شماره مقاله: 2724

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article2724



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

گفتگو با مهندس کیوان صمیمی

زنان از زندان نمی ترسند

ادوار نیوز

سه شنبه12 شهریور 1387


با کيوان صميمي، مدير‌مسوول نشريه توقيف‌شده‌ي نامه، در ارتباط با برخوردهاي اخير با فعالين جنبش زنان، گفت ‏و گو کرده ايم. وي که پس از شرکت در مراسم سالروز 22 خرداد، دستگير و مدت کوتاهي را در بازداشت به سر ‏برد، در مورد نحوه برخورد نيروهاي امنيتي با شرکت کنندگان در اين مراسم سخن گفته و از اين اعتقاد سخن ‏رانده است که "تندروها هم دير يا زود خواهند فهميد كه فعالان حقوق‌بشر و زنان از زندان نمي‌ترسند." متن ‏مصاحبه در پي مي آيد.‏

‎‎آقاي صميمي، از طريق فعالان جنبش زنان مطلع شديم كه پس از لغو مراسم سالروز 22 خرداد كه ‏منجر به بازداشت كوتاه مدت 9 نفر از خانم‌ها و همچنين شما و يكي ديگر از آقايان شد، ج موضوع را پي‌گيري و ‏عليه نيروي انتظامي شكايتي به‌قوه قضاييه تسليم کرده‌ايد. ممکن است توضيح بيش‌تري بدهيد.‏‎ ‎

همه ساله در ايام سالروز حادثه ميدان 7 تير در سال 1385 و ستم و سركوبي كه بر زنان بي‌دفاع به جرم ‏حق‌خواهي رفت مراسم مختلفي برگزار مي‌شود. امسال هم قرار بود جلسه‌ي كوچك هم‌انديشي و سخنراني محدودي ‏در ملك شخصي يكي از دوستان انجام شود تا در يك چهارديواري محدود، برخي علاقمندان به برقراري حقوق ‏زنان با هم گفت‌و‌گويي داشته باشند. اما برخي مقامات امنيتي طي تماس تلفني با صاحبخانه آپارتمان گفته بودند كه ‏نبايد اين ديدار برگزار شود. ‏

اشتباه اوّلشان هم همين‌جا بود كه از برگزاري يك نشست فرهنگي، آن‌هم در محلي در بسته در ساختماني واقع در ‏خيابان فرمانيه جلوگيري كردند. اشتباه و خطاي دوّمشان اين بود كه به‌جاي اينكه اين ممانعت را با نصب يك كاغذ ‏روي درب ساختمان به اطلاع برسانند و يا اين كار را به عهده يكي دو نفر از ميزبانان بگذارند كه شفاهي به ‏دوستانِ مراجعه كننده بگويند كه ديدار انجام نمي‌شود، اين ممانعت را با لشگر كشي انجام دادند و شايد هم به خيال ‏خودشان خواستند نمايش قدرت بدهند و از سرمشق "النصر بالرعب" استفاده كنند. اين بود كه ماشين‌هاي خود را ‏در فرمانيه، اطراف آن، نياوران و دارآباد مستقر كرده و تعدادي خودرو هم در رفت و آمد بودند. ‏

