شماره مقاله: 2307

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article2307



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

برای محبوبه کرمی دربند

مرا عهدي است با جانان كه تا جان در بدن دارم

نوای نی / علی کلائی

يكشنبه9 تیر 1387


محبوبه كرمي يكي از يگانه بانواني است كه شايد بتوانم بگويم در مبارزه براي حقوق زنان از همه چيز خود گذشته بود .
او را بارها ديده ام . در ميانه بانوان فعال حقوق زنان و در گرد دانشجويان فعال . هميشه چون خواهري دلسوز ديدگاهي مهربانانه و تلاشگرانه داشت . تلاشش هماره در اين راستا بود كه براي هر مشكل دار و درددار و رنج داري مرهم باشد . در 17 مرداد مقابل سر در اوين و زماني كه در انتظار رهايي ياران تحكيمي و ادواري و همچنين اميريعقوبعلي عزيز بوديم حضورش و عكاسيش و نگاههاي مهربان و پرنشاطش براي امثال مني كه نگران دوستانمان بوديم بسي اميد بود و قوت قلب .

اما محبوبه كرمي وجهي ديگر بجز حضور در كمپين يك ميليون امضا و فعاليت در حوزه حقوق زنان هم داشت . محبوبه كرمي عضو شاخه جوانان حوزه شمال تهران جبهه مشاركت بود . آقايان حسين نوراني ن‍ژاد و جلال محمدلو ميتوانند يه صحت اين سخن شهادت بدهند . بارها و در مقاطع مختلف براي مجموعه مشاركت و جبهه اصلاحات زحمت كشيد و رنج برد . در انتخابات هاي مختلف به عنوان يك مشاركتي در عرصه فعال بود . محبوبه كرمي نيز مانند من و بسياري از ديگر جوانان ايران زمين با اصلاح طلبان پيوند خورد و به عرصه عمل و حضور اصلاحي روي آورد .
البته تا امروز كه اينچنين مينويسم حضرات اصلاح طلب بي معرفتي كرده اند و اصلا به روي خودشان نياورده اند كه يك جوا ن اصلاح طلب از 24 خرداد در بند اوين است . ظاهرا مصلحت بر حقيقت چربيده براي حضرات . شرمنده ام كه نام اصلاح طلب بر ايشان است . شرمنده ام . محبوبه كرمي از جواناني است كه جواني خود را هزينه كرده است . آقايان مشاركت ! خانمهاي محترم مشاركتي كه كميسيون زنانتان را بسيار فعال ميدانيد . قدري رحم داشته باشيد . محبوبه امروز نياز به حمايت دارد . آن روز كه شما به حمايت محبوبه و محبوبه ها نياز داشتيد او بود و در خط اول مبارزه . امروز او نياز به حمايت دارد . به خدا انصاف و مردانگي هم خوب چيزي است
خواهري گرامي را در بند اوين ميبينم . وقتي تصوير چادر بر سر نسيم سلطان بيگي را كه در شب اول حضور در اوين كه ما را براي امضاي قرار بازداشت ميبردند به ياد ميآورم و بعد تصور ميكنم محبوبه كرمي نيز در چونان وضعيتي قرار داشت بدنم ميلرزد . ميترسم بزنندش در اوين . ميترسم كه نحيف بودنش را مراعات نكنند و دق و دليشان را از جوانان آگاه ايراني بر سر او خالي كنند .

مادر محبوبه كرمي نيز در بيمارستان است و محبوبه خبردار از رنج بيماري مادر . ياد روزهايي ميافتم كه خبر بيماري مادرم در سلول انفرادي مانند خوره جانم را ميخورد و داشت ديوانه ام ميكرد . مادر عزيز است هرجا كه باشي . آزاد يا در بند . البته خبر بيماري مادرم پس از 42 روز كه او را ديدم دروغ از آب درآمد و جزو پروژه تخريب روحيه اي بود كه برايم تدارك ديده بودند . اما اين بار محبوبه مطمئن است مادرش مريض است . در دوران انفرادي دو بار چند ثانيه اي حال مادر را پرسيده و ميداند مادرش بيمار است و رنج دوري فرزند نيز بر بيماري مزيد .
كاش محبوبه كرمي آزاد شود . كاش همه محبوبه هاي سرزمينم آزاد شوند . اينان جرمشان تنها برابري خواهي است و آزادي طلبي .
وقتي انسان بودن جرم ميشود بايد هم زندان جاي امثال محبوبه كرمي بشود . اين روزها انسان بودن جرم است . جرمي نابخشودني از سوي حاكمانمان .

نوای نی