شماره مقاله: 1867

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article1867



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

نام خلیج فارس چقدر می ارزد؟ بیش از خواهرم؟/ وبلاگ آفتابگردان عاشق

شنبه31 فروردین 1387


اين پیام را چند بار دیده اید؟

"برای برگرداندن نام خليج فارس به نقشه ماهواره اي و آنلاين گوگل ارت نياز به 1 ميليون امضا داريم. به عنوان يک ايراني خواهشمندم روي لينک آبي زير کليک کرده و براي حذف نام خليج عربي آنرا امضا نماييد. کار سختي نيست http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html اين پيام را براي تمامي دوستانتان ارسال نماييد"

من که لااقل در طول این دو روز اخیر از بیش از پانزده نفر از لیست مسنجرم دریافت کردم، با دلخوری و حتی اکراه امضایش کردم و همین مطلب را برای بسیاری هم فرستادم، حتی با اس ام اس هم از کسی که شاید سه سال است ندیده ام اش و در طول این مدت هم خبری از هم نگرفته ایم دریافت نمودم! آخر این چه رسمی است ملت؟ هان؟ اصلا منکر دفاع از جنبه ی ملی این پیغام نیستم! اصلا رد نمی کنم که حتی با وجود حکومتی که ملیت ما را زیر پا نهاده و بارها بر حس میهن دوستی ما خرابی کرده است باید ساکت بنشینیم و به تغییر هرچه نام فارس است به العربی نگاه کنیم و دم بر نیاوریم اما وقتی این همه بی اعتنایی مردم را به مردم می بینم از زدن این امضا بدم می آید؟ مردمی که خودش را دوست ندارد، هموطنش را دوست ندارد، مادرش را، خواهرش را، همسرش را، دگراندیش اش دوست ندارد ایران می خواهد چه کار؟ فارس به چه دردش می خورد؟ آری دلم به حال کمپین های انسان دوستانه ی ایران می سوزد. این لینک را برای این همه دوست فرستادم، و بسیار برای خودم برگشت، لینک کمپین یک میلیون امضا را برای تمام لیست خدا نفری مسنجرم فرستادم اما حتی یکی اش هم برایم بر نگشت، یعنی send to all نشد. این دل سوختن ندارد؟ یعنی واقعا تضییع حقوق نیمی از جامعه قد یک تغییر نام در google earth ارزش ندارد؟ یعنی کمپین قانون بی سنگسار قد همین کمپین برای ما نمی ارزد؟ یعنی دفاع از زندانیان بی دفاع فراوان کشور ما برایمان به حد یک اسم نمی ارزد؟ امضا برای آزادی کسی که از 18 تیر 78 در زندان است به اندازه ی یک تغییر زپرتی نمی ارزد؟ حقوق از دست رفته ی مردم کشورمان از نفت 100 دلاری چه؟ لرزیدن کارتن خواب بیکار چه؟ مرگ کودک کار چه؟ اصلا مرده شور من و هر که از سیاست می نویسد و دلش برای حقوق بشر و کودک کار و زن می سوزد ببرد، اما این همه از دست دادن حقوق کشور در همین دریاهای شمال و جنوب و مرزهای شرق و غرب چه؟ این ها قد یک نام در گوگل ارزش ندارد؟ واقعا نام فارس یا عربی چه فرقی می کند وقتی از جزایر سه گانه وقعی نمی بریم؟ وقتی سواحل دریاهایمان هنوز قلمرو پاسبانان است؟ عرض یک روز چند ده هزار امضا برای یک نام جمع می کنیم اما برای امضای یک بیانیه ی عدالتخواهانه دستمان می لرزد! آخر این کجایش انسانی است؟ کجای این کار، کجای این ایرانی بازی و وطن پرستی ارزش دارد؟ من که از نام ایرانی بر خود شرم دارم وقتی هنوز قانونم بیضه ی مرد را بر زن ارجح می داند، وقتی فقاهت ولایت مطلقه ی کشورم است، وقتی مجازات زناکار در کشورم سنگسار است، وقتی اخراج های عقیدتی این همه در کشورم جاری شده است، وقتی معلمی در کشورم انتظار اعدام را می کشد، وقتی زندانی سال ها اوین کشیده ی کشورم جرات بازگشت به کشورش را ندارد، وقتی کمپین یک میلیون امضای زنان به خاطر ترس من و تو بعد از دو سال به اندازه ی همین کمپین چند روزه امضا برایش جمع نشده است! ای کاش عرب باشم و خلیجم عربی باشد تا بخواهم این همه مغز شویی و قلم شکنی و گلو فشاری را تحمل کنم. عرب بودن هزار بار به از این ها. ای ننگ بر ما که ایرانی هستیم! ننگ بر ما که از این همه حقوق انسانی مان می گذریم و یک نام را به خواهرانمان ترجیح می دهیم!

منبع : وبلاگ آفتابگردان عاشق