|
نرگس محمدی:جنبش زنان جنبشی فرا ملی است /ادوار نیوزسه شنبه21 اسفند 1386 ادوارنیوز: خانم نرگس محمدی سخنگو و رییس کمیسیون زنان کانون مدافعان حقوق بشر است، کانون مدافعان در سالهای اخیر نقش بارزی در دفاع از خقوق زنان داشته است به همین سبب از خانم محمدی خواستیم در مصاحبه ای کتبی با ما شرکت کنند. نرگس محمدی همچنین دبیر سابق کمیته حقوق بشر سازمان دانش اموختگان بوده است جنبش زنان به عنوان بخشی فعال از جنبش جامعه مدنی ایران در طول ماه های اخیر با برخوردهای خشونت بار، محاکمه و زندان و جریمه روبرو شده است. کار به جایی رسیده که حتا برای امضاء جمع کردن برای بیانیه کمپین یک میلیون امضاء که در واقع نظرسنجی از مردم و جلب نظر شهروندان به تغییر قوانینی که عمدتا در حوزه قوانین خانواده است و آموزش قوانین موجود به آنان، اتهامات سنگینی همچون اقدام علیه امنیت ملی، یا تبلیغ علیه نظام مطرح شده است. در چنین شرایطی، چه راه کارهایی برای تداوم فعالیت کنشگران جنبش زنان، به ویژه جنبش یک میلیون امضاء متصور است؟ به نظر من فعالیت زنان توقف ناپذیر است و اقدامات حکومت در مقابله با این حرکت ناکام خواهد بود. در واقع با این پیش فرض باید سئوال شما را با این سئوال پاسخ داد که حکومت ایران علی رغم برخوردهای خشونت بار با زنان و محاکمه ودادگاه و صدور احکام سنگین برای زنان، شاهد حرکت زنان است. در چنین شرایطی کهحتی با تشدید خشونت علیه زنان قادر به توقف حرکت زنان نمی باشد، چه خواهد کرد؟ زیرا اوالا حرکت زنان در ایران حرکتی مدنی و مسالمت آمیز است و زنان به دنبال تحقق مطالبات معقول و مطابق با موازین قانونی و حقوق بشری خود هستند. این حرکت، مستقل و غیر وابسته است و با پشتوانه ی تاریخی است. آیا شهادت «فاطمه» زیر شکنجه ساواک باعث توقف فعالیت زنان در رژیم پهلوی شد که اکنون حکومت به این دادگاه ها و احکام دلخوش کرده است؟ از سوئی دیگر در ایران حرکت های تحول خواه برای دستیابی به اهداف خود هزینه های سنگین و بسیاری را پرداخت نموده اند که به نظر می رسد حرکت زنان نیز از این قائده مستثنی نیست. با توجه به اشاره شما به فعالیت برای جمع آوری امضا برای تغییر قوانین باید گفت که هرچهند جمع آوری امضا برای تغییر قوانین اکنون با تشدید برخورد حکومت، کندتر از پیش شده است اما مهم آن است که متوفق نشده و ادامه دارد. اگر در شرایطی که حکومت مخالفتی برای جمع آوری یک میلیون امضا نداشت، شاید این حرکت م<لفه مؤثری برای تحلیل حرکت و مطالبات زنان به شمار نمی رفت اما در شرایطی که جمع آوری یک امضاء، هزینه زنان، دادگاه، احضار و .. را برای فعالان این حرکت دارد، حتی جمع آوری ده هزار امضا هم معنا و مفهوم خاص خود را داد و امیدآفرین است. عوامل موثر که در یکی دو سال اخیر باعث گسترش خواسته های حقوق زنان شده است را در چه می بینید؟ الف- رشد و گسترش ارتباطات و آگاهی از تحولات و وضعیت جهانی از طریق اینترنت و ماهواره، از جمله عوامل مؤثر بر روی افزایش و گسترش مطالبات اجتماعی است که قاعدتاً بر مطالبات زنان نیز تأثیر گذاشته است. ب- فضای متأثر از دوم خرداد 1376. صرفنظر از انتقادات وارد بر عملکرد برخی مسئولان اطلاح طلب در محقق نشدن بسیاری از مطالبات اجتماعی-سیاسی در دوران اصلاحات وحتی عقب بودن اصلاحات در درون حکومت از سطح جامعه ی ایران اما، بی تردید می توان گفت که به دلیل ایجاد فضای نسبی برخوردار از آزادی، تحول و رشد قابل توجهی در سطح مطالبات اجتماعی رخ داد. تحرکات مجلس و دولت در این دوران نیز بی تأثیر نبود. هرچند متأسفانه در دوران اصلاحات نیز شاهد حضور زنان به شکل واقعی در ساختار قدرت نبودیم مثلا حتی یک زن وزیر در کابینه نداشتیم، اما مثلاً مشخصاً در مورد زنان برخی از قوانین در