شماره مقاله: 2671

مسیر:
صفحه اول > همراهان > نامه های شما

لینک مستقیم:
/spip.php?article2671



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

بازتاب

کمپین، چالش‌ها و رویکرد‌ها

آرش نصیری اقبالی

دو شنبه4 شهریور 1387


با گذشت دو سال از آغاز فعالیت کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز، این جنبش با افت و خیز‌های فراوانی مواجه بوده ولی علیرغم بسته شدن فضای فعالیت و مشکلات پیش رو، همچنان از طریق پافشاری بر خواسته‌ها و خلق فضا‌های نو به مسیر خود در راستای برابری خواهی ادامه می‌دهد. این حرکت دارای ویژگیهایی منحصر بفردی است که شاید در سال‌های اخیر، کمتر جنبشی توانسته باشد به آنها دست یابد و همین امر باعث شده که کمپین یک میلیون امضاء در شرایط امروز جامعه ایران، وزنه قابل توجهی در پیشبرد خواسته‌های حداقلی زنان محسوب گردد و همین موضوع باعث شده که این جنبش، فشار مضاعفی را از سوی مخالفین متحمل شود. شاید منشاء بسیاری از این تهمت‌‌ها و دستگیری‌ها، نه به خاطر خواسته‌های حداقلی مطرح شده در این جنبش بلکه ناشی از رویکرد هوشیارانه اعضای آن در توسعه و گسترش این حرکت باشد که زنگ خطری را در ذهن بیمار تمامیت خواهان و کسانی که رشد و توسعه جامعه مدنی را به انقلاب مخملی و براندازی نرم تفسیر می‌کنند و بقای خود را در انفعال و تابعیت محض توده جامعه می‌دانند، به صدا در آورده است.

شاید بتوانیم نقاط قوت و ضعف کمپین را بعد از گذشت دو سال در موارد زیر خلاصه کنیم:

- ویژگی‌های کمپین که باعث شده جمعیت قابل توجهی حول محور برابر‌خواهی گرد هم بیایند:

o در بر گرفتن عقاید و سلایق مختلف و عدم موضع‌گیری و برخورد حذفی ایدئولوژیک

o عدم بسته بودن گروه و اعتقاد و التزام به ساختار قدرت افقی

o عمومی بودن خواسته‌ها و تاکید بر اشتراکات حداقلی

o عملگرا بودن و عدم رادیکالیزه شدن علیرغم فشار‌های وارد بر جنبش

o باز بودن زمینه‌های نقد و بحث تئوریک

- موانع پیش ‌روی کمپین

o موانع و فشار‌های امنیتی اعمال شده بر اعضای فعال و ریزش نسبی نیرو‌ها

o عدم انطباق خواسته‌ها و دستاورد‌ها با هزینه‌های پرداخت شده

o اختلاف سلیقه و مشکلات داخلی و تشکیلاتی

o عدم توانایی در جذب حمایت جمع کثیری از نخبگان و فعالین حقوق زنان

شاید در ابتدای شکل‌گیری کمپین، این حرکت از دل چند NGO و گروه فعال در زمینه حقوق زنان بیرون آمد و برخی از گروه‌ها در ابتدای این حرکت، به آن نپیوستند ولی امروز شاید این حرکت به نقطه‌ای رسیده که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را متعلق به گروه و دسته خاصی بداند یا ادعای رهبری و هدایت آن را داشته باشد، ولی متاسفانه در پایتخت هنوز این حقیقت در بین بسیاری از فعالین باسابقه پذیرفته نشده و کمپین را نه یک حرکت و جنبش عمومی در راستای ارتقاء موقعیت فعلی زنان در جامعه بلکه برنامه‌ای مدت دار و محدود یک گروه خاص می‌دانند و از موضع رقابت و مرزبندی با این حرکت اجتماعی برخورد می‌کنند. البته شاید این رفتار، ناشی از برخورد متقابل عده‌ای دیگر از فعالان کمپین باشد که چنین برداشتی از کمپین دارند و سعی دارند که کمپین را به گروهی از چندین گروه فعال در حوزه زنان و البته با وزن بزرگتر، وسعت بیشتر و قدرت اجرایی بالاتر تقلیل دهند و از اعتبار کمپین برای اعتبار بخشیدن به جمع خود استفاده کنند در صورتی که در اکثر فعالین کمپین که بعداً به این حرکت پیوستند و کمپین را تنها سه سند اصلی می‌دانستند که تعریف کننده ماهیت این جنبش است (و نه یک گروه از فعالین جنبش زنان)، چنین تعریفی کمتر به چشم می‌خورد و در شهرستان‌ها هم تقریباً این قضیه حالت برعکس پیدا کرده و فعالین شهرستان‌ها به هیچ وجه زیر بار هدایت و رهبری از جانب پایتخت نشینان نمی‌روند و هویتی مستقل و بر حسب تعریف خودشان از کمپین را برگزیده‌اند و در عین حال سعی در گسترش روابط بین گروهی و بین شهری بر مبنای رابطه دوسویه و سازنده دارند. نکته دیگر اینجاست که کمپین تا کنون بیشتر توانسته جای خود را در بین توده مردم به عنوان یک حرکت رو به جلو باز کند و در جذب نخبگان حوزه زنان هنوز نتوانسته جایگاه مناسبی پیدا کند که البته ریشه‌یابی این موضوع هدف نوشته حاضر نیست.

