|
زنان و فضاهای عمومی زنها، مردها، فضاهادویچه وله / مریم انصاری دو شنبه13 خرداد 1387 طراحی فضا و مکان متأثر از خواستها و اعمال قدرت گروههای مختلف اجتماعی است. آیا این بدان معناست که شهرسازی و طراحی محلات، مکانهای عمومی، امکانات حمل و نقل، خرید و دسترسی به خدمات، آموزش و کار، به نوعی زنانه-مردانه است؟ کارشناسان پاسخ میدهند: آری! و بیش از آنکه تصور شود. بررسیهای زنانه پژوهشهای زنان در معماری و شهرسازی در آلمان تاریخی تقریبا سی ساله دارد. با فعال شدن زنان در معماری شهری، به نیازهای گروه های مختلف اجتماعی و ایجاد "فضاهایی" که به این نیازها پاسخ دهند نیز رفته،رفته توجه بیشتری شد. پیوند کار و خانواده، یک نیاز طراحی شهری حتی در کشورهای صنعتی، اگرچه دائما بر تعداد مردانی که در سرپرستی کودکان شرکت فعال تری میکنند افزوده میشود، اما هنوز بار اصلی بردوش زنان است. یکی از گروه های اجتماعی در اروپا را زنانی را تشکیل میدهند که به تنهایی سرپرست خانواده هستند. این گروه به خدمات شهری ویژه نیاز دارد. با درنظر گرفتن این مجموعه طراحان شهری به الزامهای زیر برای شهر ایدهآل رسیدند: − راه های کوتاه برای دسترسی به خدمات، − گسترش وسایل حمل و نقل عمومی، برای پاسخگویی به نیازهای فردی که مسئولیت اصلی کار خانه یا بیرون از آن را بدوش میکشد. − ایجاد امکانات آموزشی، فرهنگی و تفریحی و بویژه کاری قابل دسترس. مدل ایدهآل مردانه در مورد آخر یعنی دردسترس بودن امکانات کاری، باید به این نکته اشاره کنیم که تا قبل از پژوهشهای زنان در این زمینه، همواره مدل ایدهآل برای شهرسازی به شدت مردانه بوده است. ایدهآل مردانه جدایی کامل فضاها و به عبارتی جدایی مکان ها براساس عملکرد آنها بود. طبق این مدل مناطق کاری بکلی از مناطق مسکونی جدا طراحی میشدند، مدلی که بسیار مردانه بود وهنوز هم هست؛ مردانه است به این معنا که مرد صبح خانه را ترک میکند، به محل کارش میرود و هنگامی که به خانه بازمیگردد، میخواهد فقط به فضایی برای تفریح و استراحت بیندیشد. اما آن "دیگری"، یعنی زن، که مسئولیت خانه و کودکان را برعهده دارد، هیچ امکانی برای دسترسی سریع و ساده به فعالیت های اجتماعی، محل کار ویا آموزش را ندارد. مدل زنانه طراحان زن به تلفیقی از این دو اندیشیده اند، به راههایی که باید میان خانه و کار، خانه و آموزش، و خانه و امکانات فرهنگی پیوند زنند. مدل آنان ایجاد پلی میان این دو و ایجاد فضاهایی زنده و با تحرک است، یا بنوعی بازگشت به هسته شهرسازی قدیمی اروپایی. "با تمهیدات معینی میتوان این پل های ارتباطی را میان محلات مسکونی با فضاهای کاری و آموزشی ایجاد کرد. یک مثال بزنم. در نقشه حمل و نقل عمومی همه گرهگاه های وسایل نقیله همگانی در مرکز شهرهاست. هیچ امکان ارتباطی مستقیمی میان یک منطقه با منطقه دیگر بدون عبور از این گرهگاه وجود ندارد. یا به عنوان نمونه رسیدن از یک منطقه به شهر یا روستای مجاوری با استفاده از وسایل نقلیه عمومی بدون عبور از مرکز شهر بسیار محدود است. به هنگام برنامه ریزی باید به این مسایل و بسیار عوامل دیگر دقت شود. باید به جزییات و محله ها توجه کرد. به اینکه چه کسانی در این محل ها زندگی میکنند و چه نیازهایی دارند، نه اینکه معیار را تنها اقتصادی بودن طرح قرار داد." امنیت، مسئله ای حیاتی اما در حاشیه موضوع امنیت نیز