|
لایحه حمايت از خانواده كسي صداي 8 زن مجلس هشتم را ميشنود؟مجمع زنان اصلاح طلب چهار شنبه30 مرداد 1387 اصلا چه اهميتي دارد كه گلوي زنان زيادي از جامعه اين روزها زخم صداهاي ناشنيده است، مهم اين است كه بهارستان امن و امان است و انگار نه انگار كه در جامعه زنان خبري هست و دل ناگراني مختصري.... بيعيب و بيايراد نبود كار زنان مجلس ششم اما چنان زار هم نبود كه در اوج و اماج اعتراض بخش چشمگيري از زنان جامعه به طرح و لايحهاي مهم، فقط گوشه چادر به دندان گزند و لب از لب باز نكنند. اين روزها در تمام محافل و مجالس زنانه اعم از تشكلها، نهادها، گروهها، احزاب اصلاحطلب و گاه اصولگرا، حقوقدانها، رسانهها، روزنامهنگارها و حتي جمعهاي محدود غيرسازماني صحبت از لايحه معروف <حمايت از خانواده> است. لايحهاي كه دولت به مجلس فرستاده و از همان زمان نيز بند 23 آن جنجال برانگيخت و انگشت حيرت حتي زنان همفكر و همانديش اين دولت و اين مجلس را نيز به دهان برد و همچنان بر اين اعتراض مصرند كه چگونه ممكن است همان اندك محدوديتي كه اجازه ازدواج مجدد را به همسر اول ميداد از ميان برداشته و به دادگاه محول شده است؟ و البته بند 22 همين لايحه كه هيچ اجباري را براي ثبت اين ازدواج موقت مقرر نكرده نيز بيجنجال باقي نماند و اعتراضهاي گستردهاي را سببساز شد اما ظاهرا گستردگي اين اعتراضها با بضاعت اندك زنان براي رساندن صدايشان به دولت و مجلس، حاشيه امني به زنان ساختمان مجلس شوراي اسلامي داد تا بپندارند كه اين اعتراضها نيز همانند عدم اعتراض به منع ورود زنان به استاديومهاي ورزشي تنها مختص بخش خاصي از زنان جامعه است و لابد نيازي به دستگيري اين بخش نيست و بايد كه به دردهاي اساسيتري رسيد. شايد اين استدلال نيمبند چنان قدرتي براي سكوت به زنان بهارستان داده است كه اين همه بيتابي و بيقراري بخشهاي مهمي از جامعه به چشمشان نيامد و لب از لب باز نكردند تا آنگاه كه مردي در جايگاه ناطق پيش از دستور ميايستد و از حذف قانون تعدد همسر ابراز نگراني ميكند، آنان نيز فردا در همان جايگاه سهمي بيابند و نسبت به تعدد زوجات با كدام مكانيسم و كدام معيار حقوقي و قانوني ابراز نگراني كنند و حداقل صداي جامعه بيصداي زناني باشند كه معتقدند حذف اجازه از همسر نخست براي ازدواج مجدد و عدم ثبت صيغه ميتواند تشويق و ترغيب مردان براي سست كردن پايههاي خانواده نخست و پايهگذاري خانواده سست دومي باشد. درست يا غلط اين لايحه دولت نهم و حمايت قاطع مجلس هشتم اين روزها احساس ناامني مداومي در بخش چشمگيري از جامعه زنان به وجود آورده كه انعكاس حجم اين نگراني در سطح پارلماني تنها به واسطه كساني ممكن خواهد بود كه دهانشان به تريبونهاي بزرگتري نزديك است. به جرات ميتوان گفت براي زنان معترض به تصويب اين لايحه هيچ فرقي نميكند كه مدافعين حقوق زنان متعلق به كدام جريان فكري باشند لذا صدايي اگر از دايره اصولگرايي هم به گوش رسد، بيشك پيش از تفسير اين صدا، به تقدير برميآيند و همين دغدغه مشترك را فصل مشتركي براي درهم ريختن ديوار بياعتمادي ميان زنان فعال در عرصه اجتماعي و زنان تصميمگير در عرصه سياسي مييابند. شگفتا كه در اين ميانه، 8 زن مجلس هشتم نهتنها هيچ پاسخ روشني به منتقدان اين لايحه پر اما و اگر نميدهند بلكه در برابر چتر ترديدي كه اين روزها بر فراز خانههاي بسياري از خانوادههاي ايراني برافراشته شده نيز سكوت كردهاند. سكوتي سنگين چنان كه گويي هيچ زني در بهارستان نگران پاييز زندگي زنان نيست و برايشان مهم نيست كه بدون اجازه آنها مردانشان زندگيديگري را از سر گيرند و اصلا چه اهميتي دارد كه گلوي زنان زيادي از جامعه اين روزها زخم صداهاي ناشنيده است، مهم اين است كه بهارستان امن و امان است و انگار نه انگار كه در جامعه زنان خبري هست و دل ناگراني مختصري |