|
تغییر قوانین تبعیض آمیز، خواسته ای فراگیر است/محبوبه حسین زادهيكشنبه19 آذر 1385 مجله زنان: گروههايي از فعالان جنبش زنان، حركتي هدفمند و جمعي را با عنوان «كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيضآميز» طراحي كرده و در حال اجراي آن هستند، اقدامي كه روز پنجم شهريور، پشت درهاي سالن برگزاري نشست «تأثير قوانين بر زندگي زنان» كه به دستور نيروي انتظامي به روي مهمانان و شركتكنندگان بسته ماند، آغاز شد.شهلا انتصاري، يكي از اعضاي اين كمپين و از فعالان جنبش زنان، اين اقدام را در جهت پيگيري مطالباتي ميداند كه همچنان بيپاسخ ماندهاند. وي ميگويد: «زنان ايراني سالها پيگير مطالبات خود بودند اما متوجه شدند كه بهتنهايي نميتوانند اين مطالبات را پيگيري كنند. طي چند سال گذشته، زنان فعال در تشكلهاي مختلف با يكديگر آشنا شدند و به اين نتيجه رسيدند كه بهرغم پيروي از نحلههاي متفاوت فكري، دربارة نقض حقوق زنان در قوانين ايران و لزوم تلاش براي تغيير اين قوانين همعقيدهاند. بنابراين كف مطالبات خود را تغيير قوانين تبعيضآميز قرار دادند كه بر اين اساس، جلسات همانديشي زنان تشكيل شد.» وي، هدف اين اقدام را فقط جمعآوري يك ميليون امضا نميداند و ميگويد: «مهمترين هدف اين كمپين آموزش است چون بسياري از زنان بهدليل كمبود امكانات مالي و فرهنگي هنوز نتوانستهاند با بسياري از اين مسائل حقوقي و قانوني آشنا شوند، درحاليكه تبعيضها را در زندگي خود لمس كردهاند.» انتصاري چند هدف ديگر را هم براي اين كمپين برميشمارد كه در بيانية كمپين به صورت جامع به آنها اشاره شده است. اين اهداف عبارتاند از: 2. يكي از هدفهاي مهم اين حركت جمعي، آشنايي و گفتوگوي رودررو با گروههاي مختلف زنان و ديگر شهروندان در سطح گسترده است. ارتباط مستقيم مدافعان حقوق برابر با هموطنان خود باعث آگاهي يافتن از نيازها و لمس مشکلات آنها در زندگي روزمره (بخصوص در زمينة مسائل حقوقي) خواهد شد و متقابلاً باعث افزايش آگاهي و حساسيت شهروندان از نابرابريهاي حقوقي در ميان زنان و مردان ميگردد. 3. از سويي اين تلاش و عمل جمعي به زنان و مردان حقطلب و عدالتخواه تجربههاي بسياري ميآموزد و ارتباط بيشتر آنان را با گروههاي مختلف در بطن جامعه گسترش ميدهد. از تبعات مثبت اين ارتباط (اگر تداوم يابد) ايجاد زمينه براي بخشيدن صدا به زنان خاموش (بيصدايان) است. 4. اساس اين کمپين، اعتقاد به رشد آگاهي، ايجاد گفتوگو ميان شهروندان و آموختن فعاليتهاي جمعي و دموكراتيك، يعني اصلاحات از پايين، از درون جامعة مدني و نه از بالاست. بنابراين، پاية اين عمل جمعي اعتقاد به ضرورت تقويت حوزة عمومي، اعتقاد به توانمندسازي زنان، و باور به اين است كه تنها تغييراتي ماندگار و ريشهاي هستند که از بطن جامعه ميجوشند و نتيجة آشنايي مستقيم با دردها و لمس مشكلات، بهطور مستقيم يا غيرمستقيم، توسط تکتک افرادند، و نيز آگاهي از اين امر که مشكلات حقوقي، مشکل فردي و خصوصي نيست و شمار زيادي از زنان با تبعات تلخ آن دست و پنجه نرم ميکنند. 5. يكي ديگر از اهداف اين كمپين بر اين اساس است كه تلاشگران اين كمپين، در عمل و تماس مستقيم با شهروندان جامعة خود، متوجه شوند كه بدون تحمل سختي، بدون پرداخت هزينه و البته اتحاد و همدلي، هيچ بيعدالتي و تبعيضي قابل تغيير نيست. همدلي و همكاري صميمانة مدافعان حقوق برابر و انساني در راستاي پيشبرد اين پروژة عدالتخواهانه، بيترديد روحية مشاركت در سرنوشت كشور را در ميان خود كوشندگان و متقابلاً در ميان شهروندان ايجاد خواهد كرد. تاريخ مبارزات دموكراتيك زنان در ديگر کشورها، بخصوص کشورهايي با نوع حکومت و آداب و رسوم نزديکتر به ما ايرانيان نيز چيزي جز اين به ما نميآموزد. اين مبارزه راهي دشوار و طولاني است و مسير اصلي آن نه از مجاري و معادلات قدرت، مردان و زنان قدرتمند و...، بلکه خيلي ساده از طريق آگاهي و حساسيت تکتک زنان و شهروندان عادي نسبت به خودشان و درك موقعيت و جايگاهشان در جامعه ميگذرد. 