شماره مقاله: 2341

مسیر:
صفحه اول > همراهان > نامه های شما

لینک مستقیم:
/spip.php?article2341



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

نامه ای به محبوبه کرمی

چه کسی می تواند عشق را به بند بکشد؟

خدیجه مقدم

دو شنبه17 تیر 1387


محبوب مادر

فرسنگ ها از تو دورم و تو با منی – تصویرت در مقابل چشمان نمناکم رژه می رود – می بینمت در اتوبوس نشسته ای و درافکار خودت غوطه وری . با خودت جنگیده ای که در مراسم 22 خرداد روز همبستگی زنان شرکت نکنی مبادا اتفاقی بیافتد و مادر دچار استرس شود . پزشکان گفته اند استرس برایش سم است .
" سالگرد 22 خرداد همه ساله هست – سال دیگر با مادرم می روم – باید به آرامش مادر فکر کنم – اگرپلیس مراسم را بر هم بزند – همانطور که بارها شاهد بوده ام و مادرم خبر دار شود نگران می شود – نه ! مادر عمل جراحی دارد – مدتی فقط باید به فکر مراقبت از او باشم تا سلامتی اش را به دست آورد. روز مادر هم نزدیک است – هدیه خوبی باید برایش تهیه کنم ."

نمی دانم در اتوبوس با کسی درباره کمپین گفتگو می کنی یا حوصله حرف زدن نداری و فقط و فقط به مادر نازنینت فکر می کنی . خیابان ولی عصر راه بندان است و تو دلت شور می افتد که مبادا دیر به خانه برسی- همان طور که همیشه نگران دیر رسیدن به خانه هستی و تاکسی برای ساعت 7 عصر رزرو می کنی و من اشتیاق ماندن را در چشمانت می بینم و دلم می خواهد بیشتر بمانی ولی از این همه توجه به پدر و مادرت هم لذت می برم .

مجسم می کنم که چطور شوکه شده ای وقتی اتوبوس را نگه می دارند و به مردم حمله می کنند – صدایت را می شنوم که بلند می گویی " خدایا بخیر بگذران " این جمله را بارها از زبانت شنیده ام و در می یابی که بیگناه به تله افتاده ای .
و من می بینم که عشق را – مهربانی را صداقت و پاکی را دارند به بند می کشند .اشک هایم سرازیر می شود وهمه دنیا روی سرم خراب می شود .

مصاحبه مادرت را می خوانم – از خودم خجالت می کشم – بلند می شوم – دوری از دوستان چقدر ناتوانم کرده چقدر در ایران قدرتمندم .

چه کسی می تواند عشق را به بند بکشد؟ چه کسی می تواند به خورشید بگوید طلوع نکن .