شماره مقاله: 1965

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article1965



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

نقد کمپین

کمپین کافی نیست ...

وبلاگ حرفی برای نگفتن / آرش اقبالی

دو شنبه16 اردیبهشت 1387


در دو سال گذشته فعالین جنبش زنان تحت نام کمپین یک میلیون امضاء، حرکتی را بنا نهاده‌اند که تغییر قوانین تبعیض‌آمیز را هدف نهایی خود قرار داده است. کمپین یک میلیون امضاء با جمع کردن اکثریت فعالین حقوق زنان از گرایش‌های مختلف و حول خواسته مشخص مطرح شده در بیانیه کمپین توانسته است جمع نسبتاً بزرگی را جهت اصلاح قوانین نابرابر با خود همراه سازد و تا کنج خانه زنان بی‌پناهی که چاره‌ای جز پذیرفتن تحقیر‌های قانونی و فرهنگی ندارد پیش رود و نور برابر خواهی و امید به فردایی روشن‌تر را در دل آنان جوانه زند.

با این وجود یکی از موارد ضعف کمپین، همین عمومی بودن و محدود بودن خواسته‌های مطرح شده در بیانیه است که در حرکتی همچون کمپین که بخش بزرگی از جامعه، اعم از مذهبی یا غیر مذهبی، سنتی یا مدرن و ... را همراه خود می‌سازد، الزامی است ولی متاسفانه همین تمرکز روی کمپین باعث شده تا فعالین جنبش زنان، از بسیاری از مسائل پیرامونشان به سادگی بگذرند و حتی بسیاری از راه‌های نیمه‌رفته در گذشته را رها کنند و خواسته‌های خود را در حد خواسته‌های کمپین، محدود سازند. البته شکی نیست که با دستیابی به اهداف مطرح شده در کمپین، بخش نسبتاً بزرگی از مشکلات ناشی از تبعیضات قانونی برطرف خواهد شد، (البته جدا از مسائل فرهنگی که برای تغییر آنها، سال‌ها تلاش و پیگیری لازم است) ولی این دلیل نمی‌شود که تمامی خواسته‌های بر حق زنان مانند آزادی پوشش، آزادی در روابط اجتماعی، حضور در ورزشگا‌ه‌ها و خیلی دیگر از مسایلی که پیش از این جزء بحث‌های داغ محافل فمینیستی بود، تحت سایه سنگین کمپین رنگ ببازند و راه رفته را به عقب بازگردند.

به نظر می‌رسد که با گذشت زمان از آغاز کمپین یک میلیون امضاء و افزایش فشار نهاد‌های قدرت بر بدنه جنبش زنان، به تدریج فضای محافظه‌کاری و باج دادن به حاکمیت برای گرفتن امتیازات حداقلی، بر فضای کمپین حاکم می‌شود و خواست برابری طلبانه کمپین در کنار به رسمیت شناختن و در مواردی حتی بزرگ‌نمایی و ستودن تمامیت خواهانی که دستی از جانب ترحم بر سر جنبش زنان می‌کشند تا برای خود مشروعیتی کسب نمایند، جای می‌گیرد. عباراتی همچون "ما با حاکمیت مشکلی نداریم" یا به کاربردن عباراتی که سعی در جلب ترحم و دلسوزی طرف مقابل دارد، روز به روز در ادبیات فعالین جنبش زنان بیشتر به چشم می‌خورد و تمایل نسبی و ظاهری با خواسته‌های حداقلی کمپین، معیاری برای تجلیل از کسانی شده که کمترین ارزشی برای حق تصمیم‌گیری مردم بر سرنوشت خویش یا ساده ترین مبانی مطرح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر، قائل نیستند.

شاید چنین روش‌هایی در کوتاه مدت و برای رسیدن به برخی از خواسته‌های مطرح شده در بیانیه کمپین موثر باشند ولی در دراز مدت از قدرت تحرک و چانه‌زنی جنبش زنان در رابطه با دستیابی به ساده‌ترین خواسته‌ها خواهد کاست و راه را برای پیشروی هر چه بیشتر اقتدارگرایان هموار خواهد ساخت. جنبشی که حتی قبل از شکل گیری کمپین یک میلیون امضاء، وزنه‌ای در پیگری مطالبات بر حق زنان به شمار می‌رفت و سدی بود در برابر اعمال غیر انسانی ساختار حاکمیت نسبت به زنان جامعه. مواردی همچون گشتن ساک خرید‌های شخصی خانم‌ها و برخورد‌های بی‌شرمانه نیروی انتظامی و اصرار بر پیگری و توسعه طرح امنیت اجتماعی (علیرغم افتضاح ماجرای سردار زارعی که از بنیان گزاران این طرح محسوب می‌گشت) و طرح جدید وارد شدن به حریم شرکت‌های خصوصی، همگی نشان از کاهش برش جنبش زنان در پیگیری حداقل خواسته‌های قبلی دارد. امید است که فعالین جنبش زنان در ایران بتوانند از کمپین به عنوان وسیله‌ای جهت پیشبرد خواسته‌های پیشین خود بهره گیرند نه آنکه از آن یوغی برگردن خود نهند و دستاورد‌های هر چند اندک گذشته را با محافظه کاری بیش از حد و تن دادن به بازی حریف بر باد دهند. حریفی که به کوچکترین مسائل انسانی و اخلاقی پایبند نیست!

حرفی برای نگفتن