|
باز هم با شما خواهم بودشنبه17 فروردین 1387 با سلام در رابطه با این برگه با افراد زیادی از قشر های مختلف جامعه در ارتباط بوده ام. از افراد دنیا دیده و تحصیل کرده گرفته تا کسانی که در روستا زندگی می کنند و حتی نام خود را نمی توانند بنویسند. در کارم موفقم چون بسیار هدفمند هستم و به کارم ایمان دارم.برای سرگرمی و پر کردن وقتم کار نمی کنم، از صمیم قلب با دیگران صحبت می کنم. با تمام انرژی ای که به واسطه هدف بزرگم دارم. صادقانه و به ساده ترین زبان حرف می زنم تا زن روستایی ساده عزیز نیز حرف مرا بفهمد.باور کنید که او کاملا می داند حق یعنی چه و چگونه می توان با پشتکار و صبر آن را به دست آورد. بله ! او کاملا می داند حق چیست، تبعیض چیست، زیرا خود آن را تجربه کرده است. فقط هیچ گاه کسی نبوده که پای سخن او بنشیند و به او گوش بسپارد. من برای جمع آوری امضا یا بهتر بگویم وظیفه اصلیم که آگاهی دادن است به روستاهای سلمانشهر واقع در استان مازندران سفر کردم و با زنان و مردانی آشنا شدم که چون کویر که تشنه آب است تشنه آگاهی بودند، تشنه دانستن و ... با خانم بسیار پیری آشنا شدم که تمام سال های جوانیش را در شالیزار ها گذرانده بود و اکنون در فقر و بیماری به سر می برد. پیرزن می گفت: " حتی همین حرف هایت مرا تسلی می دهد و آرامم می کند.از من می خواست به اتفاق او به منزل اقوام برویم تا آنها با من و هدف ما آشنا بشوند. بدین ترتیب به خانه های مختلف روستا رفتیم و با افراد مختلف صحبت کردم و نتیجه بسیار خوبی گرفتم. این سفرهای من ادامه دارد چون به کارم معتقدم و فکر می کنم قهرمان دودل وجود ندارد! باید بکوشیم، وقت بگذاریم، صبور باشیم، آرام باشیم و مطلع. باز هم با شما خواهم بود. نسرین سعیدپور |