شماره مقاله: 1401

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article1401



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

ما برابریم /شیما فرزادمنش

شنبه3 آذر 1386


مریم در زندان است. بند عمومی زنان اوین!در کنار زنانی که جرمشان سرقت و قتل و رابطه است.نه قاتل نیست ، حتی جرمش سرقت و رابطه هم نیست! روزنامه نگار بود و الان هم از همان جا چیزهایی می نویسد.فعال حوزه زنان است و جرم های سنگینتری هم دارد! گفتند از گردانندگان سایت "زنستان" و "تغییر برای برابری" بوده است و عضو مرکز فرهنگی و کمپین...

همه ی اینها کافی نیست؟؟ برای احضار و بازجویی و قرار صد میلیونی بازداشت و داشتن روزهای مبهم در بند عمومی! چه مي خواستي که حرف از حقوق زنان می زدی ؟ چه می خواهید از تغییر قوانین؟ تبعیض آمیز؟ مگر نمی بینید که خودشان می خواهند تغییرش دهند؟ لایحه حمایت از خانواده را می گویم... برای مهریه تان مالیات گذاشته اند تا دیگر الکی بهانه اش نکنید برای گرفتن طلاق و فرزندانتان.برای همسرانتان هم محدودیت هایی در نظر گرفته اند.برای تعدد زوجات نیازی به اجازه ی شما نیست.می روند دادگاه و از همان جا اجازه می گیرند.تازه امنیت هم دارید دیگر... گشت ارشاد در خیابان دختران بد را جمع می کند تا امنیت خوب ها تامین شود!

مریم جان دیگر از برابری چه می خواستی؟ مگر در خیابان کتکمان نزدند؟مگر 1 سال نیست که هر روز، خبری می رسد از بازداشت و دادگاه و حکم دوستانمان؟ چون می خواهیم برابر باشیم، می خواهیم خودمان انتخاب کنیم و جنس دوم نباشیم!!مگر نه این که یک سال هم از ازدواجت نمی گذرد؟ در زندان چه می کنی؟

می دانم ... می دانم که آنجا هر چه می بینی از ظلم و بی عدالتی _ همانطور که خودت در نامه ات گفتی_ همگی دلیل و انگیزه ات می شوند، تا از حقانیت هدفت بیشتر مطمئن شوی... تو کمپین را به زندان هم خواهی برد، به آنان هم نوید فرداها را خواهی داد و برابری را برایشان ترسیم می کنی. جایت خالیست مریم جان.حتما که زود بر خواهی گشت با لبخند های مهربانت. ما پیروزیم و برابر، در زندان و حکم و کتک خوردن برابریم.

" ما هر چه را که باید

از دست داده باشیم، از دست داده ایم

ما بی چراغ به راه افتادیم

و ماه؛ ماه، ماده ی مهربان

همیشه در آنجا بود "