بعضي دوستان كه ساعتي قبل از طريق صاحبخانه مطلع شده بودند كه مراسم برگزار نمي‌شود، با هم قرار گذاشته ‏بودند به دارآباد بروند دردامنه كوه هواخوري كنند و حرف بزنند.اما چون در بسياري اوقات اين قرار گذاشتن‌ها ‏به‌طور غير قانوني از طريق شنود تلفني كنترل مي‌شود، بنابراين از فرمانيه تا دارآباد وجود ماشين‌هاي ون گشت ‏ارشاد (وابسته به نيروي انتظامي) به چشم مي‌آمد. تعدادي هم مأمورين امنيتي و عملياتي به همراه گشت‌ ارشاد ‏روبه‌روي ساختمان خيابان فرمانيه مستقر بودند و اشتباه و خلاف سوم را در اين‌جا انجام دادند؛ به اين ترتيب كه ‏به‌جاي تشكر از دو نفر از خانم‌ها (آيدا سعادت و ناهيد ميرحاج) كه براي مراجعه كنندگان به ساختمان مراسم ‏توضيح مي‌دادند كه مراسم برگزار نمي‌شود و آنان را از محل دور مي‌كردند و جريان را به سمت خاتمه يافتن ‏هدايت مي‌كردند، آنها را بازداشت کردند و احتمالاً در ماشين ارشاد نگهداشتند. من تازه به محل مراسم رسيده بودم ‏كه مطلع شدم سخنراني برگزار نمي‌شود و مأ‌مورين، ناهيد ميرحاج و آيدا سعادت را از بقيه جدا كرده و اجازه‌ي ‏برگشتشان را نمي‌دهند، اين بود كه با افراد امنيتي و انتظامي وارد گفت‌و‌گو شده و براي پايان يافتن مسأله خواهان ‏آزادي آن‌ها شدم ولي نيرو‌هاي عملياتي حرف‌هاي متفاوتي مي‌زدند. يكي مي‌گفت ما كسي را نگرفته‌ايم و ديگري ‏مي‌گفت بازداشت شدگان به‌جاي ديگري منتقل شده‌اند و برويد آن‌جا پي‌گيري كنيد و سومي اظهار اميدواري مي‌كرد ‏كه زود آزاد مي‌شوند و شما ها متفرق شويد. من و تعدادي ديگر كه در محل مانده بوديم با تهديد بعضي مأموران ‏كه شما را هم مي‌گيريم و جايي مي‌بريم كه... مواجه شديم اما كماكان به قانوني بودن كارمان اصرار کرديم ‏و‌خواستيم كه از بازداشت شدگان اطلاعات صحيحي به ما بدهند ولي به‌تدريج تهديدها‌يشان پررنگ‌تر مي‌شد و ‏توهين‌هايي، هم به ما و هم دختران جوان بازداشت شده‌مان شروع شد كه با اعتراض جدي برخي حاضران مواجه ‏شد.

در همين ضمن بود كه يكي از مأموران مچ دست من را گرفت و به شدت پيچاند كه با اعتراض شديد من ‏مواجه شد و خانم‌هايي هم كه آن‌جا بودند به‌نحوه برخوردها اعتراض كردند. بعضي مأموران هم كه شايد چون ‏نمي‌خواستند به زنان نزديك شوند و يا به آن‌ها دست بزنند به‌طرف من هجوم آوردند و به ضرب و شتم پرداختند و ‏سپس بازداشتم كردند. لذا با توجه به توضيحي كه دادم و از آن‌جا كه مسؤوليت عملكرد نيروهاي انتظامي و ‏عملياتي موجود در صحنه و اشتباهات و خلاف‌هاي مكرر آنان، چه در ايجاد فضاي رعب و وحشت و چه ‏توهين‌هاي بسيار، تهديدهاي پي‌درپي و ضرب و جرح علني مدافعان حقوق زنان در معبر عمومي، مسقيماً متوجه ‏بالاترين مسؤول آن سازمان (فرمانده نيروي انتظامي تهران) است، در چارچوب قانون جمهوري اسلامي از ‏سردار رادان و بقيه افراد مرتبط، به قوه قضاييه شكايت كردم. ‏

‎‎بعد از اينكه نيروهاي امنيتي شما را سوار ماشين خودشان كردند ماجراي بقيه به كجا رسيد؟‎ ‎‎‎

بعداً مطلع شدم كه چون خانم‌ها به دستگيري من اعتراض كرده بودند مأموران ابتدا نسرين ستوده و ژيلا بني‌يعقوب ‏را هم بازداشت و سپس سارا لقماني و نفيسه آزاد را هم سوار ماشين مي‌كنند. به همين ترتيب بحث و اعتراض ‏حاضران به روش برخورد نيروهاي امنيتي و انتظامي ادامه پيدا مي‌كند و در نتيجه جلوه‌ جواهري، فريده غايب، ‏عاليه مطلّب‌زاده و يك مرد جوان كه اسم ايشان را فراموش كرده‌ام را نيز دستگير مي‌كنند. ماشين‌ها افراد را به ‏بازداشتگاه منتقل مي‌كنند ولي به دنبال انعكاس فوري خبر در بسياري رسانه‌هاي خارج از كشور و نيز تجمع ‏خانواده بازداشتي‌ها، همگي تا بامداد روز بعد آزاد شديم. ‏

