شماره مقاله: 1452

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article1452



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

دموکراسي و کمپينيسم / روزبه امیرابراهیمی / روز آنلاین

چهار شنبه14 آذر 1386


طبق گفته هاي هاديان و مجريان "کمپين يک ميليون امضا" براي تغيير در قوانين تبعيض آميز در مورد زنان، ‏تلاش آنها جدا از اصل موضوع جمع آوري امضا، اتخاذ تدابيري براي آموزش دادن و آگاه کردن زنان ما به حقوق ‏شان و روشن ساختن تفسيرها و تبعيض هاي موجود براي بخش وسيعي از جامعه است که کم آگاه يا نا آگاهند.‏

حرکت فعالان حقوق زن در قالب تشکيل و پيگيري چنين کمپين هايي زماني اهميت بيشتري مي يابد که اين پروژه ‏را در قالب پروسه دموکراسي در ايران تجزيه و تحليل نماييم.‏

‏"آگاهي" همانگونه که براي حکومت هاي مستبد زهر خطرناکي است، براي حکومت هاي دموکراتيک خوني ‏براي تداوم حيات است. از اين رو هر ابزاري براي تزريق اين خون به کالبد جامعه، براي در آغوش گرفتن ‏دموکراسي و حاکميت مردم از ملزومات است.‏

دوران اصلاحات که در زيرمجموعه روند دموکراتيزاسيون قدرت در ايران بايد تحليلش کرد، تاثيرات مختلفي بر ‏بخش هايي از جامعه، بخصوص نخبگان گذاشت. اين تاثير پذيري گفتمان غالب از مفاهيم نو و مدرن غيرقابل ‏انکار بوده و هست.‏

اما سيکل اين روند در بخش هايي ناقص عمل کرد که شايد سرگرم شدن در قدرت و با قدرت موجب غافل شدن از ‏بخش هاي مهمي شد که بعدها سرنوشت اصلاحات را چنين رغم زد که همه مي بينيم.‏

در کشاکش رقابت هاي انتخاباتي نهمين دوره رياست جمهوري در ايران، وقتي که پاي مصاحبه با گزارشگر ‏نشريه امريکايي نيويورکر نشسته بودم و از ناکامي هاي اصلاح طلبان مي گفتم، وي پرسيد:" پس اصلاح طلبان ‏چه بايد مي کردند که نکردند و حالا چه بايد بکنند؟" ( منتشر شده در نوامبر 2005 هفته نامه نيويورکر)‏

همانروز گفتم:" اصلاح طلبان بايد به درون جامعه مي رفتند و حتي اگر شده چهره به چهره با افراد سخن مي گفتند ‏و آنها را به حقوق شان آشنا مي کردند. حالا هم که از قدرت رانده شده اند بايد به درون جامعه بازگردند و همين ‏مسير را طي کنند".( همان منبع)‏

آن ايده مبتني بر اين باور بوده و هست که جامعه اي آگاه بر حقوق خود و جامعه اي ملتزم به فرهنگ دموکراتيک ‏است که مي تواند "حق" خود را مطالبه کند و دموکراسي را برقرار سازد.‏

در جوامع پيشرفته، آگاه سازي از طرق مختلف از جمله ابزار رسانه انجام مي پذيرد و مديران رسانه ها قادر به ‏جهت دهي افکار جامعه هستند. اما در چنين جوامعي تکثر و قواعد جا افتاده در روابط اجتماعي و سياسي ‏شهرونداني را پرورش داده که تا درصد بالايي قادر به اعمال " شهروندي" خود هستند.‏

ساختار جامعه ايراني، ساختار بسيار پيچيده اي است که نمي توان براي آن نسخه کلي و حتمي پيچيد اما اين جامعه ‏ظرفيت هاي مناسبي به نسبت جوامع ديگر اين منطقه دارد.‏
دموکراسي خواهان ايران در طول تاريخ همواره به دليل کمتر توجه کردن به "توده" که در صورت عدم آگاهي، ‏به مانند مومي در دست قدرتمندان و قدرت پرستان خواهند بود، حرکتشان موسمي و مقطعي بوده است.‏

سرگرم شدن به سرگرمي هاي شيريني چون قدرت همواره، حاملان دموکراسي را از ريشه ها و خاک اين گوهر ‏امروزي غافل کرده است.‏
هرچند بدست گرفتن قدرت براي تغيير و بهبود وضعيت، لازم است اما در صورت ريشه نداشتن در خاک با ‏بادهاي گاه و بي گاه استبداد و استحمار ناکام و ابتر خواهد بود.‏

مدل "کمپين يک ميليون امضا" که ماهيت اصلي اش را بر آموزش نهاده است، هرچند به کندي اما با ريشه باقي ‏خواهد ماند. چون آموزش و آگاهي، هوشياري را در پي دارد که يک "شهروند" به آن نيازمند است.‏

فصل هاي انتخاباتي در ايران، هرچند براي کساني که نقش بازيگران در قدرت را برعهده دارند، فرصت نشستن ‏بر صندلي است اما براي کساني که دلبسته، ريشه دواندن درخت دموکراسي هستند هم فرصتي براي پيمودن راه ‏آموزش دهي و آگاهي دهي است.‏

بدون آنکه در اين مسير دغدغه پيروزي اين گروه يا آن گروه وجود داشته باشد، بايد با تشکيل هسته هاي آموزشي ‏و تبيين توده فهم دموکراسي و حقوق بشر، حتي اگر لازم باشد چهره به چهره و خانه به خانه، بذر" شهرونداني" ‏پاشيده شود که حاصلش براي ايران زمين به بار نشيند.‏

در زمانه اي که فشار، تهديد و سانسور، حداقل کانال هاي ارتباطي معتقدان به دموکراسي با بدنه جامعه را مسدود ‏و محدود کرده است، تشکيل کمپين هاي خودجوش و تلاش در جهت آگاه کردن ملت به همه حقوق داشته و نداشته ‏اش، مي تواند راهکار مناسبي در راهبرد روند دموکراسي در ايران باشد.‏

حقيقت اين است که بخش هاي مختلفي از جامعه ايران، هنوز به اهميت نقش خود ناآگاهند و آگاه و مسئول کردن ‏فرد فرد جامعه ايراني (حتي خودمان) از هر طريقي ثمره اش پرو بال دادن به دموکراسي به عنوان يک آرزوي ‏ديرينه ايرانيان است.

روز آنلاین