در چنین شرایطی عده‌ای با رویکرد متفاوت و با تمرکز بر نحوه فعالیت قبلی در قالب گروهی کوچکتر از کمپین تهران جدا می‌شوند و زنگ مدرسه زنان به صدا در می‌آید و بحث کمیته یا هسته مطرح می‌شود ولی متاسفانه در این گذار هیچ گاه نقد مناسبی بر این رویکرد جدید مطرح نمی‌شود و برخورد صورت گرفته با این ایده بیشتر جنبه مصداقی و شخصی پیدا می‌کند و این رویکرد تازه، قدرت‌طلبی و فردگرایی چند نفر که حاضر نیستند به کار جمعی تن در دهند تلقی می‌شود و همین امر هم موجب تاکید بیشتر طرف مقابل بر ایده مطرح شده (هسته‌های خود بنیاد) و عدم ارج نهادن و پرداخت عمیق تر به موضع مخالفین این تفکر می‌شود. جالب اینجاست که این دو گفتمان به جای در پیش گرفتن نوعی دیالوگ و رابطه متقابل و سازنده در جهت پیشبرد خواسته‌های جمعی، در مقابل هم قد علم می‌کنند و هر گروه به نحوی سعی در به کرسی نشاندن گفتمان خویش به عنوان گفتمان غالب جنبش دارد و به قول معروف از گروه‌های دیگر یارکشی می‌کند تا به نظریه خویش اعتبار بخشد و همین رویکرد و برخورد ناشایست، سبب شده تا مفاهیمی از قبیل خودی – غیر خودی یا محرم و نامحرم در چند ماه اخیر در میان فعالین جنبش پررنگ‌تر شود و مرزبندی‌ها روز به روز جنبه جدی‌تری به خود بگیرند (جالب اینجاست که وزارت فخیمه اطلاعات در بسیاری از موارد نسبت به فعالین گروه رقیب، محرم‌تر تلقی می‌شود و در حالی در جریان ریز امور هر دو گروه قرار می‌گیرد که آنها همدیگر را از لحاظ گردش اطلاعات ایزوله می‌کنند و در بایکوت خبری قرار می‌دهند).

در این نوشته سعی بر آنست که بابی جهت نقد سالم و سازنده هر دو دیدگاه فراهم شود و فضای گفتگو مجدداً جای خود را در میان فعالین جنبش زنان، خصوصاً در میان فعالین کمپین یک میلیون امضاء باز کند.

کمپین، کمیته‌ها و دیگر هیچ ...

