|
نقش زن در صدا وسیما مرگ تدریجی یک کارگردانمیرا قربانی فر يكشنبه27 مرداد 1387 یک دهه پیش از این زن در سینمای ایران شاید جزو دکور صحنه محسوب می شد،زنان همیشه گریان و منتظر که معدود حضور به یاد ماندنی آنان،در آثار باز هم معدود استادانی چون بیضایی و مهرجویی بود که زن را از آن رویکرد زنان همیشه منتظر و نگران خارج کرد و به آنان شخصیتی دیگر بخشید. جیرانی در دوران طلایی سینمای ایران فیلم ساخت و از خود چهره ای روشنفکر به تصویر کشید که در تمامی آثارش زن را رکنی مهم تصویر می کرده است و این مورد حتی در سه گانه "ستاره ها "نیز قابل لمس بود. با این پیش زمینه و زمانی که عطش تلویزیون برای استفاده از کارگردانان سینما در رسانه خانگی پای کارگردانان خوبی را به این رسانه باز کرده ،عجیب نخواهد بود که با دیدن تیزر سریالی که نام جیرانی را یدک می کشد سه شنبه شب پای تلویزیون بنشینیم و سریالی را دنیال کنیم که گویا اصلآ ساخته شده تا جنبه های کشف نشده و نیمه پنهان کارگردان را نمایش دهد. کارگردانی که پیش از اینکه قدم به این عرصه بگذارد خود روزنامه نگار بوده است این بار به سراغ نویسنده ایی رفته که خودش زن خوبیست، اما دارد توسط چند زن بی خاصیت دیگر که دست برقضا هم فمنیست هستند و هم حامی حقوق زنان، و باز هم از قضای روزگار یکی از آنان خواهر خود نویسنده است قدم در راه نابودی می گذارد و در این میان شوهر مهربان و البته هم مذهبی سعی در هدایت این گوسفند گمراه دارد. جیرانی پیش از این نیز در آب و آتش نشان داده بود که توانایی خلق یک نویسنده را در کاراکترهایش ندارد . نویسنده فیلم اب و آتش می توانست هر شغل دیگر داشته باشد و حال چه اصراری بوده که وی این بار یک نویسنده دیگر و آن هم زن را به تصویر بکشد که همچنان از ضعف های فیلم نامه است خود جای سوال دارد. «مرگ تدریجی یک رویا» داستان زندگی نویسندهای جوان به نام مارال است که با انتشار اولین کتاب به شهرت میرسد و سپس با ناشر کتابش ازدواج میکند. اما در ادامهی ماجرا مارال مورد توجه روشنفکران خارجنشین قرار میگیرد و به روایت سریال، آنها درصدند نویسندهی جوان را جلب دنیای روشنفکرانهی خود کنند. ولی حامد، شوهر مارال، فردی مذهبی است که میخواهد همسرش را از خطر تاثیر از دنیای روشنفکری دور نگه دارد.ساناز، خواهر مارال کاراکتری است که مشروب میخورد و روابطی نامتعارف با دوستانش دارد. او حلقهی ارتباطی مارال با دنیای روشنفکری است و احتمالاً کارگردان به واسطهی این شخصیت، زمینه را برای انحراف !!! مارال به جهان روشنفکری عرفی فراهم کند. "مرگ ندریجی ... " در حقیقت مرگ تدریجی کارگردانی است بنا به خاصیت زمانه لباسی نو برتن کلماتش کرده و زنانی را تا دیروز جسور و شجاع و دارای حق انتهاب بر سرنوشت خود می دانسته این بار در پستوی خانه ها نهان می خواهد. تمامی زنان خوب این سریال زنانی نهان شده در پستوی خانه ها و محجبه و البته با نامهای عربی و باز هم صد البته خانه دار هستند ،و زنان گمراه هم یا سرو شکلی امروزی و شاغل و البته مرفه.زنانی که گویا عروسک های خیمه شب بازی هستند با نخ هایی به دست بیگانگان. اشاره مستقیم به جایزه محفل فانوس که بعدش قرار است افسار مارال را در دست بگیرند را باید اشاره به چه چیز حساب کرد؟؟ جیرانی کارگردان ممتاز یا بی نظیری نبوده او بیشتر بخاطر جسارت در محتوای فیلم هایش معروف بوده تا به خاطر امتیازات ویژه کارگردانیش و حال باید تآسف خورد بر مرگ تدریجی کارگردانی که خوب می ساخت ، یا باید خوشحال بود از دیدن نیمه پنهان کارگردانی که دارد سخیف ترین و نازل ترین تهمت ها را نثار بخشی از جامعه زنان ایران می کند که می خواهند مستقل باشندو دارای همه حقوق برابر انسانی؟ چرا زنان روشنفکر و امروزی "مرگ ندریجی ... " همگی یا مست هستند یا نیمه دیوانه یا حمع هایی دارند که بیشتر شبیه جمع های خاله زنکی است و نه محافل جدی ادبی و اجتماعی. مارال نویسنده مستقل آن قدر تهی از همه مهارت هاست که به راحتی چون موم اسیر دست داریوش أریان لندن نشین می شود و سوال اینحاست که این تفکر منحط و بیمار از کحا آمده که زنانی که حق خود را می خواهند و می اندیشند و بزرگتر از معیارها و قدو قامت آشپزخانه هایشان هستند حتمآافساری بر پشت دارند که کسی آن سوی مرزها آن را می کشد؟ "مرگ تدریجی یک رویا" را باید ورژنی جدید از برنامه هایی چون "هویت" ، "چراغ" ، "شبیخون فرهنگی" و ... دانست ، ورژنی که در محتوا هیچ تغییری با آن مضامین نخ نما ندارد و تنها لباس عاریه برتن کرده که برایش گشاد است. پی نوشت : آیا یک بار باری همیشه زمان آن نرسیده است که زنان بازیگر با بازی نکردن در این فیبم ها و فیلم هایی با این مضامین استقلال خود را به رخ بکشند. |