|
ياران مي رسند از راه ،دست ها گرم مي شود ودل ها گرمتر خجسته باد روز همبستگي زنان ايرانپروين ذبيحي چهار شنبه22 خرداد 1387 در آستانه 22 خرداد روز همبستگي زنان هستيم روز اعلام داد خواست زنان و مردان آزاده و برابري طلب عليه ظلم وخشونت و تبعيض حاكم بر جامعه و بخصوص زنان و تفكر و انديشه ايي كه اين نابرابري وظلم تاريخي را هم چون ژني معيوب باز توليد مي كند. آسمان صاف وستاره گان پر نورتر از هميشه مي درخشند. مسافران در خوابند و اتوبوس با مقصد تهران دل شب را مي شكافد. من بيدارم و با استرس وهيجان و در انتظار سپيده چشم به تاريكي راه و سكوت مرموز شبانه دوخته ام و به فردا مي انديشم نمي دانم چه پيش مي آید؟ اما هر چه پيش بياید و به هر قيمتي كه باشد به جان مي خرم. امسال دومين سالگرد روز هبمستگي زنان ( 1385)است. وعده گاهمان فردا بعد ازظهر ميدان 7 تيراست ميعادگاه تجديد ميثاق فعالين جنبش زنان ايران در اعتراض به بي حقوقي زنان.. و من نيز از كردستان آمده ام تا از اين حركت انساني حمايت كنم. چون زنم و به عنوان يك زن خواسته هايي دارم. ونمي خواهم چون زن هستيم از حق و حقوق اجتماعي اقتصادي فرهنگي و سياسي كمتر از مردان بر خوردار شوم و همصداي با بقيه اعلام کنم ما ناموس هیچ كس نيستيم وكسي صاحب ما نيست وهيچ كس و هيچ قانوني نه به بهانه ناموس ونه هيچ بهانه اي حق كشتن شكنجه و آزار ما را ندارد. من هلاله 12 ساله را ديدم كه در اثر خونریزي شديد ناشي از ازدواج زودرس چون گل پرپر شد! مي خواهم بگويم چرا چنور و فرميسك و سيران به جاي خمير مجسمه سازي در سالهاي اوليه زندگي شان مشغول لگد مال كردن گل كارگاه هاي خشت سازي اند ؟چرا ليلا و شيرين كه جرمشان سرپرستي چند بچه قد و نيم قد گرسنه است براي جابه جا كردن بار قاچاقچيان علاوه بر خطر مين وكشته شدن براي چندر غاز بايد در مرز و اتوبوس هاي مسافر بري مورد تعرض جنسي و استثمار قرار بگيرند و سروه كولبر در مرز به چه جرمي كشته مي شود. ريحان زير تيغ آلوده ختنه جان سپرد ، و زندگي شش كودك بي مادر و 2 زن جواني كه به شيوه كالايي ومبادله اي "زن به زن" طلاق داده شدند چه بيرحمانه بر باد رفت. بيني كژال را به چه جرمي غير از دوست داشتن بريدند؟ و مژگان زن زيبا و مظلوم شهرمان بعد از طلاق و ترس از نديدن فرزندانش بعد از تهديد همسر چرا در آتش سوخت و دلبر 17 ساله را با کدام مجوز گوش تا گوش سر بريدند و سميه حامله را زنده، زنده چە کسانی چال كردند و رويش را پوشاندند و با ماشين از رويش رد شدند؟ بهاي آزادي فاطمه، 3گوني پوست پياز است كه بايد بپردازد تا صيغه طلاق سه به سه جاري شود. کدام قانون اجازە داد احمد كولبر زن دومش را عقد کند چون ديگر كولبر نيست و به مدد بالا رفتن قيمت زمينه اي روستايش به جاي اسب پژو خريده و به جاي رابعه مسن يك زن خوشگل و سرحال مي خواهد كه كنار دستش جلو ماشين پز بدهد. جرم رابعه كه 6 بچه قد ونيم قد بزرگ كرده و ديگر رمقي برايش نمانده چیست ما چند نفر كه از كردستان آمدەایم تا اشكال مختلف ظلم و خشونت جامعه سنت زده وعشيره اي كردستان را عليه زنان ديارمان بازگو كرده و ضمنا اعلام كنيم هيچ كدام از اين ظلم ها نمي تواند ما را از خواسته هايمان باز بدارد. ما هم مي خواهيم حق حيات داشته باشم و به زندگي مان معنا و مفهوم ببخشيم و عليه و خشونت و تبعيض حاكم بر جامعه و بخصوص زنان وانديشه و تفكري كه اين نابرابري و ظلم را تداوم مي بخشد و زنان را از ابتدايي ترين حقوق خود بي بهره كرده است بستيزیم و به پدر، برادر، همسر، و فرزند پسرمان و ساير مردان