از مسایل عمده در شهرسازی است که به همه ارتباط پیدا میکند، قبل از همه اما به گروه های اجتماعی که مورد تهدید بیشتری قرار دارند: زنان و کودکان. جالب است که در این زمینه نیز ابتدا زنان بودند که دست به بررسی پروژه هایی زدند که محور آنها امنیت فضاهای عمومی برای شهروندان بود: آنکه شرودر، میگوید: نیازهای شهرسازی از زبان شهرسازان ایرانی اگرچه نیازهای گروه های اجتماعی مختلف در کشورهای مختلف شباهت های زیادی به هم دارند، اما موانع پیش روی طراحی شهری با هم متفاوتاند. برای روشن شدن مشکلات شهرسازی ایران و نیازهای زنان نظر سه نسل از شهرسازان زن ایرانی را پرسیدیم. دکتر گیتی اعتماد استاد سابق شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی یا همان دانشگاه ملی قدیم میگوید، با مشکلات حادی که ما با آنها سروکار داریم، از ترافیک گرفته تا آلودگی هوا و کمبود فضاهای عمومی شاید سخن از نگاه جنسیتی و طرح تفاوت شهرسازی مردانه و زنانه کمی "لوس" به نظر بیاید: "برای اینکه نظریهای ارائه بشود باید در وهلهی اول یک مفهوم کلی داشته باشد برای جامعه در مفهوم امروزی که یک مفهوم جهانی هست و بعد فکر کنیم روی مسایل محلی و منطقهای و در آنجا به خرده فرهنگها توجه کنیم که مسلما آنوقت نیازها ممکن است اولویتبندی بشود که در کجاها به مسایل بچهها باید بیشتر توجه شود و در کجا باید به مسایل سالمندان و در کجا به مسایل زنان و جوانان و غیره و غیره." لادن اعتضادی مشکل را فقط در زمینه زنان نمیبیند. او معقتد است شهرها و فضاهای شهری برای همه مشکل سازند: "مثلا مسئلهی پیادهها در شهر واقعا مشکلی هست که دیده نشده، یعنی ما یک مسیر راحت پیاده نداریم در شهر، حالا چه برای زنها، چه برای مردها، چه برای بچه و چه برای گروههای آسیبپذیر. فعالا ما از نظر شهرسازی واقعا مشکل داریم. مسئلهی سیمای شهریمان، مسئلهی فضاهای شهری و همه اینها با وجود اینکه خب سالهاست داریم طرح جامعه تهیه میکنیم، طرحهای مختلف شهرسازی میدهیم، ولی در اجرا بخاطر مسئلهی اقتصادی و اجتماعی و همینطور مسئلهی مالکیت و غیره و غیره ما توی اجرا مشکل داریم. یعنی آن ایدههای شهرسازی به آن صورت پیاده نمیشوند. و من مشکل را فقط در زمینهی زنان نمیبینم." فضاها در انحصار مردان ولی مروارید قاسمی فوق لیسانس شهرسازی و طراح جوان به یک مشکل اساسی توجه میدهد و آن اینکه در ایران اساسا حرفی از نیازهای زنان درکار نیست، فضاها همه مردانهاند. او میگوید: "ما با این معضل مواجه هستیم که تقریبا بیشتر فضاهای شهری ما به طور ناخودآگاه انحصاری شدهاند. یعنی میبینیم تقریبا قشر اصلی استفادهکنندگان از فضا در حقیقت اکثرا مردان جوان تا میانسال و سالمند فرض میشوند و متاسفانه قشر زیادی که میتوانند سرزندگی فضاهای شهری کمک کنند، حالا شامل زنان، بچهها و سالخوردگان و غیره جزو گروههای ویژه تلقی میشوند و متاسفانه همین تلقی ویژه از آنها باعث میشود بعنوان یک کار اصلی و محوری به حساب نیایند." "من فکر میکنم این مقوله کلیدیترین موضوع است، وگرنه موضوعهای دیگر موضوعاتی نیستند که واقعیتاش بخواهیم دیدگاه فمینیستی نسبت به آنها داشته باشیم. چون زنان حتا در جامعه ایران که متاسفانه از بیرون نسبت به آن تلقی چندان مثبتی وجود ندارد، میبینیم که جایگاه اجتماعی، آموزشی و جایگاههای دیگر خودشان را دارند احراز میکنند." |