شماره مقاله: 1530

مسیر:
صفحه اول > همراهان > نامه های شما

لینک مستقیم:
/spip.php?article1530



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

از دل تنگم میگویم /شیرین مومنی

دو شنبه3 دی 1386


نوشتن کار آسانیست اما دراین دیار ازچه نوشتن موضوع را سخت می کند.هرکس می تواند بنویسد. اما از هرچیزی نمی توان نوشت و این درقاموس نوشتن نیست. هرکس باید بتواند آنچه می خواهد و می داند بنویسد. نوشتن هنر است و نقد و انتقاد در کالبد هنر و این نقش هنر را نشان می دهد. یک نقاش آنچه را که می بیند می کشد و نقاش دیگر آنچه را که می خواهد ببیند را به تصویر می آورد. پیکرساز آنجه را که هست را می تراشد و پیکر ساز دیگرآنچه را که می خواهد باشد . یک داستان نویس یا واقعیت را به قلم داستان می اورد یا داستانی را می نویسد که می تواند باشد.

دربین ما کسانی هستند که آنچه را که اتفاق افتاده را نوشته اند. از ظلم و ستم و بی عدالتی ها ، با تصویر واقعیت آنچه اتفاق افتاده و می افتد نوشته اند اما یا درسلولشان تنها مانده اند یا منتظر اعلام روز محاکمه اشان هستند.

دربین ما کسانی هستند که از آنچه که باید باشد نوشته اند از عدالت و قانون برابری گفته اند اما آنها هم درزندانند.
چگونه می توان یک فعال برابری حقوق انسانها را با افراد خرابکار بمب گذار ویرانگر نسبت برابر داد یا او را محارب با خدا دانست درحالی که از اجرای عدالت برای خلق خدا قلم زده .
پس دیگر در این یک بام و چند هوائی نوشتن آسان نیست.

جلوه جان خیلی دلم برات تنگ شده . نمی دانم آیا اگراز دلتنگیم برایت بنویسم مرا هم نزد تو می آورند!! این روزها هرکس می نویسد مرتکب جرم شده. اما دلم برای قلمت خیلی تنگ شده . نوشته های پربار قبلی ات را می خوانم و در آنها دنبال جرمت می گردم !!. چیزی جز بیان حق نمی بینم.

وقتی بعضی وقتها ناخودآگاه نگرانت می شدم ویا خوابت را می دیدم با یک ایمیل احوالپرست بودم و جواب گرمت دلشادم می کرد. دلم برای جوابهایت تنگ شده.