جامعه مرد سالار بگويیم : درست است كه نظام چند هزار ساله و منسوخ مردسالاري وجامعه بي رحم طبقاتي به مدد قوانين و سنتهاي ارتجاعي ما را به قدمت تاريخ در صندوق كهنه و پوسيده ستم و سنت و نآآگاهي حبس كرده بود و در چارچوب خانه محصور، تا محجوب و فرمانبردار وظيفه مراقبت كنندگي وتغذيه گري را به نحو احسن انجام دهيم و خوش آب و گل و تسليم محض بي هيچ اختيار و انتخابي از سالار مردانمان تمكين كنيم و از سپيده تاريختان تا به امروز در اوج اسارت وقعر زندگي به سر بريم . گفتند اساس و ركن خانواده هستيد وگسترش وحفظ كيان خانواده بر عهده شماست؛ بشوريد، بپزيد، بروبيد و مراقبت كنيد. فرزندان ذكورمان را كه وارثان آينده مايند و حافظان سرزمين مقدسمان اصلي شما پس براه خطا نرويد از خط قرمز عبور نكنيد! شما ضعيفيد و ناقص العقل از خود شخصيتي مستقل وهويتي انساني نداريد مال و ناموس ماييد و ما حافظان مال و ناموسمان و اين مال به هر قيمت حتي كشتنتان بايد محفوظ و دور ازچشم اغيار بماند و به همين خاطر محروميد از تفكر ،عشق،از انتخاب همسر ،از حق انتخاب لباس ،از حق طلاق از حق نگهداري فرزند، خودشما نيز قربانيان اين نظم وسيستم غلط هستيد چشمهايتان را كه عمري است برما فرو بسته ايد بگشاييد و انچه را كه تا به حال نخواسته ايد ببينيد. وجود انسانيمان را و خواست هايمان را باورببينيد كه ما ديگر بردگان و بندگان شما نيستیم وقوانين زن ستيزتان را كه به آن مشروعيتي آسماني بخشيده ايد را ديگر قبول نداريم. زنان به خود آمده اند وجنبش زنان تبديل به جنبشي عظيم در سراسر جهان شده و جنبش زنان ايران نيزجنبشي قوي و گسترده عليه قوانين ظالمانه و نابرابر وما نيز كه خود را بخشي از اين جنبش ميدانيم. همراه و همدرد، با درك مشترك ، منافع مشترك وتلاش مشترك در رسيدن به حقوقي مشترك و رهايي از تحقير و بي حرمتي و نجات و كرامت انسانيمان به ميدان آمديم تا خواسته هايمان را با صدايي رسا اعلام كنيم وبگوييم حقوق برابر ميخواهيم. حق زندگي كه بدیهی ترین حق انسان است ،حق طلاق ،حق استقلال، حق برابري با مردان و حق انتخاب . ما انسانيم و مستقل؛ صاحب عقل و اراده و شعور، نه مال و ملك. ما نه زن بغض فروخورده وتحقير شده و مظلوم گذشته بلكه زن امروزيم آگاه و جسور و سنت شكن و هدفمند صاحب عقل و اراده و شعور با اعتقاد به خود و تكيه بر توانمندي و اتحادمان و ايمان به راهي كه در پيش داريم با صدايي متفاوت از صداي ترسان زن ديروز با شكستن سدها ي فرا رو در جهت تغيير قوانين ظالمانه گام بر ميداریم و براي رسيدن به این هدف و دنيايي فراسوي رنگ و نژاد و طبقه و جنسيت بايد به مدد همين هدفمندي و اتحاد و نيروي خلاق حركت كنيم و رمز پيروزي اين حر كت همانا پيوستن مردان و زنان دريا دل و رهرو به جنبش اجتماعي زنان ايران عليه بي حقوقي زنان است. پس اين همبستگي را را گرامي بداريم. باشد كه هر روز وهر ساعتمان 22 خرداد و 8مارس و 6 نوامبر باشد و تنها به يكروز در سال اكتفا نكنيم چون دامنه خشونت و تبعيض عليه زنان آن چنان وسيع و گسترده است كه اگر تمام روزهايمان را در سال براي احقاق حقوق از دست رفته مان مبارزه كنيم باز هم كم خواهيم آورد. پر واضح است كه هر كدام از ما بخشي از دغدغه هاي روزمره مان مشكلات زنان باشد و اعتقاد به اين اصل كه رهايي جامعه در گرو رهايي زنان است و در اين راه گام بر داريم. در مدتي كم شاهد تحولات عظيم در جامعه خواهيم بود. سپيده دم نزديك بود و من در عالم خيال دردهاي مشتركمان را با زنان ساير شهرهاي ايران جنوب شمال وشرق كشور مرور مي كردم. *** |