|
کمپینی برای مبارزه با خشونت جنسی کمپین یک میلیون امضاء ؛ این بار در مصرچهار شنبه12 تیر 1387 اخیراً زنان مصری در خیابان با تهدید مواجه شده اند- نگاهها، کلمات و حملات فیزیکی آنان را تهدید می کند. هر چه زنان مصری تمایل بیشتری کسب قدرت و ازادی برای ورود به فضاهای عمومی پیدا می کنند، با خشونت جنسی بیشتری مواجه می شوند. از همین رو مرکز مصری حقوق زنان در سال 2005 کمپینی را برای مبارزه با خشونت جنسی آغاز کرد. در سال 2006 این موج خشونت ابعاد تازه ای یافت. ویدئوهایی از زنانی که در طی یک فستیوال مذهبی به محاصرۀ مردان درآمده بودند، روی اینترنت قرار گرفت و دنیا شاهد این خشونت شد. در سال 2007 آمار تجاوز در صر به 20 هزار مورد افزایش یافت. در همین سال مرکز تحقیقی را بر روی 2500 زن انجام داد که 1049 نفر از آنان ابراز داشتند که به کرات در خیابانها مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند. نهایتاً مرکز به این نتیجه رسید که مجازاتهای قانونی برای برخورد با خشونت جنسی کافی نیستند و به همین خاطر در 6 مارس 2008، کمپین یک ملیون امضا برای حمایت از تصویب قانونی جدید بر علیه خشونت جنسی را آغاز کرد. هدف این خشونت گروه خاصی از زنان نیستند. زنان از هر طبقه و سنی، حتی زنان کاملاً محجبه، هدف این رفتارهای بیشرمانه قرار گرفته اند. متخصصان توضیحات متعددی برای رواج این گونه از رفتارها ارائه می دهند، افزایش کالاهای جنسی، عدم وجود آموزشهای مناسب در مورد سکس و سکسوالیته و اقتصاد مصر. بعضی معتقدند به دلیل مخارج بالای زندگی در مصر، سن ازدواج بالا رفته و به این ترتیب نوع ناکامی در میان بخشی از مردان به وجود آمده است. دلیل این آزارهای خیابانی هر چه که باشد، زنان از گزارش آن به پلیش می ترسند، چون نگرانند که نادیده گرفته شده یا بدتر از آن سرزنش شوند. مرکز مصری حقوق زنان این موضوع را "یک سرطان اجتماعی" می داند. هدف کمپین آنها بر علیه خشونت جنسی، تقویت قوانین موجود در مورد حمایت از زنان و شکستن سکوت در مورد این موضوع تابویی است. سایت موزۀ بین المللی زنان با انجی غزلان، هماهنگ کنندۀ این کمپین در مرکز مصری حقوق زنان گفتگو کرده است: - چگونه به فکر شرکت در کمپین علیه خشونت جنسی در خیابانها افتادید؟ شما همیشه در خیابان چیزهای می شنوید مثل " جای تو، توی خانه است." یا " یا نباید بیای بیرون". سالها طول کشید تا من متوجه بشوم که چقدر از شنیدن این حرفها افسرده می شدم، به خاطر اینکه کاری انجام نمی دادم و فقط سکوت می کردم. زمانی تصمیم گرفتم که دیگر قربانی خشونت جنسی نباشم. احساس کردم زمان آن است که به جای قربانی بودن به دیگران و خودم کمک کنم تا از خشونت روزمره در خیابانها نجات پیدا کنیم. شاید نتوانم آن را متوقف کنم اما حداقل حرف زدن در مورد آن باعث می شود قدرتمند شوم و دیگر احساس ناراحتی نکنم. می دانم که دارم کاری انجام می دهم و تا روزی که قانونی برای حمایت از من و زنان دیگر در خیابانها تصویب شود، این برایم کافی است. - آیا خشونت جنسی در مکانهای زیادی وجود دارد؟ می دانم که بیشتر در خیابان اتفاق می افتد- اما ایا در خانه ها و مدارس هم وجود دارد؟ بله در خانه ها، مدارس و دانشگاهها و محل های کار هم این اتفاق می افتد. دخترانی که در مغازه ها یا رستورانها کار می کنند، مورد سو استفادۀ جنسی صاحب کاران خود قرار می گیرند. آنها می دانند که نمی توانند کارشان را ترک کنند و همچنین نمی توانند موضوع را به کسی بگویند چون آبروی خودشان می رود. بعضی از اوقات که دختران در خیابان با خشونت جنسی مواجه می شوند، اگر بایستند و به آن مرد بگویند" این کار را نکن!" یا " داری به من توهین می کنی!"- با حمایت افراد دیگر مواجه نمی شوند و آنها او را مقصر می دانند. - آیا انجام این کار در فرهنگی که در کل کمتر در آن در مورد سکسوالیته صحبت می شود، دشوار نیست؟ در زمانی که کمپین آغاز شد حرف زدن در مورد خشونت جنسی یا هر چیزی با ماهیت جنسی، تابو بود. خود دختران هم این موضوع را انکار می کردند و می گفتند آن را تجربه نکرده اند، اما وقتی بدون به کار بردن واژگان جنسی با آنها صحبت می کردی، شروع به صحبت کردن می کردند و چیزهای وحشتناکی می گفتند. ما خوشحال هستیم که بلاخره مردم در مورد چیزی مربوط به سکسوالیته با بدنشان صحبت می کنند. دختران زیادی را یافتیم که خودشان را به خاطر این موضوع سرزنش می کردند و مقصر می دانستند. آنها فکر می کردند که دلیل خشونت، بدن شان و زیبایی های آن است و فرقی نمی کند که محجبه باشند یا نه. - قسمتی از کمپین شما هر دو گروه را هدف قرار می دهد: شما تلاش می کنید سطح آگاهی را در میان مردان و زنان جوان ارتقا دهید. آیا تابحال تغییری در رفتارهای مردان هم مشاهده کرده اید؟ زمانی که از مردان می پرسید که " چرا اذیت می کنی؟" آنها پاسخی بسیار احمقانه به شما می دهند. آنها تصور می کنند که دختران دوست دارند به شیوۀ جنسی تحت خشونت قرار بگیرند، حداقل به شکل لفظی. چون به این ترتیب تصور می کنند که زیبا هستند و پسرها فکر می کنند که دختراها واقعا این موضوع را دوست دارند. اما حالا بعضی از آنان می گویند " به خواهرم فکر می کنم، به مادرم فکر می کنم. اگه این بلا سر مادرم بیاید چی؟ ناراحت می شوم، برای او نگران می شوم. فکر می کنم باید از او محافظت کنم. همین طور فکر می کنم باید جور دیگری فکر کنم، تصور کنم که هر زنی در خیابان عضوی از خانوادۀ من است و به این ترتیب تغییر می کنم." اما برای افرادی که سالهاست این کار ا انجام می دهند، ارتقای آگاهی کافی نیست. باید شرایط حول این رفتار را تغییر داد. آن قسمتی از شرایط که ما می توانیم آن را تغییر دهیم، قوانین هستند. تغییر شرایط اقتصادی به نحوی که مردان بتوانند زودتر ازدواج کنند یا شغلی پیدا کنند، چیزی نیست که بتوان در کوتاه مدت آن را تضمین کرد. فکر می کنم با تغییر قوانین و همین طور تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی، شاید روزی ما تغییری در رفتارها هم ببینیم. |