|
نگاهی به ضرورت اصلاح سهمالارث زنان وقتی قانون حمایت نمیكندآفتاب / میترا پازکی زاده يكشنبه3 شهریور 1387 تنها ۱۷ سال داشت كه با هزار امید و آرزو سر سفره عقد نشست و زندگی سرشار از عشق را آغاز كرد. شوهرش كه در آن زمان ۲۰ سال داشت كارگر آهنگری بود و زن در تمام سالهای زندگی مشترك دوشادوش همسرش با مشكلات، ناخوشیها، فقر و پستی و بلندیهای زندگی مبارزه كرد و خم به ابرو نیاورد تا بالاخره شوهر توانست مغازهای دست و پا كند و مستقل به آهنگری بپردازد. زن از داشتن نعمت فرزند محروم بود، چون شوهرش نمیتوانست به علت بیماری این امكان را فراهم كند، ولی زن چیزی از عشقش كم نشد و بدین منوال ۴۰سال زندگی مشتركشان ادامه یافت تا اینكه مرد فوت میشود و این سوال شكل میگیرد كه سهم این زن از زندگی پر از درد و رنج و فقر و سهم او از فداكاریها و مهربانیها چیست؟ زن در نظام ارث با عناوین مختلف از ارث بهرهمند میشود، گاهی به عنوان همسر و زوجه، گاهی به عنوان فرزند و دختر و گاهی به عنوان مادر و بعضی اوقات به عنوان خواهر؛ ولی آنچه در این مقاله موضوع بحث ماست موقعیت زوجه در سهمالارث زوج است. رابطه زناشویی نه تنها در دوران زندگی بلكه پس از آن هم منشاء آثار حقوقی است، زیرا زن و شوهر پس از مرگ هر یك از یكدیگر ارث میبرند و البته این تنها اثر حقوقی پس از مرگ یكی از آنها نیست. ارث بردن زن و شوهر از یكدیگر باب مهم و مشخصی از بابهای ارث را تشكیل میدهد و برای خود جایی دارد و قواعد بسیار كه یكی از آنها موضوع بحث این مقاله است. ماده ۹۴۰ قانون مدنی میگوید: به مجرد انعقاد پیمان زناشویی، زن دارای حق ارث در اموال شوهر به میزان معین است. زنان در میان همه اقوام و ملل با هیچ یك از عناوین همسر، مادر، دختر و خواهر، ارث نمیبردند و اسلام در این زمینه انقلاب به وجود آورد. در دیگر تمدنها، اموال مردگان تابع قانون زور به فرد نیرومندتر میرسید و گاه نه فقط زنان كه همه فرزندان پسر نیز از آن محروم میشدند و آن كه زورمندتر بود همه اموال را تصاحب میكرد. پیامبر اكرم (ص) كه به تعلیم الهی آگاهترین فرد به رویدادها و افكار زمان خود بود و خوب میدانست كه طرح مسائل حقوقی زنان در آن دوره با واكنش فراگیر روبهرو خواهد شد، در تشریح احكام بهگونهای گام برداشت كه نه زن از حق خود محروم ماند، نه مردان در مقابل آن به واكنش و ستیز واداشته شوند. بدین ترتیب، موضوع ارث زن طوری تشریح شد كه مردان انحصار طلب به ژرفای آن پینبرند تا در مقابلش جبههگیری كنند. در عصری كه زن خود میراث شناخته میشد، اسلام برای جنین در رحم مادر نیز ارث مقرر كرد و چنین امری در هیچ یك از جوامع بشری نظیر و سابقه نداشت. براساس آیه «للذكر مثل حظ الانثیین» زن نیز از ارث بهره میبرد اگر چه به مقدار نصف مرد. آیه نمیفرماید مردان دو برابر زنان یا زنان نصف مردان ارث میبرند، بلكه میفرماید از میان فرزندان سهم هر پسر، برابر سهم ۲ دختر است. تصور این كه زن در یكی از حقوق خانوادگی یا اجتماعی همتراز مرد شود، واقعا فاجعه آفرین بود. از این رو باید هر حكمی به نفع زن به تصویب میرسد ، به گونهای زیركانه بیان شود كه نه زن از چیزی محروم بماند نه مرد در مقابل آن به واكنش و ستیز واداشته شود. موضوع ارث در حالی مطرح شد كه میان مردم عرب، هرگاه مردی میمرد فرزندان، زن پدر خود را به ارث میبردند و با وی ازدواج میكردند. این پدیده زشت سبب شد آیه ۲۲ سوره نساء كه بالا ذكر شد نازل شود و رفته رفته بدانها تفهیم شد كه زن همانند مرد دارای حقوقی است كه باید محترم شمرده شود. ● نگاه امروز حتما تایید خواهید كرد كه در دوره عرب جاهلیت نزول آیه فوقالذكر تحولی بود در حقوق زنان، ولی امروزه با گذشت قرنها آن دوران، زنان صاحبان مشاغل مهمی چون نمایندگی پارلمان جراح، وكیل، مدیر... هستند