شماره مقاله: 2058

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article2058



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

در بازار

اولین تجربه نوعروس کمپینی

حمیده نظامی

پنج شنبه2 خرداد 1387


قرار بود با یکی از دوستام که در شرف ازدواجه بریم خرید جهیزیه اش. دوستی که توی این وضعیت هرج و مرج فرهنگی داره سعی میکنه روی پای خودش بایسته. بعضی وقتها اون مشکلاتو به زمین میزنه و بعضی وقتا مشکلات اونو.
سوار مترو شدیم از اونجایی که داوطلب جدید کمپینه بهش پیشنهاد دادم اولین تجربه جمع آوری امضاش رو همونجا امتحان کنه. بیانیه رو از کیفم درآوردم و برای آموزش عملی برگه رو دادم به مسافر کنا دستیم. یه مطالعه کرد و گفت پارسال تویه مترو امضا کردم اما فایده نداره.
گفتم چرا فایده نداره به خاطر همین فعالیت هاست که موضوع دیه و ارث توی مجلس تا اینجا پیش رفته.
با سر موافقت کرد و شروع کرد به نقد فرهنگ مردسالاری که تو ادارات هم ریشه ای عمیق داره. اینکه کارمند خانم و آقا با کار برابر حقوق یکسان ندارند و... .

دوست نوعروسم برگه را به مسافرهای دیگه داد وهمه بی معطلی امضا کردن. یکی گفت خارج اینطور نیست گفتم آره اونجا وضعیت بهتره اما همونجا هم هنوز خانمها دارن برای حقوق برابر تلاش میکنن. اگه اینجا حتی ما تویه خونه هامون حقوق برابر نداریم اونجا قانون حداقل حمایت کنندست ولو اینکه فرهنگ مردسالار هنوز باقیه.
به بازار که رسیدیم سریع رفتیم دنبال مغازه هایی که قصد خرید داشتیم. وارد مغازه شدیم و جنسی رو قیمت کردیم. پس از انتخاب ما، فروشنده کارگری رو فرستاد بره اون جنس رو از انبار بیاره .
از فرصت استفاده کردیم و برگه بیانیه رو به فروشنده جوان نشون دادیم . سیگاری روشن کرد و شروع کرد به مطالعه. بعد از چند دقیقه گفت اینا همه درسته اما امضا نمی کنم

پرسیدم: چرا ؟

گفت: توی این کشور که هنوز هم دارن قوانینی ضد زن تصویب می کنن عملی نیست.

گفتم: لایحه حمایت از خانواده؟

گفت: آره.

گفتم: اما بهتر از ساکت نشستنه حداقلش اینه که ظرف این چند سال اخیر زنان ما بیدارتر شدن و مسائل حقوقی زنان مثل ارث و دیه در مجلس داره بررسی میشه.
بیانیه رو دوباره مطالعه کرد و بعد امضا کرد. از خرید برگشتیم با اولین تجربه تازه عروسمون از جمع آوری امضا.
نو عروسی که علی رغم خستگی از یک روز کاری سخت با حقوقی نابرابر و نگرانی از آینده ای نامعلوم هنوز توان برای ادامه این راه داره. گرچه میترسه اما امیدواره که بالاخره یه روزی می رسه که دیگه هیچ نوعروسی نگران ازدواج اجباری، ازدواج مجدد همسر، تمکین اجباری، عدم وجود حق طلاق و... نیست .