|
وبلاگ کمپین رشت در اعتراض به لایحه ضد خانوادهنینا وباب / سحر روان پنج شنبه24 مرداد 1387 شاید وقتی دیگر / نینا وباب مثل همیشه خیابان شلوغ است. چندتایی بروشور از کیفم درمیآورم. اولی، دومی، سومی، بروشور را به چهارمین زن که میدهم، چهرهی شادش شادتر میشود. معلوم است کلی سوال پریده توی سرش و من میدانم که نباید بمانم. رد میشوم. هنوز چند قدمی نرفتهام که صدایم میکند. «خانوم، این همون لایحهایه که تازگیها درموردش حرف میزنن؟ همش به خودم میگفتم چرا هیچکس کاری نمیکنه؟» لبخندی میزنم و میگویم «همچین هم بیکار ننشستیم میبینی که! شما هم اعتراضت رو اعلام کن تو بروشور توضیح داده» چشمم که به ۲ مامور آنطرف خیابان میافتد میدانم که با این بروشورهای توی دستم دیگر باید بروم. میگذرم ولی ذهنم نه. یعنی این خانم جوان چیزی از کمپین نشنیده بود؟ چقدر دلم میخواست میماندم و از جنبش زنان، از تغییر برایش حرف میزدم. چقدر دلم میخواست دفترچه را درمیاوردم تا میدید که زنها خیلی هم ساکت ننشستهاند. دل خوش میکنم به آدرس سایتهایی که توی بروشور نوشته شده. با آن همه کنجکاوی حتماً سری به سایتها میزند. کسی چه میداند شاید وقتی دیگر جایی دیگر او هم دفترچهای بروشوری چیزی به دست من بدهد. آیا می خواست بروشور را به زن دیگری بدهد / سحر روان 70-80 تا از بروشوری که تهیه کرده بودیم رو برداشتم تا پخش کنم. ساحل دریا جنبوجوش زیادی داشت غروب یک روز گرم تابستانی بود و آلاچیقهای لب ساحل از همهمه حرف و خنده سرشار بود. ازجلوی یکی از آلاچیقها رد شدم دو تا دخترجوان مشغول صحبت بودند. مکث کردم، بروشور را دادم و رد شدم. ساحل آنقدر شلوغ بود که فقط چند دقیقه طول کشید تا کیفم کاملاً خالی شد. برگشتم و از کنار همان آلاچیق اول رد شدم . دخترها هنوزمشغول حرف زدن بودند و یکی با بروشورخودش را باد میزد. نمیدانم با دیدن من یاد بروشورافتادند یا چیز دیگه اما مشغول خواندن شدند. زیر نورکم آلاچیق کمی سخت بود وهمین تلاششون توجهم رو جلب کرد. کارشون که تمام شد همانطور بروشور به دست، باز کمی حرف زدند اما اینبار می دانستم راجع به چه چیزصحبت میکنند! یکی از دخترها چروکی را که بادبزن شدن بروشورباعثش شده بود صاف کرد و به دقت دوباره تایش کرد و توی کیفش گذاشت؛ بلند شد و رفت. فکر کردم توضیحات بروشور برای توضیح عمق فاجعه کافی بود؟ اینکه چرا بروشور رو به دقت تا کرد و نگه داشت؟ میخواست به کس دیگری بدهد؟ یا شاید میخواست کاری دراینباره انجام دهد؟ دوست داشتم میرفتم و نظرش رو درباره لایحه میپرسیدم اما قبل از اینکه بلند شوم و کفش بپوشم توی شلوغی گم شد. اما مطمئنم تاثیری که باید روش میگذاشتم رو گذاشتم. این را از تلاشش برای خواندن بروشور زیر نورکم و تا زدنش و رفتنش فهمیدم. |