علاوه بر وظایف مادرانه، همسرانه و كارهای خانه وظایف خود را در خارج از منزل بخوبی انجام میدهند و امروزه دارای جایگاه و موقعیتی قدرتمند در جامعه هستند. در این روزگار جنبش زنان در جامعه ما جدی شده و زنان در حال كنش جمعی فعال هستند، پس پژواك موضوع زن نیز در جامعه ما افزایش یافته است. بدون شك دستیابی زنان به حقوق خودشان امروز بیش از گذشته است، ولی آنچه باعث پرحرارتتر شدن این قبیل جنبشها شده، افزایش تدریجی سطح مهارتهای سیاسی میان مردم است. به عبارت دیگر، زنها نسبت به مسائل اطراف خود آگاهتر و حساستر شدهاند، بنابر این حتی اگر جنبش زنان جدیای هم در جامعه وجود نداشته باشد، مهارت شناختی زنان افزایش یافته و آنها قادر به درك شرایطی كه در آن قرار دارند هستند و به همین دلیل ما بیش از هر زمان دیگری درباره زن سخن میگوییم. ● آیا موضوع سهم الارث زنان قابل تغییر است؟ اختلاف نظر بین فقها و مجتهدین درخصوص سهم ارث زنان، نشان دهنده این است كه میتوان از شرع برداشتهای مختلف كرد و مبنای اجرای شرع، قابل تغییر است. مسائل دینی و شرعی باید با شرایط و نیازهای روز جامعه منطبق و اجرای دستورات شرعی باید به روز باشد. آیتالله صانعی معتقد به تساوی ارث و دیه زن و مرد است و میگوید: نظری كه من دادهام برای الان نیست، بلكه برای ۵۰ سال دیگر است و دیگران هم به این نتیجه خواهند رسید. نه اینكه الان قابل اجرا نیست، بلكه چون عده زیادی با این نظر مخالفت میكنند. منظور این است كه ۵۰ سال دیگر همه به این نتیجه خواهند رسید؛ مثلا در مورد شطرنج همه روایات بر حرام بودن آن دلالت داشت. شیخ انصاری در مكاسب در مورد حرمت خرید و فروش شطرنج، حرمت بازی شطرنج، حرمت نگاه كردن به شطرنج بسیار سخن گفته است، ولی امام فتوا دادند كه عنوان تبدیل پیدا كرده یعنی شطرنج دیگر قمار نیست، بلكه شطرنج یك ورزش فكری تلقی میشود. بنابر این در مورد ارث زنان و دیه هم میتوان این احكام رامورد بررسی قرار داد. حال ممكن است امروز و فردا این تحول صورت بگیرد یا چند سال دیگر. چون زن امروز در دنیا جایگاه ویژه و شرایط خاص دارد. شرایط زیست انسان همیشه ثابت نیست و با ۱۴۰۰ سال پیشخیلی تفاوت پیدا كرده و لذا فتاوی استنباطها و اجتهادها باید متناسب با انسان عصر حاضر باشد. وی میگوید: بیشتر فقها در مورد آیه «للذكر مثل حظ الانثیین» میگویند كه ارث زن نصف مرد است، ولی آیه دیگری نیز در قرآن داریم كه میگوید «اعدلو هواقرب للتقوی» این آیه را در كنار آن آیه میگذارم و نتیجه میگیرم كه ارث زن و مرد با هم برابر است. پس اگر فقیه و مجتهد چشمش را برواقعیات روز ببندد، جمود به خرج دهد و تجمد كند در مورد مشكلات روز نظراتی میدهد كه پاسخگوی مشكلات روز جامعه نیست. ● زبان قانون هر یك از زن و شوهر پس از فوت دیگری از او ارث میبرد و در كنار دیگر وراث، سهم او محاسبه میشود. ماده ۹۴۰ قانون مدنی بیان میكند توارث بین زن و شوهر هنگامی برقرار میشود كه رابطه زوجیت آنان دائمی باشد. پس در ازدواج موقت یا به اصطلاح عموم صیغه رابطه توارث بین زن و شوهر برقرار نمیشود. فوت زوج: با فوت شوهر، همسرش از او ارث میبرد، براساس ماده ۹۱۳ قانون مدنی اگر شوهر دارای فرزند یا نوه باشد سهم ارث زن یك هشتم و اگر فرزند یا نوه نداشته باشد، سهم زن یك چهارم از اموال شوهر است. باید به این نكته توجه كرد كه فرقی نمیكند شوهر از این زن فرزند یا نوه داشته باشد یا زن دیگر. پس اگر شوهر دارای فرزند یا نوه بود سهم زن او یك هشتم از اموال به جا مانده از اوست. در مورد سرقفلی هم میتوان گفت زن نیز همانند دیگر وراث از سرقفلی ارث میبرد و سهم او حسب مورد یكچهارم یا یك هشتم آن است. ● تاثیر تعدد زوجات متوفی در تقسیم ارث در صورت تعدد زوجات حسب مورد، یكچهارم یا یك هشتم اموال به جا مانده از متوفی به