روز مراسم بزرگداشتِ خانم شهلا لاهیجی بود. تا آخرین ساعتها مردد بودم که به مراسم برم، یا با یک گروه کوهنوردی برم کوه و از اونها برای کمپین «یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز» امضا بگیرم...
بالاخره تصمیم گرفتم برم کوه و چه کار خوبی کردم! با آدمهایی دوست داشتنی آشنا شدم، متوجه شدم با بعضیشون دوستان مشترکی دارم، و ۳۰ تا امضاء گرفتم.
برای شروع، ابتدا با مسئول گروه صحبت کردم. از این حرکت اجتماعی خیلی خوشش اومد و کلی استقبال کرد.
نیم ساعت بعد که برای نوشیدن چای توقف کردیم، من رو به همه معرفی کرد و نظر مثبت خودش رو شرح داد. بعد من طرح کلی کمپین رو توضیح دادم و به سوالات گروه جواب دادم. بعضیها راجع به اسلامی بودن قوانین سوال داشتند. صفحه ۲۵ دفترچه «تاثیر قوانین بر زندگی زنان» رو براشون توضیح دادم که قوانینی که ما خواهان تغییر آن هستیم محل اختلاف بین مجتهدین است.
اون شب همه، زن و مرد، بیانیه رو امضاء کردند (به جز دختر جوانی که خیلی تند و رادیکال بود). خیلیها هم داوطلب همکاری و عضویت در کمپین شدند یا از من خواستند که چند ورق خالی بهشون بدم تا از خانوادهشون امضاء بگیرند.
یکی از خانمها به من گفت روی قانون صیغه برای مردان متاهل کار کنید که خیلی ضد خانواده است و بنیان خانوادهها را ویران میکند. بهش گفتم که مسئله تعدد زوجات هم یکی از موارد مورد اعتراض ماست و اون خانم و دخترش داوطلب همکاری و جمعآوری امضاء شدند.
جالب بود که در ادامه مسیر هر کسی بر مبنای دیدگاه اجتماعی خودش درمورد مسایل زنان صحبت میکرد.
چند تا از پسرهای جوون هم به شوخی گفتند ما هم میخواهیم دو میلیون امضاء جمع کنیم برای دفاع از حقوق مردها! بهشون گفتم خیلی خوبه اگه کاری کنید که سن مسئولیت کیفری پسربچهها از ۱۵ سال به ۱۸ سال تغییر کنه :)) من هم کمکتون میکنم! بعد که جدیتر شدند معلوم شد مسئله سربازی هم یکی از مشکلات عدیدهی زندگی آقایون است.
اون روز خیلیها ازم تشکر کردند و گفتند که به این کارتون افتخار میکنیم.