|
کوچه به کوچه/ کمپین در اراکجمعه9 آذر 1386 آنلاين بنگريد : کمپین در اراک از خانه كه بيرون آمدم پيش خودم تصميم گرفتم چند تا برگه اي كه توي كيفم گذاشتم پر كنم وبعد برگردم آخه به نظرم خيلي كند پيش مي رفتم چون فقط از دوستان وآشنايانم امضا گرفته بودم و امروز قرار بود براي اولين باربعد از كارگاه آموزشي بين مردم بروم و آنها را دعوت كنم امضا كنند كه حقوق مساوي داشته باشند . بايد اعتراف كنم اولش خيلي توذوقم خورد چون تا اسم كمپين يا قوانين تبعيض آميز را مي آوردم ديگه وقت نداشتند به حرف هايم گوش كنند حتي يك مورد وحشتناك داشتم كه گفت : قبول دارم . برگه را به دستش دادم و گفتم پس امضا مي كنيد گفت : نه چون قبول دارم كه زن نصف مرده ! و من شوكه شده از اين حرف گفتم : يعني چي ؟ گفت : چون مرد نان آور خانواده است بايد ديه كامل بگيرد . گفتم : پس آنجايي كه زن نان آور خانواده است چي ؟ گفت : اون ديگه استثناست و من هر چه گفتم او توجيح موجهي براي خود داشت . در نهايت يكي از دفترچه هاي كمپين را به او دادم و خواهش كردم كه حتما مطالعه اش كند . (آن كس كه نداند ونداند كه نداند در جهل مركب تا ابد و دهر بماند) از آنجايي كه نا اميدي در كمپين جايي نداره به راه افتادم و اين دفعه به يك آرايشگاه رفتم چون صاحب آرايشگاه نبود صبر كردم كه براي صحبت كردن با بقيه از ايشان اجازه بگيرم صاحب آرايشگاه خانم بسيار خوش رويي بود به دقت به حرفهاي من گوش داد و برگه ي امضا را گرفت امضا كرد وبه بقيه هم تاكيد مي كرد كه حتما امضا كنند موقع خداحافظي به من گفت كه دوست دارد يكي از داوطلبين براي جمع آوري امضا باشد چون اطلاعات كمي راجع به قوانين تبعيض آميز داشت از دفترچه هاي كمپين به ايشان دادم و قرار گذاشتم براي روز بعد براي آموزش چهره به چهره كه فكرمي كنم با آن صورت خندانش كار مشكلي نباشد. |