او داشته باشد. اما ای کاش قدری از این نگاه خطاپوش و بلندنظرانه هنگام خیانت مردان، درباره زنان هم وجود داشت و اندیشیده می شد به اینکه چرا «زن» که فداکاری و عشق به خانواده و تلاش برای حفظ و تحکیم آن نه آموخته کسی که در نهاد اوست و نهاد او نه تنوع طلب که «یکه شناس» است دچار تناقض رنج آور و بدعاقبت خیانت می شود و در مثلث عاطفی گرفتار می آید که دیر یا زود اضلاع آن از هم گسیخته خواهد شد.

زنانی روایتهای ما (یگانه، شیوا و حنانه ) از یک سو با خیانت همسر مواجه بودند و از سویی دیگر از کمترین میزان حمایت قانون، و خوش شانس بودند و احتمالآ عاقل که دست به حرکت هایی آنارشیستی وخطرناک نزدند،زمانی که خود و زندگیشان را در مرز باریک هستی و نیستی دیدند و البته قسمتی از این خوش شانسی را می توان داشتن خانواده هایی دانست که در نهایت با همه مخالفت ها با طلاق و جدایشان از حمایت انها دست برنداشتند ولی از خود پرسیده ایم چند درصد از زنان جامعه ما این حمایت را دارند زمانی که ناچار می شوند برای طلاق گرفتن از مهریه و تمامی حق و حقوق قانونیشان بگذرند ؟؟

اکرم نمی توانست از همسرش جدا شود و در نهایت او را به خانه باز می گرداندند و ما هم زمانی نامش را شنیدیم که در مقابل چوبه دار ایستاده بود و این بار هم که به کمکشآمدیم برای تهیه دیه همان مردی بود که او را آزار می داد.
شبنم آن قدر خیانت دید که دیگر نمی توانست تحمل کند و از سویی امکان طلاق برایش نبود پس دست به قتل شوهر زد.
این قتل ها نه قتل های منطقی هستند نه از روی بی منطقی مطلق . زنان این روایت ها از سویی نمی توانند با همسر زندگی کنند و از سویی هیچ راه قانونی برای رهایی ندارند . پشت سر گذشته ایی با درد و رنج، و پیش رو هیچ نقطه روشن و درخشانی دیده نمی شود .آنان بر لب باریک مرز سقوط ایستاده اند.

مدتها پیش مصاحبه ایی داشتم با دکتر نعمت احمدی وکیل دادگستری داشتم که ایشان درآن مصاحبه به حرکت قانون و جمعه در یک مسیر و با هم اشاره داشتند اشاره ایشان به این مورد بود که بایدقانون با رشد مناسب بستری مناسب در جامعه و در عین حال جامعه با رشد مناسب خود باز هم این بستر را برای قانون گذار ایجاد کند تا قوانین تکامل یابند و رشد کنند و حالا به نظر می رسد جامعه ایی که در چند وقت اخیر به شدت مرد و زن در مقابل قانون حمایت از مرد خانواده و چند همسری ایستاده دارد جامعه ایی را نشان می دهد که می خواهد به سمت تکاملی حرکت کند تا درآن ی از جامعه ـ زنان از حقوق برابر یا خداقل مناسب برخوردار باشد اما گویا قانون گذار همچنان در پی عقب نگه داشتن زنان ـ نیمی از بدنه اجتماع می باشد،و. با نه گفتن به خواست عمومی جامعه قصد دارد خود را در مقابل تکامل یک جامعه سنتی در دوران گذار قرار دهد.

میرا