|
افغانستان پدر افغان به خاطر فقر دخترش را فروختشهرزادنیوز / مریم میلانی يكشنبه26 آبان 1387 شهرزاد نیوز: یک پدر 40 ساله افغان در استان"جوزجان" واقع در شمال افغانستان، دختر 11 سالهاش را به خاطر فقر و گرسنگی خود و خانوادهاش به قیمت 2 هزار دلار به یک مرد فروخت. وی در یک مصاحبه رادیوئی با "سرویس اومانیستی خبری – تحلیلی"، گفته است که برای سیرکردن شکم خانوادهاش دست به این کار زده است تا همسر و سه فرزند خردسال دیگرش را از گرسنگی نجات دهد. این پدر - با نام مستعار سیدعلی - میافزاید که روزهای زیادی را در کنار جاده ایستاده تا شاید کاری پیدا کند، اما موفق نشده و چون نمی توانسته دست خالی به خانه برگردد، مدتی در سطل زباله به جستجوی ته ماندههای غذا و خوراکی میپرداخته است. وی در ادامهی حرفهایش میگوید که بی سواد بودنش مانع از این میشود تا بتواند کاری دست و پا کند. او همانند بسیاری دیگر از مردم در افغانستان به علت جنگ و کشتار در دو سه دهه گذشته در افغانستان نتوانسته است تحصیل کند. سیدعلی میگوید: "چگونه کسی میتواند فرزند خود را بفروشد؟ فروش فرزند مانند این است که کسی چشم یا قلب خود را بفروشد... من چون کاری پیدا نمیکردم مجبور به فروش دخترم شدم. میدانم که بسیاری مرا به سنگدلی متهم خواهند کرد. برخی برای سیر کردن شکم خانوادهشان خود را (در عملیات انتحاری) منفجر میکنند و دیگران را نیز به کشتن میدهند...امیدوارم حکومت صدای مرا بشنود و به مردم کمک کند. امیدوارم صدای من و امثال من شنیده شود و کاری گیرمان بیاید" ماجرای سیدعلی و فروش دختر 11 ساله اش نمودی از فقر عمیق و گستردهای است که در افغانستان ریشه گرفته است. تداوم درگیری های داخلی روز به روز بر شمار بیکاران میافزاید. طبق آمار ارائه شده از سوی وزارت کار و امور اجتماعی این کشور، 2.5 میلیون نفر از مجموع 8.5 میلیون نفری که در این کشور واجد اشتغال اند، بیکارند. همچنین بازگشت و استرداد اجباری بسیاری از آوارگان و پناهندگان افغان از ایران و سایر کشورهای همجوار نیز بر شمار بیکاران افزوده است. مقامات افغانستان طی سالهای گذشته با دریافت وامها و اعتبارات متعدد از نهادهای بین المللی برای سر و سامان دادن به وضعیت اشتغال در کشورشان، هنوز نتوانستهاند گامهای موثری برای پایان دادن بر این مشکل اجتماعی بردارند. "کمیسیون مستقل حقو ق بشر افغانستان" به کرات با گزارش وضعیت بحرانی این کشور، جنبههایی از زندگی روزمره کارگران بیکار را ترسیم کرده است. بسیاری از اهالی شهرهای کوچک و دورافتاده و روستاها در آرزوی یافتن کار، خانوادههای خود را رها میکنند و راهی شهرهای بزرگ میشوند تا صبح زود در صف بیکاران جویای بایستند و کاری ولو موقت بیایند. |