ساختار کمیته‌ها چندی بعد از آغاز کار کمپین به عنوان راه‌کاری مناسب جهت تقسیم کار و وارد شدن در فاز اجرایی مطرح شد و کمیته‌هایی مانند کمیته مستند‌سازی، آموزش، مادران کمپین، کمیته رسانه و ... در دل کمپین شکل گرفت. هدف از تشکیل این کمیته‌ها را می توان در چند عامل خلاصه کرد. اول اینکه امکان هماهنگی در جمعی بزرگ که به ساختار هرمی و سلسله مراتبی هم اعتقاد نداشته باشد عملاً امکان پذیر نیست یا حداقل بسیار دشوار است، خصوصاً در بستر جامعه‌ای که تا کنون عملاً روابط دموکراتیک را تجربه نکرده باشد. پس در چنین شرایطی کوچکتر شدن گروه‌ها عملاً قدرت تصمیم گیری و اجرایی گروه‌ها را افزایش می‌دهد و به نوعی تقسیم کار را تسهیل می‌کند. عامل دوم کاهش چالش بین اعضاست که با دیدگاه‌ها و سلیقه‌های بعضاً متفاوت ولی حول یک محور جمع شده‌اند و کار در گرو‌ه‌های مختلف تا حد زیادی این تنش‌ها را کاهش می‌دهد و به دلیل فعالیت در حوزه‌های مجزا، مانع از تقابل آرا به صورت آشکار می‌شود (که همین دو عامل هم به نظر من یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری مفهوم هسته‌های خود بنیاد است). البته در این میان از عوامل دیگری نیز می‌توان نام برد همانند تخصصی‌تر کردن کار‌ها و ایجاد حس مسئولیت در فعالین کمیته‌ها نسبت به وظایف محول شده و به نوعی گردش کار و توانمند‌سازی نیرو‌های جدید که در ساختار بزرگ‌تر عملاً امکان حضور و فعالیت پیدا نمی‌کنند و در سایه قدیمی‌ترها محو و منفعل می‌شوند. البته تفاوت عمده بین تعریف اصلی کمیته‌ و هسته را شاید بتوان میزان رابطه نزدیک‌تر بین کمیته‌ها دانست که همین موضوع باعث می‌شود که هماهنگی بیشتری بین کمیته‌ها وجود داشته باشد و در مواردی برای کار‌های اجرایی از تمامی کمیته‌ها می‌توان استفاده کرد ولی از طرف مقابل، مشکلات داخلی یک کمیته نیز بین سایر کمیته‌ها سرایت می‌کند و همه کمیته‌ها را به نحوی تحت تاثیر قرار می‌دهد و از کارآیی آنها می‌کاهد. از طرفی کمیته‌ها از لحاظ تصمیم‌گیری و اجرایی استقلال کمتری دارند چون بایستی در قبال عملکرد خود نسبت به سایر کمیته‌ها پاسخگو باشند. در باب مزایا و معایب ساختار کمیته‌ای می‌توان عوامل زیر را نام برد:

- ساختار کمیته‌‌ای: مشکلات و مزایا

o مزایا

o عدم بسته بودن ساختار و برخورد حذفی و امکان جذب نیروی بیشتر

o توانمند‌سازی نیرو‌های بی‌تجربه و انتقال دانش

o توانایی اجرایی بالاتر به سبب داشتن تعداد بیشتر و تنوع سلیقه اعضاء، البته در صورتی که جمع به حدی از رشد و بلوغ برسد که بتواند از اختلاف سلیقه‌ها و تنوع نظرات در جهت رشد گروه و بهبود عملکرد آن استفاده کند.

o مشکلات

o بزرگ شدن گروه‌های فعال و مشکلات سازماندهی و اجرایی و ناکارآمدی در عمل و بروکراسی اجرایی که در صورت عدم هماهنگی و اعتماد متقابل بین اعضاء، تا حد زیادی از کارآیی کمیته می‌کاهد و منجر به انفعال اعضا می‌شود یا نهایتاً منجر به برخورد حذفی با افراد می‌شود که با تعریف ساختار باز در کمیته‌ها تناسبی ندارد.

o اعمال محدودیت‌های پذیرفته شده در جمع بر افراد و کاهش استفاده از قدرت خلاقیت افراد که ممکن است موجب دلسردی افراد فعال‌تر شود.

o فعالیت تخصصی در یک حوزه باعث می‌شود که افرادی که تمایل دارند در حوزه‌ها مختلف فعالیت کنند با مشکلات و محدودیت‌های بیشتری مواجه شوند چون این افراد باید در چند کمیته مختلف فعالیت کنند و در جلسات اجرایی و تصمیم‌گیری هر کمیته به صورت مستقل شرکت کنند.