6. اجراي موفق اين كمپين نشان خواهد داد كه خواستة برحق تغيير قوانين تبعيضآميز محدود به 4، 5 هزار نفر از زنان نيست. بلکه اين خواسته، خواستهاي كاملاً فراگير است و تعداد بسيار زيادي از زنان و مردان ايراني از نابرابريهاي حقوقي موجود در قوانين ايران رنج ميبرند و هرکدام از آنان با توجه به زمينههاي فرهنگي و ميزان امکاناتشان نسبت به آن واکنش نشان ميدهند. مثلاً زني در اعتراض به اين نابرابريها در روزنامه گزارش مينويسد، زن ديگري با تهية فيلم و عكس بيعدالتيها را منعكس ميكند، زن ديگري خود را ميسوزاند، دختر جواني از خانة پدري فرار ميکند، زن ستمديدهاي در دادگاه از وجود نابرابري فرياد از جگر برميآورد و صدها مورد ديگر از انواع اعتراضات اجتماعي در كشور ما و در زندگي روزمرة زنان وجود دارد. 7. از اهداف ديگر اين كمپين ميتوان به اين مسئله اشاره كرد كه نتايج اين عمل جمعي نشان خواهد داد خواستة تغيير و اصلاح قوانين خواستة طيف خاصي از زنان نيست. انگهايي که اغلب به مدافعان حقوق برابر و زنان فعال (براي خاموش كردن آنها) زده ميشود، ازجمله بيدردي، بالايشهرنشيني، خودنمايي و... واقعاً صحت ندارد چون اين قوانين ناعادلانه بر زندگي همة زنان، اعم از باسواد و بيسواد، بالايشهرنشين و پايينشهرنشين، مجرد و متأهل، روستايي و شهري، كم و بيش تاثير ميگذارد.» انتصاري در مورد ساختار اين كمپين ميگويد: «پس از بحث و گفتوگوي اعضاي كمپين، پنج كميتة آموزش، رسانه، مالي، مستندسازي و روابط عمومي تعيين شد كه اعضاي كمپين با توجه به توانايي و علاقة خود در يكي از اين كميتهها فعاليت ميكنند. از هر كميته هم، با توجه به تعداد اعضاي كميته، يك يا دو نفر براي تعيين سياستگذاريهاي كلي و پيشبرد اهداف طرح در كميتة هماهنگي فعاليت دارند.» اين عضو كمپين تأكيد ميكند: «ساختار كمپين گسترده، باز و دمكراتيك است و كلية افرادي كه تمايل به همكاري با كمپين داشته باشند، پس از گذراندن يك دورة آموزشي نيمروزه، ميتوانند فعاليت در كميتة مورد نظرشان را شروع كنند. در اين دورة آموزشي، يكي از اعضاي كمپين مسائل حقوقي مورد نظر و شخص ديگري شيوههاي برقراري ارتباط با ديگران را براي معرفي طرح و جمعآوري امضا آموزش ميدهند.» جمعآوري امضا براي كمپين بيشتر از طريق روش چهرهبهچهره و شناسايي مراكز جمعي زنان و بحثهاي اقناعي با آنان صورت ميگيرد. همچنين برگزاري سمينار و جلسات بحث و گفتوگو در تالارها و فرهنگسراها و ارتباط از طريق اينترنت از ديگر شيوههايي است كه براي جمعآوري امضا براي اين كمپين در نظر گرفته شدهاند. اعضاي كمپين تلاش ميكنند تا از طريق مراجعة خانه به خانه و گفتوگو با زنان نيز به جمعآوري امضا بپردازند. انتصاري در مورد استقبال زنان و مردان از اين كمپين ميگويد: «در هر جمعي كه حضور مييابيم، در مورد اين كمپين با زنان و مردان صحبت ميكنيم و آنان با علاقه از اين طرح استقبال ميكنند. زنان سالهاست كه به دنبال تحقق خواستههاي برابريخواهانة خود هستند و همواره در كنار ساير جنبشها حضور داشتهاند، ولي هميشه در حاشية قدرت بودهاند و هنگام رسيدن به نتيجه كنار گذاشته شدهاند. حالا هم زناني كه هميشه شاهد تبعيض و نابرابري در زندگي بودهاند، با آگاهي از اين كمپين، عضو آن شدهاند و هر كدام درحد توان خود براي ادامة اين طرح تلاش ميكنند، حتي با تكثير برگههاي امضا و جزوات آموزشي يا پرداخت كمكهاي مالي اندك و كمك به برگزاري كارگاههاي آموزشي.» مريم حسينخواه، از ديگر اعضاي اين كمپين، هم معتقد است: «فرهنگ جامعة ما درحالحاضر پذيراي تغييرات براي رفع تبعيضهاي موجود عليه زنان هست. فقط بايد يك حركت سازمانيافته ايجاد شود تا نوعي فشار مدني براي تغيير اين قوانين تبعيضآميز بهوجود آيد و مردم هم بدانند كه ميتوانند در تغيير قانون تأثيرگذار باشند.» وي ميافزايد: «كمپين فقط شامل تهران نميشود و هماكنون گروههاي مختلفي از زنان در شهرستانها نيز با اين كمپين همكاري ميكنند. اميدوارم همانطور كه در كشورهاي همسايه و اسلامي توانستند اين تغييرات را ايجاد كنند، ما نيز بتوانيم در كشورخود شاهد تغيير و رفع اين تبعيضهاي قانوني باشيم.» امضاهاي موافقان تغييرات قانوني در فرمهاي مخصوصي كه به اين منظور چاپ شده و در اختيار كلية درخواستكنندگان قرار ميگيرد جمعآوري ميشود تا همة امضاها هماهنگ و يكدست باشد. فقط امضاي زنان و مردان بالاي 18سال جمعآوري ميشود. پس از جمعآوري يك ميليون امضا، اين كمپين وارد فاز دوم خود خواهد شد، مرحلهاي كه در آن امضاها براي درخواست تغيير قوانين تبعيضآميز به مجلس ارائه ميشود. افرادي كه تمايل به كسب اطلاعات بيشتر يا همكاري با اين كمپين را دارند، ميتوانند به آدرس وب سايت كمپين www.we-change.org مراجعه كنند. جمع آوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز آغاز شد |