مجلس شورای اسلامی مطرح و تصویب شد و در تریبون های عمومی مطرح گشت (از جمله الحاق به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان) که خود به خود آموزشی غیر مستقیم برای جامعه و زنان ایران بود. این موارد هرچند به دلیل مخالفت شورای نگهبان هرگز به قانون و امر قابل اجرا تبدیل نشدند، اما حتی طرح آنها نیز مفید و مؤثر بود. ج- تحرکات ضد زن در دولت اخیر پس از روی کار آمدن دولت جدید، خشونت علیه زنان به شکل عریان تر و شدیدتر خود را به نمایش گذاشته است. بازداشت، محاکمه، جریمه و .. همچنین برخورد با زنان (به طور کلی) در پوشش طرح های مختلف از جمله «طرح امنیت اجتماعی»، تحرک برای وضع قوانین ضد زن از جمله لایحه خانواده، زن ستیزی آشکار در رسانه ها و در مجموع سیاست های جاری، موجب گسترش اعتراضات زنان و پیوستن به حرکت های برابری طلبانه شده است. د- بازتاب و تأثیر مستقیم فعالیت های زنان. علاوه بر تأثیر عوامل محیطی (اجتماعی-سیاسی-فرهنگی-...) زنان خود نیز بر افزایش مطالباتشان مؤثر بوده اند. به این شکل که در یک رابطه دو سویه تأثیر زنان بر محیط جهت فعال کردن جامعه برای طرح مسائل زنان و تأثیر محیط بر افزایش مطالبات و فعالیت های زنان، امری بدیهی است. حضور هرچه بیشتر زنان در فعالیت های اجتماعی-سیاسی-فرهنگی خود عامل گرایش سایر زنان غیر فعال یا نیمه فعال به پیوستن به حرکت های برابری طلبانه خواهد شد که گسترش مطالبات آنها را به دنبال خواهد داشت. د- رشد تحصیل، آگاهی و مهارت و تخصص زنان: طبق آمار رسمی بیش از 60% دانشجویان، دختر هستند، که خود به خود افزایش سطح تحصیلات، افزایش تخصص و مهارت را به دنبال داشته و موجب ایجاد اعتماد به نفس بیشتر و رشد انتظارات و مطالبات خواد شد. با تفکیک دو موضوع بررسی اشکالات آسان تر خواهد شد. موضوع اول مربوط به خواسته ها و مطالبات زنان ایران است. یعنی استراتژی برابرخواهی و رفع تبعیض به نظر من مطالبات زنان ایرانی یعنی برابری خواهی و رفع تبعیض با رویکرد تغییر قوانین در ایران کاملاً قانونی، عرفی، حقوق بشری و اسلامی است. برای هر کدام از ادعاهای مطرح شده نیز دلایلی دارم. مثلاً در مورد اسلامی بودن این خواسته ها، فهم من از متن مقدس و روش پیامبر اسلام در مورد مقوله زنان این است که تغییر قوانین تبعیض آمیز نه تنها حرکتی در راستای همسوئی با اسلام است بلکه معتقدم که پافشاری برای تثبیت قوانین تبعیض آمیز (حتی در صورتی که عین آیه قرآن باشد) حرکتی خلاف حرکت این اسلام است. مثلاً در مرود 2 برابر بودن ارث مردان نسبت به زنان باید گفت که هرچند در مرود این بحث، آیه قرآن وجود دارد اما نگاه غیر تحلیلی به این آیه، فهم ناقص نسبت به دین اسلام است. دو برابر بودن ارث مرد نسبت به زن در 14 قرن پیش حرکت اسلامی بود و حرکتی رو به رشد برای تحقق حقوق انسانی زن در دوران عرب جاهلیت به شمار می آمد. اکنون نیز تغییر آن به صورت ارث برابر نه تنها حرکتی ضد اسلامی نیست بلکه منطبق با آهنگ حرکت این دین است. به همین دلیل است که بسیاری از علما و روشنفکران دینی از حرکت کمپین حمایت می کند. در صورت وجود آموزش های لازم، حرکت با انعطال و بازدهی بیشتر و هزینه کمتر همراه خواهد شد. به نظر من سایه گستر این ضعف بیش از ضعف های دیگر است. به نظر شما چرا فعالیت برای اصلاح قوانین خانواده (مطالبات حداقلی) که این گونه در افکار عمومی مشروعیت و منزلت دارد، حاکمیت این چنین واکنش های تند و نامتناسبی نشان می دهد؟ آیا مشکل در ساختار نظام سیاسی اس یا رفتار مدنی فعالان جنبش زنان یا عوامل دیگری است؟ متأسفانه باید گفت که مشکل اصلی در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران است. آیا خواسته کارگران و معلمان برای افزایش میزان حقوق دریافتی شان اقدام علیه نظام و یا تبلیغ علیه نظام بود؟ به نظر می رسد که پائین بودن آستانه تحمل حکومت حتی در برخورد با اعتراضات آرام مدنی و مسالمت آمیز اقشار مردم، نقطه ی ضعف جدی حکومت و دلیل اصلی چنین رفتارهای نامناسبی است که دلایل خاص خود را دارد. با توجه به اینکه فعالان جنبش زنان عموما فعالیت خود را بر جمع آوری امضا و سپس ارایه آن به پارلمان جهت تغییر قوانین متمرکز می کنند به نظر شما ساختار حقوقی-سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی تا چه اندازه قابلیت انعطاف در قبال این خواسته ها را دارد؛ از سوی دیگر با توجه به درهم تنیدگی بسیاری از قوانین موضوعه با فقه اسلام ، تا چه اندازه می توان به انعطاف فقهی در باب حقوق زنان امیدوار بود جمع آوری امضا همه فعالیت زنان فعال جامعه ایران نیست و در حال حاضر فعالیت های متنوعی در عرصه های مختلف صورت می گیرد. اما در رابطه با ساختار حقوقی-سیاسی جمهوری اسلامی ایران باید گفت که تصلب این ساختار در مسئله انتخابات اخیر بیش از پیش عیان شد و باید گفت که با اتفاقات اخیر در انتخابات مجلس چشم امیدی به انعطاف چنین ساختاری نمی توان داشت. اما این مسئله نباید موجب توقف چنین حرکت هایی گردد. چون حرکت جمع آوری امضا با رسید به سد ساختار حاکم متوقف نخواهد شد و به دنبال راهکارهای مؤثر خود خواهد رفت. اما در مورد قسمت دوم سؤال شما باید گفت که در مرود مسائل دینی متن مقدس مبنا و مرجع است و تفسیرها و برداشت های متفاوتی از آن صورت می پذیرد. در شرایط کنونی وقتی شما از فقه اسلامی و انعطاف آن می پرسید باید پرسید کدام برداشت از دین و کدام فقه؟ آقای مصباح یزدی قرآن را به گونه ای تفسیر می کند که یوسفی اشکوری درکی متفاوت از همان آیات دارد و عبداله نعیم در کتاب روشنفکری دینی و حقوق بشر معتقد به همسوئی اسالم و حقوق بشر است در حالی که برخی آن دو را 180 درجه در ضدیت با یکدیگر می دانند. یا مثلاً آیا حجاب، ارث و ... در همه کشورهای مسلمان به شکلی که در جامعه ی ما اجباری است وجود دارد؟ به نظر من مشکل جای دیگری است که نباید راه را به گمراهی پیمود. وقتی دیدگاهی اصول مصرح قانون اساسی را با منافع فردی و گروهی خود تفسیر و اجرا می کند که مربوط به 27 سال پیش است وهنوز تدوین کنندگان آن قوانین زنده هستند، آیا این گروه نمی تواند برداشت خود از آیات قرآن را که متعلق به 14 قرن پیش است در انحصار فهم خود که پیوند خورده با منافعشان است،قرار دهد. مشکل اساسی اینجاست. استناد و استفاده از میثاقهای بین المللی که ایران در آن عضویت دارد در زمینه حقوق زنان به چه شکلی باید باشد در همین ارتباط نحوه تعامل جنبش زنان با نهادهای بین الملیلی و حقوق بشری را چگونه می بینید ایران کشوری است که متعهد و ملتزم به اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین ان است و در سال 1354 این تعهد را سپرده است. کشورهای متعهد، ملتزم به اجرای تک تک این موارد هستند واگر قوانین داخلی هرکشور متعهدی مغایر با این مواد باشند، می بایست قوانین داخلی مطابق با معیارهای جهانی حقوق بشر تغییر یابند. هرچند ایران هنوز به برخی کنوانسیونها از جمله رفع تبعیض علیه زنان ملحق نشده است،اما تعهداتی دارد که به قوت خود باقی است .به اعتقاد من استناد به اهرمهای قانونی،عرفی و بین المللی برای حرکت زنان یکی از زاههای اصولی است که می توان از ان بهره جست. جنبش زنان جنبشی جهانی است. جنبش زنان جنبشی فراملی است و در حال حاضر مطالبات زنان در سراسر جهان بهم گره خورده است.ویژگی زن این گستردگی را بوجود آورده یعنی حرکت های زنان در سراسر جهان مخرج مشترک قدرتمندی تحت عنوان "زن" دارد که از تمامی جنبشهای جهانی وسیع تر و شاید به نوعی قدرتمند تر است. بالا^^ |