شماره مقاله: 1413

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article1413



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

آي آدم‌نما، من به دادخواهي حوا آمده‌ام.../پریناز نعیمی

چهار شنبه7 آذر 1386


از پنجره به استقبال تيرگي شب مي‌روم. عروس كمپين خواب خورشيد را در اوين به انتظار نشسته، محكوم به گناهي كه نبود...

مريم‌ها بوي باروت مي‌دهند؛ اما مريم خسته نيست. انگار هزار تكه از زنانگي‌اش از لابه‌لاي ميله‌ها ابهّت مردانگي زمان را مي‌خروشد و مي‌خراشد.

مريم مي‌خواهد مهريه‌ي تمامي عروسان سرزمين‌اش، مِهر همسرانشان باشد.

او مي‌خواهد زن باشد و نه همتاي مادرش.

گناه مريم شماتت تمامي ليلي‌ها است كه تاوان ديوانگي مجنون بر پيچ و تاب گيسوي‌شان نقش بسته.

مريم مي‌خواهد رداي مردانگي تاريخ، تن‌پوش مريم‌ها نباشد.

هرچند نجابت تمامي حواها زير گام‌هاي شتابان مريم‌ها له مي‌شود و شكوه هزارساله‌ي مادرانشان در انكار گداخته‌ي تمكين رنگ مي‌بازد؛ صداي هزار آواي مريم از ميان سيم‌هاي خاردار به گوش مي‌رسد: آي آدم‌نما، من به دادخواهي حوا آمده‌ام...