شماره مقاله: 1694

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article1694



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

دختران اميد تنگ در دشت بيکران / نیکزاد زنگنه

چهار شنبه1 اسفند 1386


این روزها ، هر روز که می گذرد منتظر یک خبر ناخوشایندم و هراسی غریب همخانه ام شده.دست زیر چانه و با دهانی خشک ، منتظرم صفحه ی سفید وب بالا بیاید و ببینم چند خبر دستگیری ، بازداشت و وثیقه ی دیگر صادر شده یا چند نفر پای چوبه ی دار ،چشم به طلوعی دارند که غروب آن هاست.گرچه در هر صورت این قبیل اخبار ، تلخ و اندوه زاست اما زمانی که سوژه ی خبر به نوعی عزیز تو باشد ، دنیا به چشمت تار تر می شود.

کمتر از یک هفته از آخرین دیدارمان می گذرد.نسیم خندان و پرانرژی بود و رها سرگرم عکاسی .صدایش در سرم پیچید وقتی که با مطایبه گفت: " این عکسارو می ندازم که اگه گرفتنتون ، یه عکسی داشته باشیم بزنیم رو وب." و آن لحظه در هجوم حسی تلخ و تشویش زا ، با خود فکر کردم که نفر بعدی که خواهد بود ؟...

نفر بعدی تو بودی راحله جان.تو و نسیم نازنین ، که با سلاح هنر - این شریف ترین دستاورد قریحه ی بشر - به میدان ستیز با نابرابری آمده اید.شما که بی چمداشت و از روی شعور و خلوص ، در راستای هدف متعالی "مبارزه با تبعیض جنسیتی" تلاش کردید و اینبار عفریت اسارت به جرم دگراندیشی ، روح هنرمند شمارا هدف گرفته است و ما هربار می نشینیم تا بار دگر، قرعه به نام چه کسی بیفتد.

امروز خواهران ما ، نه تنها در زندان های تهران که در شهرستان ها در بندند چون فرضیه های جدید می گوید:"زن زمانی که به خودشناسی رسیده باشد و به درک عمق تبعیضی که در حق او روا شده و کماکان می شود ، دست یابد بلاشک تهدیدی علیه امنیت اجتماعی و روانی جامعه خواهد بود."

گویا در دایره لغات این فرضیه پردازان گرامی ، "زن ، جامعه و امنیت " مفاهیمی گنگ و تعریف نشده اند.زیرا امروز همه ی اهل خرد واقفند که جامعه ی دارای زنان پویا ، آزاد ودارای حقوق کاملا برابر،مردان خوشبخت تر ، کودکان شادتر و آینده ای روشن تر خواهد داشت.امید است این جزم اندیشی ها و این مواضع خصمانه ، به زودی جای خود را به آگاهی و حمایت بدهد تا همه با همدلی و هم صدایی ، در جامعه ای امن با مردمی برابر ، زندگی را به نظاره بنشینیم.