همسران او میرسد كه به طور مساوی میان آنان تقسیم میشود. ● رابطه طلاق و توارث ماده ۹۴۳ قانون مدنی میگوید: اگر شوهر زن خود را به طلاق رجعی مطلقه كند هر یك از آنها كه قبل از پایان عده بمیرد، دیگری از او ارث میبرد، ولی اگر فوت پس از پایان عده باشد رابطه توارث برقرار نمیشود و در دیگر طلاقها نیز رابطه توارث بعد از طلاق برقرار نمیشود چه قبل و بعد از عده باشد. ماده ۹۴۴ قانون مدنی نیز میگوید: اگر شوهر در حال بیماری همسرش را طلاق دهد و ظرف یك سال از تاریخ طلاق به علت همان بیماری فوت كند زن او از وی ارث خواهد برد، البته به شرط آن كه زن در این مدت ازدواج دیگری نكرده باشد. فوت زن: ماده ۹۴۶ میگوید: با فوت زن زوج از تمام اموال زوجه ارث میبرد. ● مهریه زن پس از مرگش با فوت زن، كلیه حقوق و مطالبات او به ورثه او میرسد. از جمله حقوق زن، مهریه اوست كه اگر در زمان حیات او از شوهر استیفاء و نگرفته باشد این حق به ورثهاش میرسد. از این رو پدر و مادر زن از مهریه ارث برده و برای محاسبه مهریه، سهم شوهر از مبلغ مهریه كسر و مطابق سهمالارث پدر و مادر به آنها داده خواهد شد. ● پیشنهادها احكام ارث به لحاظ مصلحتهای عمومی جامعه بشری وضع شده و در مواردی كه مصلحت خاص اقتضا كند یا شخص خود تمایل داشته باشد كه بازماندگانش زن و مرد به یك اندازه از اموال او بهرهمند شوند، میتواند از حق وصیت یا ثلث خود برای تسهیم سهام و برابری آن استفاده كند یا پیش از مرگ به هركس هر چقدر میخواهد تملیك كند، بنابر این شایسته است كه آقایان عدالت جو برای رسیدن همسرانشان به موقعیتی عادلانه از حق وصیت یا ثلث خود به نفع همسرشان استفاده كنند تا بزودی شاهد تغییر قوانینی منصفانه باشیم. در حال حاضر زنان زیادی در زمینهای كشاورزی و شالیزارها در كنار مردان خود كار میكنند، اما همین زنان وقتی همسران خود را از دست میدهند از هیچ یك از این زمینها ارثی نمیبرند. امروزه این بحث در بسیاری از دادگاهها مطرح است و چون در مواردی از جمله روستاها فقط زمین ارزش مادی دارد، همسرانی كه سالها و همپای شوهران خود كار كردهاند دچار مشكلات جدی میشوند. بر همین اساس اگر همه مایملك مردی، یك خانه كلنگی باشد به طور حتم زن پس از فوت شوهر از دارایی او ارث نمیبرد. زن در خانواده تمام تلاش خود را میكند و همه نوع ایثار و فداكاری دارد، اما در زمان ارث بردن به این نكات توجهی نمی شود بنابر این به متولیان امر پیشنهاد میكنیم: ۱) همانطور كه پس از فوت زوجه، زوج همه ماترك زن را در صورت نبودن هیچ وارث دیگر به ارث میبرد، زوجه نیز بتواند این حق را داشته باشد. ۲) زوجه از همه اموال زوج ارث ببرد. (اعم از منقول و غیرمنقول) به بانوان محترم نیز توصیه میكنیم تلاش كنند با حقوق خود آشنا شوند، چرا كه هنوز بسیاری از زنان شناخت درستی از حق و حقوق خود ندارند و این شناخت نداشتن تبعات جبرانناپذیری در پی خواهد داشت، ضمن اینكه ارگانهای مختلف نیز میتوانند در شناخت حقوق زنان، كارهای فرهنگی موثری انجام دهند. ● ماده ۱۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱) هر زن و مرد بالغی حق دارد بدون هیچگونه محدودیت از نظر نژاد ملیت، تابعیت یا مذهب با همدیگر زناشویی كند و تشكیل خانواده دهد. در تمام مدت زناشویی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در تمام امور مربوط به ازدواج، دارای حقوق مساوی هستند. ۲) ازدواج باید با رضایت كامل و آزادانه زن و مرد واقع شود. ۳) خانواده ركن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهرهمند شود. ▪ ماده ۳ - میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی: كشورهای طرف این میثاق متعهد میشوند تساوی حقوق زنان و مردان را در استفاده از حقوق مدنی و سیاسی پیشبینی شده در این میثاق تامین كنند. |