شماره مقاله: 2574

مسیر:
صفحه اول > همراهان > نامه های شما

لینک مستقیم:
/spip.php?article2574



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

معضل امروز زنان

چرا باید باشیم؟

مریم جفرودی

سه شنبه22 مرداد 1387


تغییر برای برابری : برخورداری از یک سقف، تغذیه صحیح و سالم، آموزش در دسترس، بهداشت و امنیت خاطر، اینها نه اهداف توسعه، که حقوق اساسی بشرند؛ رسیدن به این حقوق برای اکثریت جمعیت کشورمان، زنان، اما راهی است پر پیچ و خم و دشوار، که پیمودنش صبر عیوب و کفش آهنین می طلبد و امروز، این دشواری تا به حدی رسیده است که تلاقی نیروهای بازدارنده زنان از حقوق خود، موجب شده تا فعالین جنبش ها، به جای پیشروی در جهت اهداف خیش، ناچار سرگرم چنگ زدن به اندوخته ناچیزشان از مختصر حقوقی که دارند باشند.

بزرگترین معضلی که در حوزه ی حقوق زنان با آن روبرو هستیم، در حاشیه بودن آن نسبت به جریان عظیم فعالیتهای حقوق بشری، شاید به شیوه سنتی است؛ به طوریکه در بسیاری موارد می توان جریان حقوق بشر را از مقیدین به برتری جنس اول پنداشت. واقعیت این است که هر معضلی بر جهان امروز نخست فشار خود را بر زنان وارد می آورد، فقر زنان را محدود می کند، بنیادگرایی مذهبی، عقده های فروخورده اش را بر زنان تحمیل می نماید، لوله تفنگ نظامی گری ها زنان را نشانه می گیرد و تمام اینها به یک دلیل است: «زنان یاد گرفته اند که فدا شوند.». «مادر بودن»، «فداکاری»، «از جان گذشتن»، «گذشتن از مهر به سبب مهر به فرزند.»، عباراتی هستند که در عمق ظاهر زیبایشان، مفهومی مسموم تراوش کرده است. این «وظیفه ی زن است» که فدا شود. اما آیا براستی چنین است؟

زنان امروز را نمی توان با زنان حتی آغاز قرن حاضر یکی دانست، تغییرات جهان به سرعت صورت می پذیرد، و این تغییرات اگرچه در جهت آرمانهای غایی زنان عمل نکرده است، که در بسیاری موارد حتی بر عکس آن را مسبب شده است، موجبات آن را فراهم آورده که حتی در غیاب تحصیلات نیز، زنان آگاه تر از قبل باشند. عصر حاضر به طور عمده خط بطلانی بر شیوه های زندگی سنتی کشیده است، و این زنان را وادار ساخته است تا خود را با نظام مدرن بیشتر هماهنگ کنند و زندگی در این نظام مدرن، نیازمند یک چیز است، «اندیشه»، که به گمان من شاخص ترین ویژگی بشر و بی نیاز از تعلیم است. این تفکر و اندیشه وجود دارد، و شیوه ی زندگی نیز تغییر کرده است با این حال، تفکر سنتی هنوز حاکم بر زندگی هاست. هنوز مرد خود را برتر از زن می پندارد ، درست است که این مشخصه ی عمده گذار از دوره ای سنتی به دوره مدرن است، اما غیاب زن از اجتماع، «فداکاری های بی چشم داشتش» برای حفظ «امنیت خانواده»، عدم تلاش او برای کسب و تثبیت آنچه شایسته ی اوست، قصور او از جنبش در جهت اهدافش و در بسیاری موارد باورمندی پنهانش از اینکه مرد از او برتر است، گناهی نابخشودنی است. این انفعال بی فایده، نه تنها رسیدن به حقوق را به تأخیر می اندازد، که اصل ضرورت وجود این حقوق را کمرنگ می کند و به جامعه تلقین می کند که جنس دوم را همیشه دوم بداند.

اما معضل زنان امروز، تنها با دستیابی به حقوق ختم نمی شود. چیزی که با آن روبرو هستیم بسیار پیچیده تر، حساس تر و برجسته تر است: نخست حقوقی باید باشد، سپس نظامی باید باشد که بر برخورداری زنان از این حقوق نظارت کند و در آخر قانونی باید باشد که تعرض به این حقوق را عقوبت نماید. لازم است از سایه بودن و در حاشیه قرار گرفتن بپرهیزیم و نخست بار، خود را برای آنچه که باید باشیم فدا کنیم.

مردان و حقوقشان بنه چیزی بیشتر، زنان و حقوقشان نه چیزی کمتر.

مریم جفرودی

تیرماه ۱۳۸۷