|
هم نامم دربند است / نسیم سرابندیيكشنبه28 بهمن 1386 نسیم خسروی را چندان نمی شناسم به جزء چند باری که برای لحظاتی کوتاه این ور و آن ور برخورد داشته ایم. با رها بیش از او همراه بوده ام و همیشه زحمت های ما گردن رها می افتد. اما یک تشابه اسمی سبب شده این آشنایی اندک چنان عمقی پیدا کند که زمانی که شنیدم او را همراه رها بازداشت کرده اند به اندازه خبر دستگیری رها ناراحت و غمگین شوم. می خواهم گوشه ای از اتفاقات این تشابه اسمی را برایتان تعریف کنم تا ببینید این تشابه کوچک به کجا رسیده است. 1)موبایلم زنگ می خورد... گوشی را برمی دارم... تارا است.
2)صدای آلارم اس ام اسه... اس ام اس را باز می کنم:
3)به رها پی ام می دهم... چند لحظه طول می کشد.
4)دارم تو خیابان قدم می زنم یکی از هم دانشکده ای ها را می بینم:
***** شاید همه این اتفاقات خنده دار و جالب باشد اما دربند بودن نسیم و رها برای همه ی اعضای کمپین دردناک است. تا کی می خواهند به بازداشت اعضای کمپین ادامه دهند؟ مگر خواسته های کمپین چیست که این همه حساسیت بر طرح و پیگیری آنان وجود دارد؟ وقتی خبرهای کنار کارناوال های انتخاباتی را می خوانم به راستی خنده ام می گیرد. پس از گذشت 4 سال از عمر مجلس هفتم و تلاش های مستمر فعالان حقوق زنان برای طرح مطالباتشان، تازه نمایندگان مجلس به فکر تغییر قوانین افتاده اند. امری که بیش از آن که نشان از دغدغه این نمایندگان داشته باشد بیشتر به یک تبلیغ انتخاباتی شباهت دارد. البته فعالان حقوق زنان در هر شرایطی از تغییر مثبت قوانین تبعیض آمیز استقبال می کنند، اما بازداشت مکرر آنان با همان اتهامات همیشگی اصلا قابل دفاع نیست. چرا آنان باید به خاطر طرح تغییر قوانینی به زندان بروند که در مجلس، تغییر برخی از آنان در حال پیگیری است؟ |