همه هسته هستند، حتی اگر خودشان هنوز این موضوع را نمی‌دانند

در مقابل کمیته‌ها بحث هسته‌های خود بنیاد مطرح شد تا مشکلات بروکراتیک و ساختار کمیته‌ای را برطرف کند و ظرفیت جدیدی به جنبش زنان تزریق کند. در این رویکرد جدید، هر فردی با اطرافیانش یک هسته خود بنیاد و مستقل تشکیل می‌دهند و به صورت مستقل به فعالیت در جهت خواسته‌های کمیپن ادامه می‌دهند. اولین ویژگی بارز این رویکرد جدید، بسته بودن ساختار و عدم التزام به پاسخگویی به جمع بزرگتر است. در این حالت به علت کوچکتر شدن جمع، افراد بیشتر درگیر مسائل اجرایی و کمتر درگیر مسائل تشکیلاتی می‌شوند. همچنین در این ساختار، به علت عدم التزام گروه به عضوگیری به صورت نامحدود و بدون فیلتر، عملاً جمع یکنواخت‌تری شکل می‌گیرد و چنین جمعی پایداری بیشتری نسبت به کمیته‌ها خواهد داشت ولی از طرف دیگر به علت بسته بودن جمع، این رویکرد مانع از توسعه کمپین در سطح جامعه می‌شود و چه بسا اگر این رویکرد از ابتدا برای فعالیت کمپین در نظر گرفته می‌شد، این حرکت به هیچ وجه نمی‌توانست امروز با چنین وسعت و دامنه‌ای فعالیت کند و با این رویکرد و خصوصاً بحث تکمیلی مطرح شده در این راستا توسط خانم احمدی خراسانی بر مبنای توسعه کمپین به عنوان زیر مجموعه‌ای از گروه‌های فعال در جنبش زنان، چیزی به نام کمپین یک میلیون امضاء در این وسعت شکل نمی‌گرفت و در سایه عناوین و روابط درون گروهی، رنگ می‌باخت. البته شاید این رویکرد را بتوان برای گسترش بیشتر کمپین و پذیرفتن کمپین به عنوان یک حرکت فراگروهی در بین فعالین جنبش زنان به کار برد ولی این کار شاید اگر در کنار روش‌های دیگر به کار رود باز دهی بیشتری داشته باشه یعنی به جای محصور کردن کمپین در قالب زیر مجموعه‌ای از گروه‌ها، این رویکرد را صرفاً به عنوان یکی از راه‌های پیوستن به کمپین یک میلیون امضاء در نظر بگیریم و رویکرد کلی کمپین مبتنی بر "هر کسی از ظن خود شد یار کمپین" را در مقیاس گروه‌ها تعمیم دهیم. در جمع شاید بتوان نقاط قوت و ضعف رویکرد هسته‌های خودبنیاد را در قالب زیر برشمرد:

- هسته‌های خود بنیاد: مشکلات و مزایا

o مزایا

o امکان هماهنگی و پایداری بیشتر به سبب تعداد کمتر و یکدست بودن نسبی اعضا

o سرعت و قدرت عمل بیشتر به سبب آشنایی و سنخیت بیشتر اعضاء

o امکان رشد و توانمندسازی اعضا بر حسب خلاقیت و میزان مشارکت

o آسیب‌‌پذیری کمتر در برابر مشکلات و مسائل درونی سایر گروه‌ها به سبب عدم پاسخگویی به جمع بزرگتر و استقلال بیشتر در امور اجرایی و تصمیم‌گیری در مقایسه با کمیته‌ها

o مشکلات

o عدم توسعه به سبب بسته بودن گروه و عدم عضوگیری فعال

o عدم به رسمیت شناختن و جذب یک فرد و در نظر گرفتن یک گروه به عنوان کوچکترین واحد فعالیت در قالب یک هسته مستقل

o مشکلات اجرایی به سبب محدود بودن دامنه فعالیت و تعداد اعضاء

o ایجاد ناهماهنگی در رابطه بین گرو‌ه‌های مختلف به سبب نداشتن ساختار منسجم تصمیم‌گیری (در ساختار کمیته‌ای برای حل این مشکل و ایجاد هماهنگی بین کمیته‌ها، کمیته‌ای تحت عنوان کمیته هماهنگی شکل گرفته است.)

o فراهم شدن امکان سوءاستفاده از کمپین تحت عنوان هسته خودبنیاد توسط گروهی با اهداف متفاوت

جمع‌بندی:

با توجه به مزایا و مشکلات هر کدام از رویکرد‌های مطرح شده، می‌توان نتیجه گرفت که هیچ‌کدام از دو رویکرد فوق به تنهایی قادر نیست جوابگوی تمامی مشکلات و چالش‌های پیش روی کمپین باشد و استفاده از هر کدام از این رویکرد‌ها در جای خود لازم و ضروری می‌باشد ولی از طرفی این دو گفتمان، وقتی کارآیی لازم را بدست می‌آورند که در کنار هم قرار گیرند نه در مقابل هم و باید در حال حاضر در جستجوی روشی برای آشتی دادن و همزیستی بین این دو رویکرد و اصلاح هر یک باشیم نه در پی تثبیت رویکرد مورد نظر خود از طریق حذف و نادیده‌ گرفتن دیدگاه طرف مقابل. به نظر نگارنده تنها با این دیدگاه و با در نظر داشتن هدف اصلی که همان رفع تبعیض جنسیتی در سطح جامعه است، می‌توان این حرکت در برابر سیل مشکلات و موانع به پیش برد