‎‎اكنون پرونده در چه مرحله‌ايست؟‎ ‎

نمي‌دانم، من فقط طرح شكايتم را تقديم كرده‌ام و مي‌دانم كه به شعبه 11 دادسراي كاركنان دولت ارجاع شده است ‏زيرا از رادان رييس پليس تهران و تعدادي نيروهاي تحت امرش شكايت كرده‌ام. داديار شعبه هم كه برخوردي ‏آرام و قانوني داشت مرا به‌خاطر اينكه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودم رسماً به اداره كل پزشكي قانوني استان ‏تهران معرفي كرد و آن‌جا پس از معاينات لازم، گزارشي در پرونده‌ام گذاشتند و پزشكان "كبودشدگيِ وسيع" كه به ‏تشخيص خودشان مي‌تواند از "فشردگي شديد با جسم سخت" باشد را تأييد و تحقيقات قضايي را قوّياً توضيه كردند. ‏قاعدتاً بايد افرادي كه از آن‌ها شاكي هستم مورد بازپرسي قرار بگيرند و سپس دادگاهي علني و قانوني تشكيل ‏شود. پرونده ديگري هم براي 4 نفر از 9 نفر زناني كه در آن روز دستگير شدند تشكيل شده كه متأسفانه پرونده‌اي ‏معكوس است و قابل پي‌گيري قانوني و اعتراض. يعني به‌جاي اينكه اين خانم‌ها ( سارا لقماني، آيدا سعادت، فريده ‏غايب، نفيسه آزاد ) از نيروهاي انتظامي و امنيتي به‌خاطر توهين و سلب امنيت و فشار و بازداشت شكايت كنند، ‏آن‌طرف براي اين 4 نفر پرونده تشكيل داده‌ و به آن‌ها تفهيم اتهام شده است.

برخلاف بسياري از قضات شريف در ‏قوه قضاييه كه معتقدند با ايجاد رعب و ترس از بازداشت نمي‌توان امنيت ايجاد كرد و بر اساس توصيه‌هاي تعدادي ‏از ريش سفيدان ميانه‌رو درون حكومت كه در شرايط كنوني اجراي نظريه النصر بالرعب را داراي نتيجه‌ي ‏معكوس مي‌دانند و به قول صريح يكي از مسؤولين رده بالا ولي معتدل كه سخنانش در مطبوعات نيز چاپ شد و ‏اخيراً گفته بود مردم را با سركوب نمي‌توان نگهداشت، عده‌اي از افراد تندرو فكر مي‌كنند اگر براي حق طلبان ‏پرونده‌اي مفتوح باشد، آنان به‌خاطر ترس از زندان و به جريان افتادن پرونده‌شان دست از آرمان‌هاي انساني بر ‏مي‌دارند. اين‌ها اگر بتوانند دقايقي از مستي قدرت و امكانات خارج بشوند به روشني مي‌بينند كه در اين سه ساله‌ي ‏اخير عليرغم اينكه فشار و تهديد بيشتر شده ولي كارآيي ترس از بگيروبه‌بند كم‌تر شده است. مي‌بينيم كه زنان، ‏دانشجويان، فعالين حقوق‌بشر، دموكراسي‌خواهان و ديگراني كه مدتي بازداشت مي‌شوند اكثراٌ نه تنها فعاليت خود ‏را پس از آزادي ادامه مي‌دهند بلكه بسياري‌شان حجم آن‌را بيش‌تر از قبل مي‌كنند، بنابراين تندروها هم دير يا زود ‏خواهند فهميد كه فعالان حقوق‌بشر و زنان از زندان نمي‌ترسند. طبيعي است كه براي سود بردن بايد هزينه داد و ‏كساني كه عدالت و آزادي و برخوردار شدن مردم از حقوقشان راكه خدادادي و ذاتيِ انسان است، بزرگ‌ترين سود ‏مي‌دانند، براي به‌دست آوردن آن آماده‌ي هزينه دادن هم هستند. اين روزها زندان رفتن به بخش كوچكي از فرآيند ‏دموكراسي‌خواهي تبديل شده است و تندروها فقط عِرض خود مي‌برند و كمي هم زحمت ما مي‌دارند.‏

ادوار نیوز