|
لایحه ضد خانواده اعتراض به لایحه حمایت از خانوادهخبرنامه امیرکبیر / اسماعیل جلیلوند چهار شنبه30 مرداد 1387 در مورد سخن گفتن یک مرد از حقوق زنان به اعتقاد من فقط باید با یک دید نگریست : حمایت یک انسان از حقوق لگد مال شده ی انسانهای دیگر بسیار عجیب است که عده ای از مردمان روزگار ما هنوز خود را برده ی عده ای از توانمندان و ارباب عده ای از ستم کشیدگان می دانند. جای آن است که از خود بپرسیم چگونه حق زیستن را به شکلی کاملا قانونی، عرفی و شرعی از بسیاری از زنان سلب می کنیم؟ همه چیز روشن است؛ برخی از هم جنسان من با اینکه میراث دار هزاران سال اندیشه در تاریخ زندگانی بشر هستند هنوز صرفا در مورد زنان به ارضاء غریزه ی خود می اندیشند و اسارت زنان را به اسم دفاع از زن و تامین امنیت برای زن توجیح میکنند. این حس مالکیت به زن به عنوان یک شی ء زیبا ناشی از زیستن این عده از مردم بر پایه ی غرایز شان است. دوستان محترم، آقای محترم و گرامی، همسر تو حق دارد که از تو بیشتر بداند و تحصیل کند، او حق دارد با تو زندگی نکند، حق دارد که از تو بخواهد به او وفادار باشی و در صورتی که تو با این حقوق مخالفت نکنی یک ابر مرد خیلی بزرگوار نیستی. مردان حق ندارند حق زیستن و تلاش برای بهتر زیستن و بیشتر دانستن را از زنان سلب کنند. جمله ی خود را اصلاح می کنم : هیچ کس حق ندارد حق زیستن و بهتر زیستن را از دیگری سلب کند. حیات اجتماعی موجودی به نام زن در ایران ما با وجود یک مرد تعریف می شود. یک زن تنها موجودیست خطرناک که باید قبل از ترش شدن به خانه ی یک مرد فرستاده شود و این آقای محترم هر کاری که خواست حق دارد با این زن انجام دهد. دخترک ستم کشیده و محروم از حمایت عقلانی اجتماعی ( ما بویسله ی تعیین مهر از خانم ها حمایت می کنیم! ) همانطور که با لباس سپید به خانه شویش آمده باید آن خانه را با کفن سپید ترک کند! طلاق یعنی نابودی زن، یعنی اینکه خانم های خوب صرفا خانه دار، او را به خانه ی خود راه ندهید چون ممکن است شلوار شوهرانتان دو تا شود! در حالی که دختران را به شکل کاملا وابسته تربیت می کنیم و حق داشتن شغل و استقلال مالی را از آنان سلب می کنیم و از آنان می خواهیم که سر سپرده تصمیمات ما باشند چون ما صلاحشان را بهتر می دانیم و اگر زن از این دستورات تمرد کرد او را هرزه و … خطاب کنیم. ملاک هرزگی چیست؟ کسی که برای طلب حقوق برابر با دیگر انسان ها تلاش می کند یا کسانی که جز هوا و هوسشان به هیچ چیز نمی اندیشند؟ این یک مساله ی سیاسی نیست. رشد و اعتلای یک جامعه به عوامل متعددی وابسته است و در حال حاضر تصویب لایحه ی حمایت از خانواده به معنای نادیده انگاشتن حق برابر انسان ها در زیستن و مانع حضور فعال و موثر بخشی بسیار مهمی از جامعه -یعنی زنان- بوده و به معضلات اجتماعی دامن خواهد زد. ما نباید به همین سادگی حق زیستن را برای انسان های دیگر نادیده بگیرم. متاسفم و از تمام زنانی که از این وضع رنج می برند و آسیب می بینند به عنوان یک مرد پوزش می طلبم و ضمن محکوم کردن افزایش فشارها بر فعالین حوزه ی زنان اعلام می کنم که لایحه ی حمایت از خانواده را نه تنها اجحافی در حق زنان و آزاد گذاشتن دست مردان ثروتمند برای خرید و فروش زنان، بلکه توهینی بزرگ به جامعه می دانم و به عنوان یک شهروند ایرانی مخالفت خود را با این لایحه اعلام میکنم. تصویب این لایحه به معنای وارد کردن ضربه ای جبران ناپذیر به فردای ایران خواهد بود. بهتر است به جای نقشه کشیدن برای تصاحب زنان بیشتر، بیاندیشیم و قضاوت کنیم که اگر در جایگاه یک زن قرار داشتیم می توانستیم این همه توهین و تحقیر را تاب بیاوریم؟ و اگر پاسخمان منفی است به فکر تصویب لوایحی برای آزادی زنان از این وضع ناعادلانه باشیم. |