|
علی جمالی:جوهره اصلی کمپین افزایش سطح آگاهی زنان است /ادوار نیوزيكشنبه26 اسفند 1386 ادوارنیوز: علی حمالی عضوشورای مرکزی و مسئول واحد سیاسی سازمان دانش اموختگان ایران در خصوص جنبش زنان با ادوارنیوز گفتگو کرده است: جنبش زنان ایران امروز در چه جایگاهی قرار دارد و عوامل موثر که در یکی دو سال اخیر باعث گسترش خواسته های حقوق زنان شده است را در چه می بینید؟ جنبش زنان ایران به عنوان یکی از زیرجنبشهای جریان تحول خواه ایرانی در چند سال اخیر به توفیقات مهمی دست یافته است. برجسته ترین این دستاوردها را می توان آگاهی بخشی به زنان نسب به حقوقشان دانست ، کاری که در بسیاری از بخشهای دیگر هنوز انجام نشده است. به عبارت دیگر امروز زنان ایرانی به خوبی می دانند که چه می خواهند. مطالباتشان دسته بندی شده و محدود است. زنان جامعه ایرانی با رشد آگاهی های اجتماعی که محصول مسائلی همچون افزایش سطح تحصیلات ، گسترش وسائل ارتباط جمعی ، افزایش سطح اشتغال زنان و ... است به حقوق خود آگاه شده اند و این مسیری نیست که قابل بازگشت باشد. بخش مردسالار و سنتی جامعه امروز دیگر نمی تواند زن را در خانه محبوس کند و این اتفاق مهمی است. جنبش زنان به عنوان بخشی فعال از جنبش جامعه مدنی ایران در طول ماه های اخیر با برخوردهای خشونت بار، محاکمه و زندان و جریمه روبرو شده است. کار به جایی رسیده که حتا برای امضاء جمع کردن برای بیانیه کمپین یک میلیون امضاء که در واقع نظرسنجی از مردم و جلب نظر شهروندان به تغییر قوانینی که عمدتا در حوزه قوانین خانواده است و آموزش قوانین موجود به آنان، اتهامات سنگینی همچون اقدام علیه امنیت ملی، یا تبلیغ علیه نظام مطرح شده است. در چنین شرایطی، چه راه کارهایی برای تداوم فعالیت کنشگران جنبش زنان، به ویژه جنبش یک میلیون امضاء متصور است؟ هانا آرنت معتقد است خشونت با وجود تاثیر سریع و حتی آنی در تامین برخی نظرها برای رسیدن به هدفهای درازمدت موثر نیست. به طوریکه اعمال خشونت از طرف دستگاه حکومتی نه تنها کمک به تحکیم مبانی اقتدار دولت نمی کند بلکه موجب بی حرمتی به قوانین و سست شدن پایه های دولت می شود. در واقع جنبش زنان ایران امروز در مسیری گام بر می دارد که دیگر نمی توان با اعمال خشونت آن را متوقف کرد. امروز حاکمیت در هر کجا که می خواهد با این جنبش مقابله کند دچار مشکل می شود. طرح موسوم به ارتقاء امنیت اجتماعی نمونه بارز این موضوع است. بنده معتقدم به همان میزان که حاکمیت در برخورد با زنان خشونت به خرج میدهد آنان در گریز از محدودیت ها خلاقیت بیشتری از خود نشان می دهند. فعالین کمپین یک میلیون امضاء به جهت جنس فعالیتشان که مبتنی بر آگاهی بخشی است در مسیری گام بر می دارند که امکان متوقف کردنشان بسیار دشوار است. شاید بتوان بخشی از آنان را به زندان انداخت یا جریمه کرد ولی نمی توان زبان و فکرشان را از آنان کرد. به عنوان مثال ما شاهد بودیم که زمانی که مریم حسین خواه و جلوه جواهری دو تن از فعالان کمپین بازداشت شده بودند ؛ در زندان نه تنها اسیر و سرخورده نشدند بلکه در همان بند نیز با زنانی که به دلایل مجرمانه و بزهکارانه در زندان بودند ارتباط برقرار کرده و تلاش کردند همان جا نیز رسالت خود را انجام دهند. در واقع تکیه بر خاصیت آگاهی بخشی و روشنگری راه رهایی از فشارهاست. با توجه به اینکه فعالان جنبش زنان عموما فعالیت خود را بر جمع آوری امضا و سپس ارایه آن به پارلمان جهت تغییر قوانین متمرکز می کنند به نظر شما ساختار حقوقی-سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی تا چه اندازه قابلیت انعطاف در قبال این خواسته ها را دارد؟ این درست است که هدف نهایی فعالان کمپین جمع آوری امضاء و ارائه آن به پارلمان است ولی همانگونه که گفتم جوهره اصلی کمپین افزایش سطح آگاهی زنان است. مطمئن باشید اگر زنان به حقوق خود آگاهی یابند قوانین را می توانند به خواست خود تغعیر دهند. به عنوان نمونه حق طلاق یکی خواست های مورد اشاره در کمپین است که قانون آن را به مرد داده است ولی امروز می بینیم زنانی که به این سطح از آگاهی رسیده اند که این حق برای آنان مهم است از طریق حربه ای مانند مهریه همسرانشان را مجبور می کنند که به این خواست آنها تن در دهند و یا نمونه ای دیگر بحث چند همسری است. این درست است که در قوانین این کشور همچنان این حق ظالمانه دراختیار مردان است ولی شما کمتر زنی را می بینید که حاظر باشد به این وضعیت تن دردهد. در واقع من معتقدم اصلاح قوانین هرچند بسیار مهم است ولی مهم تر از آن اشراف به زنان به حقوق خود و تحمیل این خواست به جامعه است تا به حاکمیت. شما به عنوان یک مرد نگاهتان به جنبش زنان و حقوق مطرح در کمپین برابری چیست و چگونه می توانید به پیشرفت آن کمک کنید؟ من به شخصه معتقدم که درحقوق زن و مرد باید برابری و تساوی کامل وجود داشته باشد چون آن چیزی که در تعلق یک حق مطرح است انسان بودن آنهاست و نه جنسیتشان . من تلاش زنان ایرانی برای دستیابی به حقوق مسلمشان را ستایش می کنم و بر این باورم که مردان ایرانی نیز عمیقا" در برابر این جنبش مسئولند و نمی توانند بی تفاوت باشند. چون حاکم شدن این قانون بخشی به دلیل وجود نگاه مردسالار در جامعه است و ما به عنوان مردان این جامعه وظیفه داریم برای تغییر این نگرش تلاش کنیم. بنده شخصا" هر زمان که اخبار مربوط به اعمال خشونت از سوی مردان علیه همسران یا دخترانشان را می شنوم متاثرمی شوم و نسبت به آنان احساس وظیفه می کنم. من معتقدم که یکی از ایرادات فعالان زنان عدم ارتباط گیری نظامند با مردانیست که به این حقوق احترام می گذارند و علاقه مندند که برای آن تلاش کنند. ما باید در این جنبش سهیم باشیم تا دین خود را به مادران و همسرانمان ادا کنیم. |