یکی از انتقاداتی که کنشگران کمپین یک میلیون امضا همواره با آن مواجهه بوده اند ، این است که تلاش و پرداخت هزینه بی معنا است زمانیکه به لطایف الحیلی می توان از بند قوانین تبعیض آمیز رست.مثال رایج این ادعا ، شروط ضمن عقد است که به زعم عده ای می تواند تضمین مطمئنی برای تساوی حقوق زوجین در رابطه ی زناشویی باشد و اینگونه امکانات دلیلی برای تغییر قوانین باقی نمی گذارد.این دیدگاه باعث می شود که تلاش گسترده برای تصویب قوانین برابر بیهوده به نظر بیاید و یا در حد یک جاه طلبی روشنفکرانه ، نزول کند.
در جواب این ادعا ، باید به دو نکته مهم توجه داشت :
1) حق برابر انسانی بر اساس اصول مدنی ، باید تنها توسط قانون به افراد اعطا شود.گرفتن شرط و تضمین در هر زمینه ای از شخصی که با شما در موضعی کاملا برابر قرار دارد ، نه تنها خوشایند و پسندیده نیست بلکه صحه گذاشتن به نابرابری است. (گرچه عمیقا معتقدم در شرایط کنونی و تا قبل از تصویب حقوق برابر ، گرفتن شروط ضمن عقد شرط عقل و خردمندانه ترین روش ممکن است.)
2) کمپین یک میلیون امضا ، بازتاب دغدغه گروه معدودی از فعالین حوزه ی زنان نیست.این حرکت شاید با حمایت این گروه پا گرفته باشد اما در حقیقت بیانگر دردهای مشترک تمام زنان ایران است.بی تردید تاثیر قوانین تبعیض آمیز بر زندگی زنان از طبقات محروم اجتماعی و اقتصادی فاجعه بار تر است.اگر زن طبقه ی متوسط (دارای رفاه نسبی) ، مسلمان شیعی (پیرو مذهب مسلط ) و فارس زبان ( زبان رسمی قوم مسلط )که در عین حال امکان دستیابی به دانش و آموزش داشته است بتواند قوانین ناعادلانه را با سماجت در تعیین شروط یا گرفتن وکیل و امکانات مالی دور بزند ، زنان خارج ازین هنجار های تعریف شده (قوم ، مذهب و زبان مسلط رسمی و پایگاه طبقاتی پایین )تحت فشار قوانین تبعیض آمیز ، متحمل رنج های گزافی خواهند شد که پیامدهای ویرانگر آن مستقیما گریبان جامعه را خواهد گرفت.در نتیجه رویه ی کمپین کنشی است مصمم و آگاهانه و در حمایت تمام زنان خاصه آنهایی که تحت حمایت عناصر مسلط جامعه نیستند.
کمپین یک میلیون امضا ، حتی اگر هرگز به ثمر نرسد بانی دستاورد های ارزشمند بسیاری برای جامعه ی زنان شده که در راس آن " ایجاد روحیه ی خوداتکایی و انتشار آگاهی با روش چهره به چهره" است که شکوفه ای است بر تنه ی سترگ این درخت پیر استبداد زده!
منبع : وبلاگ نيک نوشت