شماره مقاله: 1596

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article1596



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

برای هانا و روناک

ما به آنها افتخار می کنیم

فرخنده احتسابیان

يكشنبه13 مرداد 1387


می خواهم از هانا و روناک حرف بزنم که حالا مدت هاست که از زندانی بودنشان می گذرد. بارها با خود فکر کرده ام که واقعا گناه این دو دختر جوان چیست ؟ و آیا برابری خواهی جرم است؟

روناک فقط 21 سال دارد و در پرونده خود این همه فعالیت اجتماعی؛ همان طور که هانا با 24 سال سن فعالیت هایش زبانزد همه کسانی است که او را می شناسند. روناک و هانا از 17 سالگی شروع به فعالیتهای مفید اجتماعی در مورد زنان کرده اند زمانی که اوج شور جوانی می توانست آنها را به راههای دیگری سوق دهد ولی آنها این شور را صرف کمک به همنوعان خود کرده و زنان محروم روستایی و کودکان بی سرپرست دغدغه فکری آنها بوده است، در حالی که آنها خود هنوز نوجوان بودند.

آری، خوب می دانم که روناک و هانا به همراه دوستان دیگرشان در آگاه ساختن زنان روستایی به حق و حقوقشان و در باسواد کردن زنان و دختران بی سواد روستاها چه نقش بزرگی را بر عهده داشته و دارند. خوانده ام که در انجمن آذر مهر برای زنانی که ترک اعتیاد می کرده اند با هزینه شخصی جشن می گرفتند و همیشه مشوق آنها بودند. واقعا آیا پاداش این همه مسئولیت پذیری در برابر جامعه زندان است؟ آیا این مهرورزی ای است که از آن صحبت می شود؟

خواهر روناک می گوید که او چگونه با وجود سن کم یار و یاور زنان بی سرپرست و مونس زنان ستمدیده و کودکان بی سرپرست و خانواده های فقیر بوده است.
و برادر هانا می گوید که هانا با عشق و علاقه، نسبت به زنان و دختران ستمدیده احساس مسئولیت می کرد. هانا از خودسوزی زنان و از رنجی که همنوعانش بدلیل خشونت مردان می برند رنج می برد همانطور که بی عدالتی ها و نابرابری ها دل روناک را به درد می آورد.

واقعا آیا اینهمه مناعت طبع و اینهمه احساس مسئولیت در قبال همنوعان تحسین بر انگیز نیست؟

دوباره می خوانم که هانا و روناک بدون داشتن هیچگونه چشمداشتی زنان و دختران روستا را درس می دهند و یا دختران شهرشان را برای ورود به دانشگاه آماده می کنند. روناک به فکر کودکان کار است و با دیدن آنها به این فکر می کند که چگونه می شود به آنها کمک کرد؟ آیا چشمان دیگری جز روناک ها ، هانا ها و دیگران فعالین این حوزه این کودکان را نمی بینند و یا نمی خواهند که ببینند؟!!

هر چه پرونده زندگی این نوجوانان را که مرور می کنم چیزی جز خدمت و پاکی و زحمت چیز دیگری نمی بینم. پس آقایان در این پرونده روشن دنبال چه نقطه تاریکی می گردند؟
می دانم که هرگزچیزی نخواهند یافت وفقط با ادامه این اعمال خود یک صفحه سیاه به پرونده خود اضافه خواهند کرد.

می خوانم که به مادرانشان گفته اند: این ها چه دختر هایی هستند که تحویل جامعه داده اید؟ اینها باید بدانند که جوانانی همچون روناک و هانا و ..... که خوشبختانه تعدادشان هم کم نیست باعث افتخار تمام مادران این مرز و بوم هستند و مادران آنها باید به خود ببالند که اینچنین شیر زنانی در دامان خود پرورش داده اند.

روناک در زبان کردی به معنی نور و روشنایی است. روناک جان به امید روز که دوباره نور و روشنایی وجود تو و دوستت هانا محفل خانواده و دوستانتان را روشن کند.